Последние посты

✏فقط شعر و غزل 📋
21 сент., 20:30
در آسمان خود از واژه ها ستون دارى دلى به وسعت درياى نيلگون دارىتو آسمانى و درياست عكس تو در آب پر از كلامى و معناى واژه گون دارىتو كه زبان خودت را نگه نداشته اى چه انتظارى از ين مردم زبون دارى؟درون چشم تو آيينه ايست سرگردان كه شكل من تو هم آزارى از جنون دارىستاره در تو درونى ست مثل ماهى و آب هزار كولى عاشق در اندرون دارىاگر چه خسته اى از اهل شهر، بازِ سپيد براى مردم اين ناحيه شگون دارى...#ايمان_كرخى #فقط_شعر_و_غزل
✏فقط شعر و غزل 📋
21 сент., 20:30
مـا را خـیـال وصـلـش بـر بـاد داد آخر تــقــدیــر مـا بــه دسـت صیّاد داد آخردل را چو شاخهای گل تقدیم کردم امّا او هـمـچـو قـاصـدکـهـا بر باد داد آخرپــایــان تـلـخ بــاشـد در انتظار عشّاق تـاوان عـشـق شـیـریـن فرهاد داد آخرغمگینتـریـن غزل را از مکتب شقایق یــاد مــن پـریـشـان ، اسـتــاد داد آخرخاموش بودنم را مدیون بـانـگ طبلم درس سـکـوت کـردن، فـریـاد داد آخراسـرار شـاد بـودن، پرسیدم و نگفتند بـا عـشـق پـاسخـم را شمشاد داد آخرمیجوشد از مزار واسـع چو لالهای سرخ خــونــی کــه زیــر تـیـغ جلّاد داد آخر
✏فقط شعر و غزل 📋
20 сент., 20:32
حالِ ابری شدن و میل به باران دارم دستِ من نیست اگر بغض فراوان دارممثلِ موجی که به طوفان بخورد عاقبتش بخت و اقبالِ کمی بی سرو سامان دارمسرطانی شده ام روح خودم را خوردم باز با این همه امیدِ به درمان دارمعشق میخواست شبی بگذرد ازمن اما دید انگار که من زنده ام و جان دارمدوستم داری؟و این پرسش هربارت بود پس خلاصت کنم ای عشق: به قرآن دارمبعداز این در دلِ من تا به ابد خواهد ماند خاطراتی که من از املشِ گیلان دارم#اسدالله_خندان_املشی #فقط_شعر_و_غزل
✏فقط شعر و غزل 📋
20 сент., 20:32
خواستم ماه شود همدم شبهای دلم تا شب تار رود از دل لیلا که نشدآمدم بر سرِ کویش بزنم خیمهی عشق صبح آمد به شبِ خستهی تنها که نشدخواستم بوسه زنم بر لبِ خاموشِ وفا قصه ام نقل شود درشب یلدا که نشدخواستم جام غمش نوش کنم تا به ابد مست گردد دل من، با میِ مینا که نشدخواستم یک دلِ پرخون به رهش هدیه کنم که پذیرفته شود نزدِ مسیحا که نشدخواستم شعرِ غمم نقش شود رویِ افق نام او ثبت شود در همه دنیا که نشدخواستم بالِ دعا باز کنم سوی سما نام او زمزمه گردد به ثریا که نشد
✏فقط شعر و غزل 📋
19 сент., 20:32
