gram news
Аватар канала Turkic dictionary

Turkic dictionary

@turk_ln

༻ Turkic Dictionary | دیکشنری تورکی ༻ مردمی که خودآگاهی ملی ندارند مانند کودی هستند که مردمان دیگر روی آن رشد میکنند.

1,720подписчиков

Открыть канал

Последние посты

  • Turkic dictionary

    21 сент., 18:30

    توصیف ظاهری قرقیزهای ینیسئی:آنان قدبلندند و با خوی درنده‌ گونه‌ شان هراس‌ آورند. همه‌ شان سفید پوست‌ اند؛ موهایشان روشن و ریش‌ هایشان سرخ است. چشمانشان درخشان و بلورین و اغلب سبز است. با اویغورها میجنگند، اما گاهی هم با آنها دوستی میکنند. به همان زبانی سخن میگویند که اویغورها. موی سیاه در میان قومشان نشانه‌ ای بد شمرده میشود. آنها در سفیدی پوست به اسلاوها شبیه‌ اند. هر قرقیز سیاه‌ موی، حاصل اختلاط با چینی‌ ها به شمار می‌ آید.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    13 сент., 18:53

    Sandığımdan herkes babam gibi gülecek.@TURK_LN
    570видео18Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    12 сент., 16:39

    ‍ آیین بریدن مو و گوش در میان تورکان باستاناین آیینی سوگواری بود. هنگامی که فرمانروایی مهم میمرد، سوگواران اندوه خود را با بریدن مو و ایجاد زخم بر گوش‌ ها، گونه‌ ها یا دیگر بخش های بدن نشان میدادند. این عمل در کتیبه بیلگه قاغان، در روایت مراسم خاکسپاری قاغان بزرگ، ذکر شده است: 𐱅𐰇𐰼𐰜𐰢𐰀 : 𐰉𐰆𐰑𐰣𐰢𐰀 : 𐰘𐰏𐰤 : 𐰨𐰀 : 𐰴𐰔𐰍𐰣𐰆 : 𐰋𐰃𐰼𐱅𐰢 : 𐰉𐰆𐰨𐰀 : 𐰴𐰔𐰍𐰣𐰯 : 𐰴𐰭𐰢 : 𐰴𐰍𐰣 : 𐰃𐱃 : 𐰘𐰃𐰞 : 𐰆𐰣𐰨 : 𐰖 : 𐰞𐱃𐰃 : 𐰆𐱃𐰔𐰴𐰀 : 𐰆𐰲𐰀 : 𐰉𐰺𐰑𐰃 : 𐰞𐰍𐰔𐰃𐰤 : 𐰘𐰃𐰞 : 𐰋𐰃𐰾𐰨 : 𐰖 : 𐰘𐰃𐱅𐰃 : 𐰆𐱃𐰔𐰴𐰀 : 𐰖𐰆𐰍 : 𐰼𐱅𐰇𐰼𐱅𐰢 : 𐰉𐰆𐰴𐰍 : 𐱃𐰆𐱃𐰸 türükümä : bodunuma : yigin : ança : kazganu : birtim : bunça : kazganıp : kangım : kagan : ıt : yıl : onunç : ay : altı : otuzka : uça : bardı : lagzın : yıl : bişinç : ay : yiti : otuzka : yug : ärtürtüm : bukag : tutuk ترجمه: پس از به انجام رساندن این همه، پدرم قاغان در بیست‌ و ششمین روز از ماه دهم سال سگ درگذشت. من مراسم
  • Turkic dictionary

    9 сент., 18:14

    #Fun من وقتی میفهمم در زبان تووایی به هواپیما "اوجار خِمه" (قایق پرنده) میگن، بی اختیار چنین چیزی تو ذهنم میاد:@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    63921821Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    7 сент., 17:37изменён

    مسئله منشا اقوام تورک:بر اساس برخی دیدگاها تورکها بازماندگان جمعیت فرهنگ گورهای تخته سنگی (Slab Grave) و گروههای مرتبط با آن، به ویژه فردی از اولان‑خوخا (Ulanzuha/Ulanzhuk) به شمار میروند. با این حال، این ادعا با تناقضات جدی رو به رو است.نخست، در میان اقوام تورک امروزی، تقریبا هیچ هاپلوگروهی که ویژه دارندگان فرهنگ گورهای تخته سنگی و اولان‑خوخا باشد، یافت نشده است در عوض، خوشه های کاملا متفاوتی از هاپلوگروههای کروموزوم Y در میان تورکها غالب هستند. دوم، از نظر فرهنگی و انسان شناختی، تورکها شباهتهای بسیار بیشتری با فرهنگهای استپی حوزه غربی (از جمله آثار اواخر دوره ساکایی و یادمانهای تورکی در آسیای مرکزی) نشان میدهند. سوم، حتی جمعیت های تورکی که نزدیکترین فاصله را با خاستگاه فرضی (مغولستان شرقی تا فرابایکال) دارند، از نزدیکی ژنتیکی چشمگیری به جمعیت باستانی Slab Grave برخوردار نیستند.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    66117111Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    5 сент., 18:32

