gram news
Аватар канала انجامه

انجامه

@anjaame

جستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com

1,470подписчиков

Открыть канал

Последние посты

  • انجامه

    19 сент., 00:35изменён

    جستار لغوی پارسیِ «فَک» چیست؟آرواره، زَفَر، زِنْج، زَنَخ، دندان‌خانه؟این جستار اشاره دارد به سخن جناب دکتر قائم مقامی که در فرسته‌ای در کانال تلگرام ایشان در باب «آرواره» آمده‌است.فرهنگستان برای واژه‌ی «فک»، «آرواره» را از گویش‌ برخی از باشندگان سرزمین پهناور ایران بر‌گرفته‌است، اما آنچه پزشکان و دانشمندان و ادیبان و شاعران ایرانی در کهن‌نبشته‌‌ها برای «فک» به‌پارسیِ دَری - یعنی زبان مشترک همه‌ی ایرانیان فارغ از جغرافیای سرزمین ایران - گفته‌اند، چیزی دیگر‌‌ست. آن فرهنگ‌نویسِ فرهنگستان که واژه‌ی «آرواره» را، به‌پیروی از گویش‌های محلّی، چونان برابر‌نهادی برای «فک» پیشنهاد داده به کهن‌نبشته‌های پارسی بی‌التفات بوده‌است و کارش مصداق «لزوم ما لا یلزم» است؛ به‌گفته‌ی میر سید اسمعیل جرجانی، پارسیِ «فک»، «زَفَر» است[۱]. معلوم نیست چرا فرهنگستان در پی گزینش برابرنهادی برای «فک» بوده در حالی‌که پارسیِ آن از هزار سال پیش موجود بوده‌است! اینک چند گواه و نمونه برای این معنی:۱- ...و تثاؤب را
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
  • انجامه

    9 сент., 00:13изменён

    جستار نگاهی انتقادی به مجموعه اشعار جلال‌الدّین حرمی پراگنده در دست‌نوشت فاتح ۳۱۷۰؛ معرفی‌شده در «آینه‌ی پژوهش» ۱۸۷، سال سی‌و‌دوم، شماره‌ی اول، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰.اصلاح چند خوانشاشاره: این جستار به مقاله‌ای که پیوستِ این فرسته است اشاره دارد.با آنکه دست‌نوشت فاتح ۳۱۷۰ کما‌بیش حاوی متون تازی است، امّا برای پارسی‌زبانان از دو روی در‌خور التفات و توجه است: یکم: این مجموعه رساله‌ی بسیار مهمِ «صفیرِ سیمرغِ» شهاب‌الدّین سهروردی را در خود جای داده‌است. ما در خوانشی شتاب‌گونه دریافتیم که نثرِ این روایت از «صفیرِ سیمرغ» بسیار استوارتر‌ و کهن‌گونه‌تر و اصیل‌تر است از آنچه از سوی انتشارات «مولی» به‌چاپ رسیده‌است. علا‌قه‌مندان را به مطالعه‌ی این رساله از این دست‌نوشت فرا‌ می‌خوانیم. دیگرُم: دیگر اهمیت این مجموعه در اشعاری‌ست (بیشتر رباعی، و گاهی نویافته) که کاتب خوش‌ذوق در حاشیه و دیگر جای‌های این دست‌نوشت به‌خامه‌ی خویش پراگنده‌است. کاتب در پارسی و تازی مهارت خوبی داشته و مجموعه را برای
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
  • انجامه