آنچنان روز و شب ای عشق تو را می خوانم!! که فقط شعر و غزَل حَک شده در دیوانمآنچنان برقِ نگاه تو رُبوده دل را که فقط چشمِ تو را می نِگرد چشمانم !!با تو در گوشه یِ سلول ، خوش و آزادم می شود بی تو همه جایِ جهان زندانمبی تو در باغ و چمن ، ابر صفت می گِریم با تو در آتشِ سوزان و بلا خندانمروح و جان داد توان داد نگاهت عشقم !! تا اَبد بنده یِ این دلبری و احسانم !!#علی_باقری #فقط_شعر_و_غزل شما هم به جمع بیش از ۸۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید👇👇👇 @faghatsheroghazal 🌹🌹
✏فقط شعر و غزل 📋
19 сент., 20:32
به تمنای تو جان را کنم ارضا امشب با نگاهت به دلم چشم به دنیا امشبسخن از عشق برآوردهام ای جانِ جهان میزند شعله به جان، آتشِ صحرا امشبرخ مهتاب تو چون آینهی پاک خداست میبرد هوش ز دل چهرهی سیما امشبهمهی عالم از این شوق به شور آمدهاند میزند ساز محبت دلِ یکتا امشبباده از دست تو نوشم، به دل آرام شوم میرود غصه ز جان خسته و تنها امشببه امیدی که نظر بر دل عاشق فکنی میرسد جان منِ خسته به فردا امشبگرچه دنیا همه در پردهی اغماست هنوز موج عشق تو به جان ساحل دریا امشب
✏فقط شعر و غزل 📋
18 сент., 20:31
دارم به اخر می رسم پای زمان لنگ است این زندگی که دیده ام افسون و نیرنگ استدنیا که سنگش را به سینه می زنیم ای دوست ازمن نصیحت سینه اش محکم تر از سنگ استگوشم به در چشمم به در حرف حسابی نیست تنها صدای پچ پچ همسایه و زنگ استتدبیر نا اهلان چه بد درگیرمان کرده با دوستان و دشمنان در بینمان جنگ استغمگینم از انصاف این دنیای لا کردار از کار این دنیا و ادم ها دلم تنگ استتیمور جان کاری بکن خونم حلال تو این قاءله را ختم کن پای زمان لنگ است#وحید_قهرمانی #فقط_شعر_و_غزل
✏فقط شعر و غزل 📋
18 сент., 20:31
با من فقط یک آسمانی گریه دارد وقتی که چشمش را به چشمم می سپاردچون می رسد گل می کند احساس شعرم می آید از نو واژه های نو بکاردما هر دو در یک شهر دل تنگی غریبیم دل داده ای دیگر به غیر از من نداردشب های دلتنگی نمی داند چه حالیست وقتی که دل را با غمم جا می گذارددر من غزال وحشی است این دل که دارم آخر به تیر چشم او جان می سپارد#موسی_رئیسی_وانانی #فقط_شعر_و_غزل شما هم به جمع بیش از ۸۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید👇👇👇 @faghatsheroghazal 🌹🌹
✏فقط شعر و غزل 📋
17 сент., 20:30
در آسمان تو ، روحم پرنده تر باید در آستانه ی تو ، بنده ، بنده تر بایددو چشم جاذبه دارت ، كِشنده تر ؟ آری! سپاه پلک سوارت ، کُشنده تر ؟ باید!بدون پرده بگویم که دوست... امّا نه! صدای مُلتمسم پوست کنده تر بایدلبت به خون اگر آغشته شد خیالی نیست میان حادثه تیغ بُرنده ، تر بایدبه شوق آن که به تشدید عشق اسیر شوم دل شکسته ی من شكَّننده تر بایدنگاه گرم تو دیگر مرا نمی گیرد زنانگیّ تو از این زننده تر باید...به یک تبسّم تو قانعم ولی این بار برای مرگ من این خنده ، خنده تر باید...