    🎧 دنیای موسیقی ترکی در یکجا مجموعه‌ای منتخب از آهنگ‌های ترکی، رپ ترکی و آثار محبوب هنرمندان ترک را دنبال کنید.🎤 رپ ترکی و موسیقی هیپ‌هاپ: @Turkce_Rapi🎶 آهنگ‌های زیبای ترکی: @Turkishh_Songs- برای دسترسی به جدیدترین و بهترین قطعات، همراه ما باشید.
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    5381141Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    4 сент., 12:50

    ترجمه کتیبه ایسیک مربوط به یه کورگان ساکایی، که توسط هارماتا به زبان ایرانی شرقی یا ختنی ترجمه شده؛این ظرف باید حاوی شراب انگور باشد، به همراه غذاهای پخته، به اندازه‌ای که برای یک انسان کافی باشد، و سپس کره تازه پخته شده به آن اضافه شود.همانطور که میدانیم، یک قبر، مکان ایده‌ آلی برای قرار دادن دستور پخت یک غذا و ثبت رسپی است. با این حال ترجمه منطقی این کتیبه به تورکی اصلا مورد پذیرش اساتید هندواروپایی قرار نمیگیره(چرا باید قرار بگیره اصلا؟)@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    1 сент., 16:47

    مقایسه اصطلاحات کوچ نشینی و سوارکاری در زبانهای نیا تورکی و نیا هندواروپاییاخیرا از برخی محافل، ادعاهای پوچی شنیده میشود مبنی بر اینکه زبانهای تورکی از کشاورزان ساکن در حوضه رودخانه لیائوی غربی نشات گرفته اند و سبک زندگی کوچ نشینی را از اقوام هندواروپایی وام گرفته اند. معمولا چنین اظهاراتی با هیچ مدرک و استدلالی پشتیبانی نمیشوند. از همین رو، قصد دارم تحلیل مختصری بر روی کلمات نیا تورکی و نیا هندواروپایی، در زمینه اصطلاحات مرتبط با کوچ نشینی و سوارکاری انجام دهم.این تحلیل بر اساس فرهنگ واژگان استاروستین صورت میگیرد هرچند که چنین تحلیلی برای زبانهای تورکی ذاتا یک مقایسه نابرابر محسوب میشود، زیرا استاروستین بخش زیادی از کلمات ایزوله نیاتورکی را به کلی نادیده میگیرد تا بتواند با سایر زبانها مخصوصا زبانهای موهم آلتایی تطبیق دهد،هرچند بسیاری از این تطبیقات هم اشتباه هست و بعدها نقد خواهیم کرد.۱. واژگان مربوط به اسب (نر، ماده و کره)در زبان نیاهندواروپایی، هفت کلمه برای اسب ثبت شده است:
  • Turkic dictionary

    29 авг., 22:55

    ● کانــال حسرتــلی اورکــ ○ • کدرلی دیکلمه و گوزل اجرالار • گوزل و ترند ماهنیلار • اورک سوزلری و غملی ماهنیلار • غملی کلیپلر و دیکلملر ● خوشحال اولوخ بیزیم کانالمزا گوشولاسیز ○ • کانالمزن لینکی@Hasratli_Urak موسیقی دۆنیامیز اۆنودولموش نغمەلەر، قدیم آذربایجان سەسی و موسیقیسی موغام • فولکلور • کلاسیک 🎼 بیزیم‌له موسیقینین سیرینە دالین! ائشیتمەدینیز نغمەلەری بیزیم‌له کەشف ائدین@Musiqidunyamiz
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    28 авг., 16:29