    5 сент., 03:34изменён

    جستار نگاهی انتقادی به تاریخ بیهقی؛ بررسی و اصلاح یک عبارت شرطی: «اگر نه آنستی...»(تاریخ بیهقی، دکتر محمّد‌جعفر یاحقّی، مهدی سیّدی، انتشارات سخن، تهران ۱۴۰۱، چاپ ششم، ص ۳۰۶)نویسندگان و گویندگان پارسی‌زبان در روزگاران دور عبارت‌های شرطی را به چندین روش نوشته‌اند. یکی از صورت‌های رایج در متون کهن‌تر، ساختی است که با عبارت «اگر نه آنستی...» آغاز می‌شود، مانند [۱]:۱- پیغامبر - علیه السلم - نامه‌ی او (= مسیلمه) بر‌خواند و رسولان را گفتا: شما چه گویید؟ ایشان گفتند: ما، دو تن، هَم‌چُنین گوییم کی (= که) نیمی پیغامبریِ زمین تراست و نیمی او (= مسیلمه) را. پیغامبر گفتا: اگر نه آنستی کی (= که) رسول را کَس نکشد، من شما را بکشتمی. (ترجمه‌ی تاریخ طبری، دست‌نوشت سلیمیه (ادرنه)، عکس ۳۱) ۲- ... وگر نه آنستی که آن مردمان که این به‌کار دارند اتّفاق بر این کردند، خلاف آن مخالفان روا داشتیمی، و لکن از عادت بیرون آمدن ناپسنده بود. (التّفهیم لاوائل صناعة‌ التّنجیم، ص ۵۳) ۳- (رسول قیصر روم به عمر:) اگر نه
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    1,24054421Открыть в Telegram
  • انجامه

    31 авг., 01:57изменён

    جستار نگاهی به تاریخ بیهقی؛ «وَلْوالج»، «وَلْوالجی»نام شهر «وَلْوالج» و نسبت «وَلْوالجی» در چند جای در تاریخ بیهقی آمده‌است، اما ضبط این نام و نسبت صورتی یک‌نواخت ندارد: و از آنجا به والوالِج آمد و دو روز ببود... (متن، چاپ ششم، ص ۲۸۴) مصححان در درستی تلفظ «وَلْوالج» نیز به‌گمان بوده‌اند و این نام را گاهی «ولوالِج» نوشته‌اند (متن، ص۳۹۶) و گاهی «وِلوالج» نگاشته‌اند (فهرست نام‌های جغرافیایی)؛ و در تعلیقات جغرافیایی «واَلوالج» ضبط کرده‌اند. روی‌شناس‌ترین کَس که به «وَلْوالج» منسوب بوده فقیه ظهیرالدّین ابی‌المکارم اسحق ابن ابی بکر الوَلْوالجی الحنفی است؛ فتاوی او به‌نام «فتاوی الوَلْوالجیّه» نزد حنفی‌مذهبان شهرت دارد. ما در پژوهش‌هایمان برای یافتن برخی «الفاظ کفر» و واژگان پارسی در متون تازی بیش از ده دست‌نوشت از «فتاوی وَلْوالجی» را بر‌رسیدیم و در آن میان به سندی برخوردیم که در پوشه‌ی پیوست آمده‌است. این آگاهی را با علاقه‌مندان در میان می‌‌نهیم و امیدواریم این سند بتواند برخی از ابهامات
    1,510файл721Открыть в Telegram
  • انجامه

    27 авг., 03:26изменён

    جستار تاریخی / فرهنگی نگاهی انتقادی به تاریخ بیهقی؛ نخستین و کهن‌ترین سند موجود در جهان برای مراجعه به آرای عمومی (همه‌پرسی - رفراندوم) به‌زبان پارسی و در سرزمین ایران.اگر از جنابِ (AI) بپرسند: کهن‌ترین نمونۀ مراجعه به آرای عموی در جهان کَی و کجا بوده، آن جناب، بر پایۀ آگاهی‌های ناتمامِ خود، به موردی در سوییس اشاره می‌کند؛ و آن، در قرن شانزدهم میلادی رخ داده‌است، اما پاسخ او درست نیست؛ البته آن جناب بی‌تقصیر است زیرا آگاهی‌های او محدود است به داده‌هایی که انسان‌های این روزگار در اختیارش گذارده‌اند. به‌گزارش ابوالفضل بیهقی، نخستین «اندیشۀ همه‌پرسی» در غزنین و از سوی بونصر مشکان صاحب دیوان رسالت امیر‌مسعود غزنوی پیش نهاده شده‌است و آن، در تاریخ چهارشنبه سیزدهم ذوالحجّه سال ۴۲۸ ه‌ق برابر با یازدهم مهر‌ماه ۴۱۶ خورشیدی و سوم اکتبر ۱۰۳۷ میلادی بوده‌است؛[۱] و داستان آن از گزارشی که بیهقی از نشستِ امیر‌مسعود با وزیر احمدِ عبدالصّمد، بونصر مشکان، سپاه‌سالار و عارض برای رای‌زنی در بارۀ لشکر‌کشی
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    1,6101231Открыть в Telegram
  • انجامه