✏فقط شعر و غزل 📋
17 сент., 20:30
یا بمان یا که برو اینهمه تردید چرا ؟ دل بریدی ز دلم؛ اینهمه تکذیب چرا ؟بارها عهد شکستی و کََکَت هم نگزید بحث من نیست کسی از تو نپرسید چرا ؟مانده ام بر چه مرامی که وفادار نه ای؟ ذره ای مهر به قلب تو نجنبید چرا؟هر چه من شعر سرودم ز تو و خوبی تو اعتنایی نشد و گوش ِتو نشنید چرا ؟شمع بزم همگان گشتی و خورشید شدی پرتوی از تو به من نیز نتابید چرا ؟صبر بیصبر شد یأس به من روی آورد چارهای نیست ندارم به تو امیّد چرا ؟بگذارم برود هر که دلش با من نیست شعر من بیهُده هی قافیه سنجید چرا ؟
✏فقط شعر و غزل 📋
16 сент., 20:32
شبي بلندتر از نامه هاي من به شما شبي سياه تر از پيچش كفن به شماشبي كه سرمه كشيده ترين زن دنياست مرا كشيده به بستر ، به فكر زن ، به شمابه اينكه عشق شما را چگونه نفي كنم كه هيچ كس نبرد هيچ سؤظن به شماولي نمي شود اين کار را کنم انكار كه اولا ً به خودم نيست ، ثانيا ً به شماچنين كه بي سر و پا، سينه چاك آمده ام منم برهنه تر از شوق پيرهن به شمادراز مي كند اين سايه هرچه قدّ مرا نمي رسد سر ِ انگشتهاي من به شمافقط به خاطر بوسيدن لبان شماست كه مي رسد غزل من، دهن دهن به شما
✏فقط شعر و غزل 📋
16 сент., 20:32
دو تا مچاله در آغوش هم...دو وارسته دو رودخانه ی در هم تنیده ی خستهدو کودتای به هم خورده انقلاب شده دو اشتیاق زمین خورده در دوتا دستهدو تا عدم...دو نفر هیچ ِهیچ ِ هیچ شده گلی نبوده که پوچش کنند سر بستهیکی میان یکی غرق می شود -که منم- یکی تویی پس ازاین هرچه هست، پیوستهدهان شایعه ها را بدوز و راحت باش نگاه آینه ها را ببند آهسته#فاطمه_ابراهیمیان #فقط_شعر_و_غزل شما هم به جمع بیش از ۸۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید👇👇👇 @faghatsheroghazal 🌹🌹
✏فقط شعر و غزل 📋
15 сент., 20:30
پریشان کرده پاییزت گلایولهای گیسو را هوایی می کند نبض سفر قلب پرستو راشبم با طعم شعر و تابش دلدادگی زیباست که پُر سو میکند عشقت چراغ شعر کم سو راسن آواز قو،آغوش هور و بالهی مهتاب نزن برهم به ساز همنوایی این هیاهو راسکوت پر صدای چشم تو آوازهی مصر است عجب باطل کند اغوای نیلت راز جادو رااگر عقل و دل و دینم رمیده از تب عشقت کمند بازوان بگشا و در برگیر آهو راتبم سرد و تنم داغ از جنون فاصله تا توست بیا با بوسهها تجدید کن تجویز دارو را#زیبا_حسینی_جیرندهی #فقط_شعر_و_غزل
✏فقط شعر و غزل 📋
15 сент., 20:30
هرکس به غیر از من بفهمم دوستت دارد لعنت به این عاشق که اورا زنده بگذاردیکلحظه از تو دل نخواهم کند، عیبینیست نا مهربانی ات دل من را بیازارداز دوست هرچه میرسد نیکوست، راحت باش صبر مرا جور و جفایت سر نمیآرددنیا به ما لب تشنهها جای قشنگی نیست یک قطره آب از آسمان وقتی نمیباردقلب خودم را میفرستم پیش تو، امروز یا از سرِ لطفت قبولش میکنی یا رد#مهران_پوپل #فقط_شعر_و_غزل شما هم به جمع بیش از ۸۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید👇👇👇 @faghatsheroghazal 🌹🌹
✏فقط شعر و غزل 📋
14 сент., 20:30
(وقتی بهارم سبزه از چشمات بعد از تو از دنیام چی میمونه؟) خندیدی و خندیدم و رفتی روزای سختی پیش رومونهروزای سختی پیش رومونهده ساله رویامونو سوزوندن پینوکیوهایی که بت کردیم نمرودیا پرتابمون کردن ! گفتی: عزیزم ... زودی برگردیم !آتیش ، گلستون شد ! ولی انگار ...از نسل موسی ایم و میدونی ... نیل از تب این شهر خشکیده ! این نعش هایی هم که جا موندن مال اون ایله که نجنگیده !-ما شعرو دوس داریم ! شعارو نه!-
✏فقط شعر و غزل 📋
14 сент., 20:30
دیدم به پشت پرده که مهرت پر از بهاست قلبم به درد عشق تو عمریست مبتلاست حتماً میان قصه ى ما هم پر از وفاست فکر تو از بقیه برای دلم جداستلبخند میزنی و مرا طرد میکنی...گفتم بمان و رفتی از اطراف این دیار ناگه خـزان رسیـــد برایم پس از بهار من با سکوت طعنه زدم،بر لبان یار سیگار بود و گریه و یک عکس خیس و تارمن سرخ بودم و تو مرا زرد میکنی...از من گذشته ای و کجا میروی دوان? آهسته تر برو ،که به گردت رسم جوان تا کی مرا به حال خودم میکنی خزان تـــو لااقل بیا و کـــنارم کــمی بمانداری دوباره آنچه که او کرد میکنی...