    یکی از جالبترین شواهد زبانی مربوط به ساکاها، نامی است که آنان برای آمازونها به کار برده‌اند: Oiorpata به معنای "آدمکش" یا "مردکش". این کلمه به آسانی در زبان ترکی ریشه‌ یابی و تبیین میشود.فعل کهن ترکی butu- / buta به معنای "هرس کردن، بریدن و کشتن" کاربرد داشته است. برای نمونه، در جمله‌ ای بازمانده از ترکی باستان میخوانیم:Ol kişini tumluğka buduttı (آن مرد را سرما کشت)که در آن فعل budı آشکارا به معنای "کشتن" به کار رفته است.از سوی دیگر، در ترکی امروزی فعل بیتیرمک (bitirmek) را داریم که ریشه‌ اش bit- به معنای "ناپدید شدن، پایان یافتن، تمام شدن و مردن" است. هنگامی که این فعل به‌ صورت کنایی مانند "من تو را تمام میکنم" به کار رود، در واقع به معنای "من تو را میکشم" است. این ریشه در زبان چوواشی نیز به گونه‌ های nět و nětep دیده میشود و در دیگر زبانهای ترکی باز هم به معنای "کشتن" به کار میرود.درباره بخش نخست کلمه ساکایی، یعنی Oior، باید گفت که این بخش در اصل نوعی کشیدگی و اماله (تمدید
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    25 авг., 19:17

    ملکه بیزانس: چیچک خاتونچیچک خاتون، دختر بیهار خاقان خزرها، که میان سالهای ۷۳۲ تا ۷۵۰ میلادی به عنوان عروس به امپراتوری بیزانس رفت و با کنستانتین پنجم، شاهزاده بیزانسی، ازدواج کرد،فرزند او لئوی چهارم یا لئوی خزری امپراطور روم شرقی بود‌.چیچک خاتون پس از ورود به بیزانس، با غسل تعمید به آیین مسیحیت گروید و نام ایرنه را برگزید. او ملکه دربار بیزانس شد و با ایجاد اتحادی میان بیزانس و خزرها، به نیرویی در برابر حملات اعراب تبدیل گشت.صنایع دستی و هنر در میان تورکان ساحل دریای خزر در بالاترین سطح بود و وسایل خانه، پوشاک، و جامهای طلا و نقره‌ای که شاهزاده‌ خانم چیچک به عنوان جهیزیه با خود آورده بود، تحسین بیزانسی‌ ها را برانگیخت. این سبک در غرب مُد شد و بعدها موجب گردید که این پوشش تشریفاتی، تزیتزاکیون/چیچکیون (Tzitzakion/Çiçekion) نامیده شود.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    17 авг., 13:58

    واژگان مربوط به زندگی یکجا نشینی در تورکی:(h)eb > eb "خانه، سرا" biar-k > bark "خانه، بنا" gel "خانه" در تورکی آزربایجانی به صورت پسوند gil مونده در معنی خانه و خانواده و ...> علی گیل،حسن گیل ..... yūr > yurt خانه در آسیای میانه به صورت متاخر در معنی چادر استفاده میشود kol(3) > kos "کلبه" agıl "آغل" Korım > kurum "آغل، حصار" otag "اتاق" alačuk "کلبه، کابین، اتاق کوچک" opa > oba "سکونتگاه،مسکن" dám " سقف،دیوار" terme "چادر"> bastırma "پنت هاوس" dura "برج دیده‌ بانی" ordo "اقامتگاه خاقانی، خیمه ارتش" orun "مکان، منصب خاقانی" bialy-k > balık "شهر، شهرستان" kent "شهر"
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    9942811111Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    14 авг., 08:30

    آبایف در تحلیل نام خدای سکایی "گویتوسیر" مینویسد: "چاره ای نیست جز اینکه احتمال خطا در نام این خدا را بپذیریم زیرا در شکل(گویتوسیر) این نام، تفسیر ایرانی رضایت بخشی ندارد. اما اگر فرض کنیم که به جای "گ" (G) اشتباها "ت" (T) نوشته شده، به (اویگوسیروس) میرسیم که میشود به زبان ایرانی ریشه یابی کرد.در اینجا به وضوح واقعیات دستکاری میشوند تا با یک مفهوم از پیش تعیین شده هماهنگ گردند. آبایف اساسا امکان تفسیر این نام را بر پایه زبانی غیر از ایرانی کنار میگذارد. اگر علم جهان بخواهد بدون استدلال جدی و صرفا به بهانه اینکه "نام، تفسیر ایرانی قانع کننده ای ندارد"، و دستکاری های عمدی در منابع کهن را بپذیرد در واقع دارد تفسیری از سر ناچاری و به زور را جایگزین واقعیت میکند و این جز گرفتار شدن در دام جاه طلبی های علمی و جعل برخی پژوهشگران جهت تحریف، نتیجه ای دیگر در پی نخواهد داشت.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    12 авг., 17:40