    21 авг., 05:50изменён

    جستار نگاهی به تاریخ بیهقی؛ شرح و تفسیر و اصلاح یک عبارت: «مردی رسد!»ما در جستاری به مشکلات تاریخ بیهقی اشاره کردیم. اکنون، نمونه را - و به‌تفاریق - برای آگاهی علاقه‌مندان به تاریخ بیهقی و ادبیات کهن پارسی، مواردی‌چند از این مشکلات را اینجا می‌آریم تا اندکی را از بسیار نموده باشیم. بیشترِ این مشکلات با دقت در متن و تحلیل گفتار بیهقی و آنچه در «میان سطرها» می‌توان خواند، آشکار می‌شود.و روز سه‌شنبه غرَّه‌ی صفر، ملطّفه‌ی نایبِ بریدِ هرات و بادغیس و غرجستان‌ رسید که «داود ترکمان با چهار هزار سوارِ[۱] ساخته از راه رباطِ رزن و غور و سیاه‌کوه قصدِ غزنین کرد، آنچه تازه گشت‌ بازنموده آمد، و حقیقت،[۳] ایزد -[۳] تعالی -[۳] تواند دانست[ن][۲].» امیر سخت تنگ‌دل شد بدین خبر و وزیر را بخواند و گفت: هرگز ازین قوم راستی نیاید؛[۳] و دشمن،[۳] دوست چون تواند بود[ن]؟[۲][۴] با لشکری ساخته‌ ترا[۵] سویِ هرات باید رفت[ن][۲]. تا ما سویِ غزنین رویم، که به‌هیچ حال خانه خالی نتوان گذاشت[ن] [۲] وزیر گفت: فرمان‌برد
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    1,530974Открыть в Telegram
  • انجامه

    7 авг., 14:32изменён

    جستار نگاهی به تاریخ بیهقی و حل برخی مشکلات این کتاب.درود بر مخاطبان ارجمند.روزگاری‌ست که ما مشغول مطالعۀ انتقادی تاریخ بیهقی‌ایم. تاریخ بیهقی از جملۀ گنجینه‌های زبان پارسی است که نویسندۀ دانا و هوشمندش در ضمن روایت تاریخ، آگاهی‌های بسیار ارزشمندی در بارۀ دیگر موضوعات مانند آداب و رسوم و سنت ‌های ملی، آداب سیاست‌ورزی و فرآیند تصمیم‌گیری در سلسله مراتب ارکان دولت، مسایل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جز اینها به ما می‌دهد که اگر در این کتاب نمی‌آمد پارسی‌زبانان در هیچ آبشخور دیگر چیزی ماننداک آن نمی‌یافتند. از این کتاب گران‌مایه دست‌نوشت‌های کهنی که نزدیک به روزگار نویسنده باشد به ما نرسیده‌است، و صورت آنچه که در دست ماست از تصرف کاتبان بر‌‌کنار نمانده و از ریختۀ خامۀ بیهقی بسی دور افتاده‌است. اگر از برخی ویژگی‌های سبکی بیهقی از جمله گرایش‌های شخصی او در گزینش مفردات (چون کاربرد "اقاصیص" برای جمع "قصَّه"!) و نحو اختصاصی زبان او (چون آوردن افعال در آغاز جمله) بگذریم، متنی که به ما رسیده
    1,5101444Открыть в Telegram
  • انجامه

    26 июл., 01:08изменён

    کهن‌نبشته‌های خواندنی.گفت‌و‌گوی دو زائر - یکی، مسلمانی از خراسان؛ دیگری، هم‌کیش او از دیاری ناشناخته و بس دور، دور به‌پنج‌سال راه! نمونه‌ای از گزافه‌گویی‌های خطیبان و عارفان و صوفیان و امامان برای مردمان نادان که از جغرافیای زمین آگاه نبودند.بشرُ بن مُحمد - القاضی - گوید: وقتی در طواف (کعبه) بودم، کَهلی را دیدم آثار پیری بَر عِذار او بدید[۱] آمده، گَردِ آسیای حَوادِث بر پنجه‌ و طُرّۀ او نشسته، طلایع نور و شوایب کافور گِردِ ذوایب شب دیجور شباب او گرفته، سپاه نور گِرد ظلمت عَلَم زده [۲]، تو گفتی رویش سواد تعلیق است، حاشیه سپید کرده، گفت (یعنی آن قاضی): دیدم موی اثر پیری گرفته، روی نشان زردی یافته، اثر سَفَر بَر وی بدید آمده[۲] دُرُوشِ لَّمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنفُسِ (النّحل:۷) بر ران و گوشِ او مُعیّن شده [۳]، چُو دوک باریک شده، لکن چُو چرخ گرد خانه می‌گشت بر عصا تکیه زده؛ به‌تقرّب، پیش او رفتم. مرا گفت: از کجا می‌آیی؟ گفتم: از خراسان. پرسید که: خراسان از کدام طرف
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    2,670115221Открыть в Telegram
  • انجامه

