Последние посты

دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:29
این دومین اول مهر عمر منه که نه دانشجوئم نه دانشآموز. دلگیره ولی خب سعی میکنم با این قضیه که معلم و مدرس و تیچر هستم خودم رو آروم کنم.
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:23
بیاید بگید میخواید استقبال کنید که منم بیشتر دلخوش شم.(🙏🏼🙏🏼🙏🏼)معلومه معتادِ دوپامینم؟
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:17
بیاید بگید میخواید استقبال کنید که منم بیشتر دلخوش شم.(🙏🏼🙏🏼🙏🏼)معلومه معتادِ دوپامینم؟
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:14
مطمئنم شما هم دوستش خواهید داشت و استقبال خواهید کرد.🙏🏼(یهو ضایع نشم ایگنور شم دوستان)
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:14
خیلی زود: احتمالا همین آخرهفته.🙏🏼
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:14
خب با تلما حرف زدم و هلم داد به جلو و احتمالا خیلی زود عملیش کنم.
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:13
که میخوام تو پاییز عملیش کنم؟
دخترِ شهرزاد
22 сент., 19:13
یادتونه اون شبها گفتم یه سوپرایز دارم؟
دخترِ شهرزاد
22 сент., 17:27
پس امشب در تاریکی و سکوت،پناه میبرم به ویدئوهای یوتوب بارون در اسکاتلند:)))
دخترِ شهرزاد
22 сент., 17:26
و اگر بخوام منتظر بارون بمونم خیلی طول می کشه تا نگارش این صحنه انجام بشه.
دخترِ شهرزاد
22 сент., 17:26
احتمالا نوشتنش رو بذارم برای آخرشب یا صبح زود. یک زمانی که خونه ساکت باشه و بشه این آهنگ بی کلام رو خوب گوش بدم و خوب اون فضارو بسازم.
دخترِ شهرزاد
22 сент., 15:44
احتمالا نوشتنش رو بذارم برای آخرشب یا صبح زود. یک زمانی که خونه ساکت باشه و بشه این آهنگ بی کلام رو خوب گوش بدم و خوب اون فضارو بسازم.
دخترِ شهرزاد
22 сент., 15:43
از الان به شمایی که دوستهای عزیزم هستید در گوشی میگم، بخش دوم فصل ده.☺️🙏🏼🙏🏼🙏🏼💘✨️
دخترِ شهرزاد
22 сент., 15:43
وای رسیدم به اونجای قصهم که بلاخره اولین دیدار رخ میده. هیجان دارم و نمیدونم چهطور شروعش کنم و بنویسمش.(😭)
دخترِ شهرزاد
22 сент., 10:30изменён
شش کتاب محبوبم در شش ماههی اول سال: - بندها: قصهای پرکشش از یک خانواده با ۳ فصل که هر فصل حاوی تعارضاتی تازه در قصه بود؛ قصهی یک خانوادهی از هم پاشیده اما بههم برگشته. - بیتفاوتی دلنشین دنیا: این قصهی کوتاه و شیرین، یک دید تازه از پیری و جهانهای موازی به من داد که بابتش از پتر اشتام ممنونم.🌾 - اگنس: اولین قصهای که از پتر اشتام خوندم و احساسی تازه از عشق و سوگ رو به کلمات کشیده بود.🪶 - زمینِ سوخته: اولین اثری که از احمد محمود خوندم؛ داستانی با روایتی دست اول از جنگ ایران و عراق، دردناک،دردناک.🌴 - غیب شدن ازمی لنوکس: رمانی جنایی،گوتیک،عاشقانه،زنانه و همهچیز تمام.🍵 - به خونسردی: مستندی جنایی که توسط یک کارگردان نوشته شدهبود! وای از این قصه.🩸 نویسندهی محبوبم نیز در این ۶ ماه پتر اشتام بود و احمد محمود.
دخترِ شهرزاد
21 сент., 11:14изменён
ظهرِ امروز؛🌞


دخترِ شهرزاد
19 сент., 09:30
چه کتابی از هر کشور بخونم؟!🍎 (با توجه به لیستِ قبلی) - ایران: خانهی آفاق / پاییز فصل آخر سال است / چریک.🌟 - ژاپن: چهار فصل در ژاپن / شکوفه و شب تاب / اول شخص مفرد.🌟 - انگلیس: سرود کریسمس / ترغیب / همنت.🌟 شما هم از هر کشور یک پیشنهاد این زیر بنویسید!🍸🪶
دخترِ شهرزاد
15 сент., 15:30
ادبیات هر کشور چه احساسی داره؟! - ژاپن: سکوت،آرامش و گاها حادثههای موثر اما عجیب.🪴 - ایران: شور جوانی و کلههای گرم و قصههای روون.🍎 - انگلیس: عشق و لطافت و گفتگوهای پر از جزئیات.⚡️ این لیست بر اساس تجربهی خوانش من بوده و با معرفی کتاب از هر حس ادامه پیدا میکنه.🍸
دخترِ شهرزاد
13 сент., 10:34
گهواره، برت موریسو/ ۱۸۷۲.


دخترِ شهرزاد
12 сент., 08:56
چهقدر کتابِ نخوانده و چهقدر زندگیِ نکرده.