    – یک مانع فکری آموزش به زبان مادری در به اصطلاح ایراندر ایران سخن گفتن درباره زبان مادری دهه هاست که با یک کج فهمی؟ یا شاید بهتر بگم گرایش سلطه گرانه مواجه است.▪️ آموزش به زبان مادری تضعیف کننده وحدت ملی است. این گزاره به هیچ وجه واضح نیست. نخستین مشکل این گزاره تعریف وحدت ملی است. اگر وحدت ملی را به معنای سلطه یک گروه یا یک قوم بر دیگر گروهها و اقوام در نظر بگیریم این گزاره درست است. آموزش به زبان مادری به چالش کشیدن وحدت سلطه گرانه است. وحدت ملی سلطه گرانه ای که هم اکنون بر ایران حکم می راند و زبان فارسی را به اجبار زبان ملی جلوه می دهد. اما تعریف از وحدت ملی می تواند شکل دیگری هم پیدا کند و آن وحدت ملی بر مبنای شهروندی است. بدین معنا که تنها چیزی که بین یک مردمی وحدت ایجاد می کند برابری حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن حقوق گروههای اجتماعی است. به این معنا آموزش به زبان مادری نه تنها تضعیف کننده وحدت ملی نیست بلکه محور اصلی وحدت ملی دموکراتیک در یک کشور چند ملیتی یا چند قومیتی
  • Turkic dictionary

    11 авг., 18:13

    زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت سه)به‌ باور رایت، گسترش زبان فرانسه فقط نتیجه‌ سیاست گذاری‌ های رسمی و برنامه‌ ریزی از‌ بالا‌ به‌ پایین نبود، بلکه پدیده‌ های سیاسی و اقتصادی همچون صنعتی‌ شدن اروپا هم در روند آن تاثیرگذار بودند. یکی از شرط‌ های استخدام در کارخانه‌ ها برای کارگران روستایی دانستن زبان فرانسه بود. بنابراین، تسلط به زبان ملی امکان به‌ دست‌ آوردن شغل، نقش‌ آفرینی در تحرکات اجتماعی و اثرگذاری را فراهم میکرد. در مرحله‌ بعد، انقلاب فرانسه ایده‌ "جمهوری واحد و تجزیه‌ ناپذیر" (one and indivisible republic) را به جهانیان معرفی کرد؛ ایده‌ ای که در آن همگنی "مردم مستقل"، "قلمروی تجزیه‌ ناپذیر" و"زبان ملی واحد" ضروری بود. پس تسلط به زبان ملی دیگر صرفا ارزش ابزاری نداشت، بلکه نشان‌ دهنده‌ وفاداری و تعهد فرد به "ملت" نیز بود. به باور رایت، اصل زیر بنایی ناسیونالیسم فراگیر فرانسوی این بود که همه میتوانند به ملت ملحق شوند، اما در این الحاق اجبار هم بود.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    8661631Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    10 авг., 19:14

    زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت دو)از دید انقلابیون، نظام‌ های سلطنتی مظهر برج بابل بودن جایی که تکثر زبانی به‌ عنوان حربه‌ ای برای حفظ تفرقه و جلوگیری از اتحاد مردم به‌ کار میرفت. در مقابل، آنها وحدت زبانی را شرط تحقق حاکمیت ملی میدانستند. اولین تناقض اما همینجاست که آنها برای برقراری دموکراسی، از تحمیل یکدستی استفاده کردند انگار آزادی تنها در سایه‌ نابودی تنوع معنا پیدا میکند. گام بعدی، خطرناکتر بود: کسانی که فرانسه نمیدانستند، نه صرفا بیسواد، بلکه خیانتکار به ملت خطاب شدند. اینجا هم نقد اساسی وارده البته چرا که ندانستن یک زبان را به‌ راحتی با ضد انقلاب بودن برابر دانستند و بدین ترتیب، مشارکت سیاسی را مشروط به همسان‌ سازی زبانی کردند، نه مشروط به آزادی بیان.برای تحقق این هدف، کمیته‌ آموزش عمومی تاسیس شد و سوادآموزی در لفافه‌ "مشارکت دموکراتیک" تبلیغ گردید. نکته‌ قابل‌ تامل اینکه این سیاست در ظاهر ابزاری برای توانمند سازی بود اما در باطن، مکانیزمی برای حذف هویتهای محلی به‌ شمار میرفت.
  • Turkic dictionary