    21 июл., 01:40изменён

    جستار لغوی الفاظِ کُفر «بار خدا»، بار خدای»، یعنی چه؟جناب دکتر قائم‌مقامی در فرستۀ اخیر خود به معنی «خدای» و «بار خدای» پرداخته‌‌است؛ بی آنکه ما از خود چیزی بر نوشتۀ ایشان بیفزاییم یا نظری بدهیم، به یادداشت‌های خویش در این زمینه مراجعه کردیم؛ و اینک، یافتۀ ما از آن یادداشت‌ها:اگر کسی پادشاهی را «بار ‌خدا» می‌گوید، بعضی گفتند که: اگر معنی می‌داند، کافر شود که [۱] «بار» به‌زبان اهل فارس، «بزرگ» باشد، یعنی "خدای بزرگ"؛ و اگر نمی‌داند، پندارد که این نامی دیگر است پادشاهان را، کافر نشود. و اگر «خدای» خواند، به‌یقین، کافر شود، مگر که به‌تأویل گوید؛ و آن، چنان باشد که عبارتِ نامِ «خدا» از «کاررانی» دارد که[۱] کارِ کُلّ ولایت بدو باشد، چنانک "کدخدا" خوانند آن را که کلِ کارِ «خانه» بدو باشد؛ بدین تأویل، کافر نشود. مسئله‌: «بار خدا»، بعضی تقسیم کرده‌اند که اگر بدان، «دو» کلمۀ جدا می‌خواهد: «بار» و «خدا»، کافر شود که[۱] «خدا» نام خاصّ حق - تعالی- است، اما اگر «یک» سخن می‌خواهد، [کافر] نشود
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
  • انجامه

    8 июл., 12:53изменён

    جستار شرح و تفسیر یک بیت از الهی‌نامۀ عطّار و رفع ابهام از «حرف اضافه»همه محدود باشد جز که ملفوظ محیط از لفظ آمد لوحِ محفوظ.اشاره: سخن ما در این جستار باز می‌گردد به چاپ پنجم الهی‌نامه (سخن/۱۳۸۸)؛ اگر از سال ۱۳۸۸ مصحح یا هر شخص دیگر در جایی چیزی ماننداکِ این جستار ما در قلم آورده، ما از آن بی‌خبریم.استاد شفیعی کدکنی - ایزدش تندرست داراد - در تعلیقۀ مربوط به بیت ۴۵۸ الهی‌نامه آورده‌است: محیط از لفظ آمد: کاربرد حرف‌ اضافۀ «از» در اینجا نمی‌دانم چه قدر طبیعی است. چون شاهد دیگری برای آن نیافتم. نسخه بدَلِ A را که «محیط نقطه» دارد قابلِ توجیه‌تر می‌دانم. اگر «محیطِ لفظ» گفته شود معنی روشن‌تر خواهد بود، یعنی لوح محفوظ که قلمروِ علم الاهی است، محیط بر لفظ است، یعنی جهان ملفوظ بیکران است ولی لوحِ محفوظ بر آن احاطه دارد.‌ (ص۵۱۰) گوییم: سخن استاد در شرح بیت به‌طور کلی درست است، اما ایشان در استواری و درستیِ نحوِ کلامِ عطّار و حرف اضافۀ «از» به‌گمان ‌است زیرا برای این کاربرد شاهدی
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    2,3908311Открыть в Telegram
  • انجامه