✏فقط شعر و غزل 📋
13 сент., 20:31
من از شعر و غزل ،از واژه ها امشب گریزانم شبیه شعرهایِ حضرت "بیدل" پریشانمتو حال زارِ قلبِ عاشقِ تنها چه میدانی؟ نمیگویی و میخوانم ،نمیخواهی و میدانمبه غمزه یک نظر از نرگست بر صیدِ پر خون کن به زنجیرِ سرِ زلفت اسیر و زار و حیرانمتو رفتی و دریغ از مرهمی بر قلبِ بیمارم چکیده خونِ دل بر دامنم از بغضِ چشمانمچه تنها ماندهام بی تو غریب احوالم و عاشق! هنوز آزرده از غربت ، به حالِ خویش گریانممثالِ دفترِ "صائبِ" در این ابیات سرگردان چرا شرحِ جنونم را نمیخوانی ز دیوانم...؟!#بیتا_خزلی #فقط_شعر_و_غزل
✏فقط شعر و غزل 📋
13 сент., 20:31
چنان کشورگشای شرق خوش آراسته فخرش که هر اسکندری زانو زند در پیش زانویشکشیده لشکر از مژگان و سر بر آسمان ساید شده «نادر» به فتح هند، من تسلیم جادویشنگاهِ نافذش برد از شبم آرامشِ شب را فرایِ حال مجنونم به رخشِ چشم آهویشکمانِ آرش ست ابرو گلِ لاله به پیشانی خجل رنگین کمان از این کمان و خال هندویشگلِ خنده نشسته برلب و موها به طنازی دل از بادِ صبا برده صبا رقصان گیسویششرارِ ریز چشمان و خدا را بندگیش نیست ستایش می کند خود را، که شهری شد ثنا گویشالهه های بابل، سرزمینِ مصر و یونانی چنان در پیشگاهِ «کوروش» و تسلیم ابرویش
✏فقط شعر و غزل 📋
12 сент., 20:30
زبانِ شعرِ مرا ، بی قرار می فهمد کسی که گشته به عشقی دچارمی فهمدکسی که مرغ دلش پرزده است تا دم صبح کنارِ پنجره یِ انتظا ر، می فهمدمرا که زرد و پریشان و در به در هستم زنی که مرده درونش بهار ، می فهمدنگاه منتظرم را همان که یک عمر است نشسته گوش به سوت قطار ، می فهمدمرا به مردم بی درد شهر ، کاری نیست زبان ِ شعرِ مرا ، بی قرار می فهمد#زهرا_آرین_نژاد #فقط_شعر_و_غزل شما هم به جمع بیش از ۸۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید👇👇👇 @faghatsheroghazal 🌹🌹
✏فقط شعر و غزل 📋
12 сент., 20:30
ما دو تن بودیم و جان ما ز یک جان بوده است اینکه بی تو زنده ام والله بهتان بوده استمن غلط کردم اگر روزی به شوخی گفته ام همترازت دختر شاه پریان بوده استهم قبولم داری و هم کار خود را میکنی مثل قرآنم که در جیب رضا خان بوده استشرمساری میکشم از دست خالی چه کنم؟ عشق، از روز ازل ناخوانده مهمان بوده استمن مگر احسان بیارم جای ایمان به خدا فقر، هر جایی که باشد مرگ ایمان بوده استشعر شیرین مرا خواندی و گفتی زیر لب واقعا استادِ تو استادِ شیطان بوده است#احمد_جم #فقط_شعر_و_غزل