    7 авг., 14:17

    زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت یک)با وقوع انقلاب فرانسه و روی کار اومدن طبقه‌ سیاسی جدید، سیاست‌ گذاری زبانی به یه اصل کلیدی تبدیل شد. سو رایت با اشاره به سرشماری (۱۷۹۰–۱۷۹۲) مینویسه که در اون زمان، حدود نیمی از مردم فرانسه یا اصلا زبان فرانسه رو نمیدونستن یا خیلی سطحی بلد بودن. انقلابیون به خوبی از این تنوع زبانی آگاه بودن، در گام اول بیانیه‌ ها و فرمان‌ هاشون رو به چندین زبان منتشر کردن تا پیامشون به گوش همه‌ اقشار و مناطق برسهاما این رویه‌ چندان دووم نیاورد و این انقلاب روی سیاه دیگشو هم نشون داد. از سال ۱۷۹۳ به بعد، قانونی تصویب شد که تمام متن‌ ها و قراردادهای رسمی باید منحصرا به فرانسه منتشر بشن. در این مسیر، شهروندانی که با زبان فرانسه آشنایی نداشتن، ابتدا مورد سرزنش قرار گرفتن و بعدها سیاستمداران اون‌ها رو "دشمنان بالقوه‌ انقلاب" خطاب کردن. شعار محوری هم این بود: "ملت آزاد، باید زبان یکسانی داشته باشه."@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    94328111Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    6 авг., 11:17

    در سیستمهای آموزشی همگون گرا، که در آن کودکان بومی و اقلیتها مجبور به پذیرش تدریس اجباری زبانهای مسلط میشوند سبب آسیب‌ های روانی بسیاری میشود و اغلب دانش‌ آموزان را بعدا به استفاده از زبان غالب با فرزندان خود سوق میدهد.در طی یک یا دو نسل، کودکان از نظر زبانی و به روش های دیگر به اجبار مجبور به صحبت به زبان گروه مسلط می شوند. این اتفاق برای میلیونها گویشور زبانهای در معرض تهدید در سراسر جهان رخ میدهد. هیچ مدرسه یا کلاسی وجود ندارد که از طریق آن بشود زبان های بومی و یا زبانهای اقلیت های در معرض تهدید را به کودکان آموزش دهد.بنابراین پذیرش زبان گروه مسلط تر داوطلبانه نیست: هیچ گزینه‌ ای برای مقابله وجود ندارد و والدین اطلاعات قابل اعتماد کافی در مورد پیامدهای بلندمدت انتخاب‌ های مختلف در دسترس ندارند.در نتیجه، این موضوع "خودکشی زبان" نیست، حتی اگر در ابتدا به نظر برسد که گویشوران خودشان زبانشان را رها می‌کنند.@TURK_LN
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
  • Turkic dictionary

    5 авг., 07:09

    بررسی اسامی بخشی از اعضای امپراطوری هوناسامی اعضای خاندان(پارت یک)1.basiğ نام دارای پسوند اسمی مشتق /sig/ هست که در تورکی (در تورکی باستان) به معنای "مانند چیزی" به کار میرود. در زبانهای هون-بلغاری،/ر/ در درون خوشه همخوانی تمایل به حذف دارد،مثل: ärdi>ärti>ïdăهمچنین گرایش به اجتناب از همخوانهای دوقلو (مضاعف) وجود دارد، یعنی؛ Basiğ>bars+sig در معنی به مانند پلنگ.2.kürsig به گفته منگس kür ~ kür + ä معنای "دلیر، نجیب، قدرتمند، جهانی" است. همچنین نام فرمانروای پچنگ( ۹۷۲ میلادی) küra بود.به دلیل قانون بانگ (حذف هجای میانی) به شکل فرمی که پایین توضیح داده شده تبدیل شد.Kür+ä+sig(>kurəsig)>kürsigاین نام به معنای "دلیروار، نجیب وار" است.
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    8442032Открыть в Telegram
  • Turkic dictionary

    3 авг., 19:06

    این یه لحظه‌ از علم به‌ ظاهر بی‌ طرفانه‌ غربه! بله، خیال میکنن که شیونگنوها و هونها به یه زبان دیرین سیبریایی حرف میزدن. به همین دلیل هم هست که بیشتر نامهای هونی ریشه‌ تورکی واضح دارن، اما حتما باید هونها کِت شوند ! یا اینا واقعا یه مشت بیسوادن، یا اینکه
    Иллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionaryИллюстрация к посту канала Turkic dictionary
    7932221Открыть в Telegram