    21 июн., 08:23изменён

    جستار لغوی چاشتگاه چه هنگام از روز است؟«چاشت»[۱] و «چاشتگاه»[۱] دو واژۀ پر‌کاربرد در زبان پارسی‌اند، اما فرهنگ‌ها تعریف درست و دقیقی از "چاشتگاه"، که هنگام صرف «چاشت» است، به‌دست نداده‌اند و روشی برای دانستن هنگام «چاشت» فراروی خواننده ننهاده‌اند. از همین روی شادروان علامه قزوینی در یادداشت‌هایش ذیل مدخل «چاشت»، دو گواه از تاریخ جهانگشای جوینی و التفهیم ابو ریحان‌ برای «چاشتگاه» می‌آرد و می‌پرسد: «[چاشتگاه] چه وقت است، علی التحقیق؟»[۲] بر فرض این ‌که تا به‌حال کسی به این پرسش پاسخ نداده است، ما این جستار را در پاسخ به پرسش آن شادروان استاد بزرگ می‌نویسیم و آن را به روان آن دانشومندِ زنده‌یاد تقدیم می‌کنیم.زوزنی در «المصادر» برای مدخل «التّغذیه» می‌نویسید: التَّغذیه: کسی را چاشت دادن. (المصادر، دست‌نوشت دانشگاه توکیو، عکس ۷۱ (سال کتابت: ۵۹۰)) و صاحب فتح‌نامه [۳] در علم اللغة آورده: چاشت ترجمۀ ضحاء و غداء، و نیم‌چاشت؛ چاشتگاه ترجمۀ ضحوه و ضحی؛ و طعام، چاشت، ترجمۀ غداء؛ و چاشت خوردن
    Telegramانجامهجستارهای محمد رضی‌پور در کهن‌نبشته‌های پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
    2,38016321Открыть в Telegram
  • انجامه

    17 июн., 16:00

    جستار پژوهشی در خصوص شکل جنگ‌افزار «دار‌شمشاد» بر پایۀ نسخه‌‌‌‌ای نویافته‌‌ از «شاه‌زاده ابراهیم» در کتابخانۀ ملی نروژ.دارشمشاد از جملۀ جنگ‌افزارهایی‌ست که در فرهنگ‌ِ عامه و در قصه‌هایی که درون‌مایه و تم اصلی آن‌ها عشق و ماجراجویی و حادثه است به‌کار رفته است. البته از آنجا که این جنگ‌افزار سلاحی‌ست بسیار سنگین، کاربردش ویژۀ دیوان است و در داستان‌هایی آمده که لختی به حماسه پهلو می‌‌زنند و مبارزه‌ای میان دیو و انسان پیش می‌آید: دیو آواز داد که: آدمی‌زاد! خوب کردی که بدین مکان آمدی...این بگفت و دارشمشادی که داشت حوالۀ شاه‌زاده کرد... آقای براتی در مقاله‌‌‌‌ای (تحلیل رزم‌افزارهای حماسی... ص۳۱) تعریفی از این جنگ‌افزار به‌دست داده‌است. خوشبختا‌نه نسخۀ نو‌یافتۀ ما دارای نگاره‌های رنگی زیبا از صحنه‌های مختلف داستان است و نگارگر در یکی از این نگاره‌‌ها شکل این «دار‌شمشاد» را در دست دیو، نگاشته است. این یادداشت مختصر و این نگاره را با پژوهش‌گران این‌گونه ادبیات و نیز فرهنگ‌نویسان در میان
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
    1,810943Открыть в Telegram
  • انجامه

    12 июн., 13:08изменён

    یادداشت علامه همایی بر نسخه‌ای از کتاب "الفصیح" بخط یاقوت حموی. این دست‌نوشت روزگاری در تملک شادروان علامه همایی بوده که آشفتگی‌‌هایش را به‌ سامان آورده و اکنون در کتابخانه‌ی چستر بیتی نگاهداری می‌شود.یادداشت علامه همایی: بسمه تعالی نسخی را که این کتاب مشتمل بر آن‌هاست عبارت است از نسخه‌‌[ی] نفیسه‌[ی] فصیحِ ثعلب و تمام الفصیح و حواشی غیاث بر شرح شمسیه و نیز حواشی محقق دوانی بر شرح شمسیه و حواشی متفرقه بر شرح تجرید؛ و این اوراق بی نهایت متفرق و آشفته بود، بنده با زحمت بسیار هر‌چه از آن‌ها به دستم آمده بود در این مجلد قرار دادم. امید است که مورد استفاده اشخاص لایق واقع شود. فی شهر محرم الحرام ۱۳۴۷ قمری هجری، مطابق تیر‌ماه ۱۳۰۷ شمسی هجری؛ و انا، العبد، جلال - همایی [۱]و مخفی نماناد که دو نسخه‌[ی] فصیح و تمام‌الفصیح دو نسخه[ی] منحصره[ی] نفیسه است که بخط یاقوت حموی در سنه ۶۱۵ و ۶۱۶ هجری نوشته شده است و قدر آن‌ها دانستنی است.محمد رضی‌پور[۱] به‌سبب کمبود جا یادداشت اصلی علامه همایی را
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
    2,8301231Открыть в Telegram
  • انجامه

    4 июн., 15:11изменён

    درود بر مخاطبان ارزمند. روزگاری، ناخواسته، از نوشتن و پرداختن به کهن‌نبشته‌های پارسی باز‌ماندیم. در این دورۀ‌ فترت چیزی ننوشتیم زیرا اگر خواننده‌ای نباشد «سواد» و «بیاض» یکی‌ست. اکنون شنیده‌ایم که دسترس مخاطبان به اینترنت جهانی رفته‌رفته ممکن می‌گردد. ما هم نرمک‌نرمک به سر کار خویش که همانا نوشتنِ جستار و آوردن گفتار در باب کهن‌نبشته‌ها است، باز می‌گردیم. این باز‌گشت را با تحفه‌ای عزیز و گرامی و بی‌مانند که آینه‌ای است از هنر ایرانی روزگار صفویه، می‌آغازیم. دست‌نوشتی که به ارمغان آورده‌ایم «صد کلمۀ» علی (ع) است که شاهکاری‌ست از هنر خوشنویسی، نگارگری و تذهیب. اصل این دست‌نوشت در سویس نگاهداری می‌شود، اما ما سال‌ها پیش آن را از کتابخانۀ ملی فرانسه برچیدیم. پیشتر، این گنجینه با وضوحی پایین‌تر از نسخۀ‌ اصل از سوی برخی کانال‌ها به عموم عرضه شده است. این نسخۀ‌ اصل است. هر‌چند فایل سنگین است، اما ارزش آن را دارد که به لطایف الحیل به آن دست یازند. این گنجینه در بیستم ماه صفرِ سالِ 967 ه‌ق
    2,450файл203Открыть в Telegram
  • انجامه

    24 мая, 12:17изменён

    کهن‌نبشته‌های خواندنی تاریخ وصّاف: بویِ جگرِ سوخته عالم بگرفت، ور نشنیدی، زهی دماغی که تُراست! (تاریخ وصّاف، دست‌نوشت نورعثمانیه، برگ ۵۱پ، به‌خطّ مؤلّف) محمد رضی‌پور #انجامه #تاریخ_وصاف #کهن_نبشته‌های_خواندنی پی‌نوشت: "بینی"، آن باشد که او "بویی" بَرَد؛
  • انجامه

    24 мая, 12:15изменён

    کهن‌نبشته‌های خواندنیتاریخ وصّاف: بویِ جگرِ سوخته عالم بگرفت، ور نشنیدی، زهی دماغی که تُراست! (تاریخ وصّاف، دست‌نوشت نورعثمانیه، برگ ۵۱پ، به‌خطّ مؤلّف)محمد رضی‌پور#انجامه #تاریخ_وصاف #کهن_نبشته‌های_خواندنیپی‌نوشت:"بینی"، آن باشد که او "بویی" بَرَد؛ "بوی"، او را جانبِ "کویی" بَرَد. (مثنوی، دفتر اول) و نیز گفته‌اند: "مرد" باید که "بوی" داند بُرد...
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
  • انجامه

    13 февр., 13:42изменён

    کهن‌نبشته‌های خواندنی.روییدن درخت عناب در گلو و چینه‌دان کبوتر!از اکنون تا پسین روزی ز گیتی، بر آن خاک ار فرو[۱] آید کبوتر، ز بس‌آغارِ[۲] خون، گر دانه چیند، طبرخون[۳] رُویَدَش در حلق و ژاغَر.[۴] [۵] (تاریخ وصّاف، دست‌نوشت نورعثمانیه، برگ۲۵پ، به‌خطّ مؤلّف) محمد رضی‌پور#انجامه #تاریخ_وصاف #کهن_نبشته‌های_خواندنی #ازرقی_هروی #عناب #ژاغر[۱] دیوان ازرقی: فرود [۲] آغار: نَم و رطوبتی که به جایی نفوذ کند یا مالیده شود و اثرش بماند. (فرهنگ بزرگ سخن).
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
  • انجامه

    3 февр., 19:25изменён

    دوستان! به‌سبب استفاده‌های ناروا (استفاده بدون یاد‌کرد نام کانال و نویسنده = دزدی ادبی) از محتویات بکر و دست‌ِ اول این کانال که در هیچ جای دیگر پیدا نمی‌شود، ازین پس دسترسی به محتویات محدود می‌شود. هر کس پرسش و خواست و التماس یا نیازی دارد، لطفا ما را آگاه کند تا کاری کنیم که او به مرادش برسد. البته می‌توانیم کانال را به‌یکبارگی حذف کنیم بدان‌سان که نه خانی آمد و نه خانی رفت تا ما هم سرِ خویش گیریم و از تشویش برهیم. بباید دانستن که ما را از کردن این کار هیچ باک نیست زیرا در بند و نیازمند نام و نشان نیستیم، اما در حال حاضر این کار را صلاح نمی‌دانیم کردن.P.S.درخواست برخی از مخاطبان محترم را اجابت می‌کنیم و فعلاً محدودیت را بر می‌داریم. امیدواریم بهره‌گیران از مطالب "انجامه" رسم و آیین حرفه‌ای‌گری را فرا چشم دارند و به نام کانال و نویسنده اشاره فرمایند تا ما، ناخواسته، دسترسی را محدود نکنیم. (Feb. 08 - 2026)
    2,340221461Открыть в Telegram
  • انجامه

    25 янв., 17:13изменён

    کهن‌نبشته‌های خواندنی.تاریخ وصّاف: همه جان‌ها ربوده، همه قلب‌ها شکسته.[۱] (تاریخ وصّاف، دست‌نوشت نور‌عثمانیه، برگ ۲۱۶پ)[۱] این گفتارِ کوتاه (که خود گویای بسی چیزهاست) از کتاب تَجزیةُ الامصار و تزجیةُ الاعصار (تاریخ وصّاف)، جلد چهارم است، به‌خطّ مؤلفِ کتاب، عبدالله بن فضل‌الله شیرازی (وصّاف الحضرة) که در کتابخانۀ نور‌عثمانیۀ ترکیه نگاهداری می‌شود. (این دست‌نوشت روزگاری از آنِ مجموعۀ «رَبعِ رشیدی» بوده است.)https://t.me/Anjaame
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
  • انجامه

    5 янв., 00:12изменён

    جستار لغوی. گوا از ناپیدا اندر‌آمد (= شاهد از غیب رسید): تایید تعریف ما از واژۀ «فَرغُرده».علم اندر نور چون «فَرغُرده» شد، پس ز علمت نور یابد قومِ لُد. (مثنوی، ۵/۲۴۸۹)پیشتر در جستاری گفتیم که تلفظ و تعریف لغت‌نامه برای واژۀ بلخی «فَرغُرده» غلط است. همچنین، گفتیم تعریف شادروان استاد فروزانفر برای این واژه - که آن را «خیسیده» معنا کرده‌ - نیز نارسا و نادرست است. در آن جستار گفتیم: «فَرغُرده» به‌معنی «نرم‌» است و آن را مرادِفِ «سست» و مخالف «سخت» و «صُلب» دانستیم؛ همچنین، در جستار یاد شده «پرورده» را نیز جزو برابرهای «فَرغُرده» پیش نهادیم. تصویر پیوست برگی است از یکی از معتبرترین دست‌نوشت‌های دفتر پنجم مثنوی که ما در خوانش انتقادی خود از این دفتر، به‌تازگی آن را در مطالعه گرفته‌ايم. ظاهراً درویشی این دست‌نوشت را در پیش استادی می‌خوانده و در زیر واژۀ ناآشنای «فَرغُرده»، معنای آن را نوشته است: «پرورده».محمد رضی‌پور#انجامه #مثنوی #فرغرده #لغت‌نامه
    Иллюстрация к посту канала انجامهИллюстрация к посту канала انجامه
    2,620752Открыть в Telegram