gram news
Аватар канала Imani - Denkbewegungen

Imani - Denkbewegungen

@imanitelegram

λόγον διδόναι Darauf kommt es dann an, in dem Scheine des Zeitlichen und Vorübergehenden die Substanz, die immanent, und das Ewige, das gegenwärtig ist, zu erkennen.

ПроектыDEРазное

1,990подписчиков

Открыть канал

Последние посты

  • Imani - Denkbewegungen

    20 апр., 10:23

    پرده‌ها کنار می‌روند
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:06изменён

    درباره جنگ (۹/۹): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگجنگ: «آموزگار خشن» اما جنگ از کنترل خارج شد-تا حدی نیز چون دو طرف با دو تصوّرِ استراتژیک متفاوت وارد آن شدند: اسپارتی‌ها با استراتژیِ «انهدام» و کشاندن آتنی‌ها به نبردِ قاطع که آتن زیر بار آن نرفت. آتنی‌ها با استراتژیِ «فرسایش» با عملیات‌های محدودِ پیاده‌کردن نیرو و زدن منابعِ اسپارت و تضعیفِ هژمونی آن با از دست دادن متحدانش. استراتژی فرسایش نه مستقیماً علیه نیروی رزمیِ دشمن، بلکه علیه منابعش عمل می‌کند تا او را با تهی‌سازی به تسلیم وادارد. جنگ طول کشید و خسارت‌ها روی هم انباشته شد و و نزد توکودیدس «آسیب‌شناسیِ جنگ» مهم‌تر از علت‌شناسیِ آغازین آن ‌شد: تشدید خشونت، درهم‌آمیزیِ جنگِ دولت‌ها و جنگ‌های داخلی، و فروپاشیِ معناشناسیِ مشترک که زبان را می‌شکند و ارزش‌ها را وارونه می‌کند. جنگ داخلیِ کِرکیرا برای توکودیدس الگوی همه جنگ‌های داخلی است که درونِ جنگ بزرگِ آتن و اسپارت جا گرفته‌اند. اهمیّت جنگ داخلی کِرکیرا تا حد زیادی برآمده از این
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:06изменён

    درباره جنگ (۹/۸): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگ«علتِ نهایی و حقیقی» جنگ توکودیدس ابتدا می‌خواست «جنگ آرکیداموسی» و «لشکرکشی سیسیل» را جداگانه روایت کند اما در ادامهٔ «جنگ دکلیایی» به این نتیجه رسید که هر سه یک جنگ‌اند و «صلح نیکیاس» صرفاً آتش‌بسی طولانی بین آنها بود نه صلحی واقعی که پایانِ قطعی نزاعِ آتن و اسپارت-دریا/زمین، دموکراسی/الیگارشی-باشد. این ایده نه بعد از کاپیتولاسیون آتن بلکه در سال‌های پایانی جنگ در ذهنش شکل گرفته بود، هرچند تقریر آن پس از پایان جنگ شروع شد و بخش‌هایی که مطابق طرح اولیه نوشته بود، مبنای بازنویسی قرار گرفت. نتیجه این شد که لایهٔ نخست هنوز از زیر لایهٔ دوم پیداست و می‌توان دید بازنویسی کجا روی متن نخست نشسته است. اما نکته مهم نه جداسازیِ موشکافانهٔ دو طرح، بلکه این پرسش است که چه چیزی توکودیدس را واداشت فکرش را عوض کند و این تغییر چه پیامدی بر نگرش او به جنگ داشت. در طرح اولیه، آتن برای حفظِ امپراتوری دریاییِ (تالاسوکراسی) خود و توسعه آن می‌جنگید.
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:05изменён

    درباره جنگ (۹/۷): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگلایۀ سوم: میدانِ سیاست، ظاهرِ قدرت، و نقشِ فرد لایۀ سوم جایی است که نه جدلِ استراتژیک و نوساناتِ عاطفیِ شهروندان بلکه نسبت این دو با «تحوّل واقعیِ میدانِ سیاست» را تحلیل می‌کند: وقتی آتن با فاجعۀ سیسیل تضعیف شد، چه رخ داد؟ رقیبان چگونه واکنش نشان دادند؟ متّحدانِ چه کردند؟ و بی‌طرف‌ها چگونه رفتار کردند؟ «بی‌طرف‌ها گمان کردند-اگر کسی از آنها کمک نخواهد-دیگر نمی‌توانند از جنگ دور بمانند، بلکه باید از سرِ تصمیمِ خود علیه آتنی‌ها برخیزند-چرا که اگر آتن در سیسیل پیروز می‌شد، نوبتِ آنها هم می‌رسید-و نیز اینکه ادامهٔ جنگ کوتاه خواهد بود و شرکت در آن برایشان افتخار می‌آورد.» توکودیدس در سیسیل هم دیده بود وقتی کفهٔ قدرت به سود سیراکوز سنگین شد، شهرهای پیش‌تر بی‌طرف به سوی سیراکوز چرخیدند. یعنی هرکس در «ظاهرِ قدرت» بایستد، «بسیاران» را با خود دارد؛ نقطۀ واژگونی‌ای که عمدتاً با نمودِ بیرونی و حدس‌های ناظران بیرونی تعیین می‌شود. «شهرهای تابعِ آتن
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:05

    درباره جنگ (۹/۶): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگلایۀ دوم: نوسانِ دِموس و فرسایشِ اراده پیگیریِ این مسئله ما را به لایۀ دوم در روایت توکودیدس می‌برد: ناپایداری و دودلیِ مزمنِ دِموسِ (مردم) آتن. توکودیدس از «اشتیاق/اعتیاد به این اقدام پرخطر» سخن می‌گوید و منظورش انگیزه‌های مادی و عاطفیِ لشکرکشی است: پیران می‌خواستند با فتح سیسیل موقعیتِ قدرت آتن را تثبیت کنند و خود را با این فکر آرام می‌کردند که «چنین نیروی عظیمی هرگز نابود نخواهد شد»؛ کسانی که در سنین بهتر بودند از شوقِ دیدن و شناختن دوردست‌ها و با امیدِ سلامت بازگشتن همراهی کردند؛ و تودهٔ سربازان به امیدِ درآمدِ فوری و سپس کسب قدرتی که پرداختِ دائمیِ مزد را تضمین کند. این ترکیبِ شومِ ساده‌دلی، کنجکاویِ جهان‌گردانه، و آرزوی امنیت مادیِ پایدار برای فقیران شهری، موتورِ کار است-و از همان آغاز می‌توان حدس زد این مجموعه به‌سرعت می‌تواند به ضد خود بدل شود. ارادۀ دِموس لغزان و نامطمئن است و به رهبری‌ای نیاز دارد که ارادۀ اعلام‌شده را «سخت»
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:04изменён

    درباره جنگ (۹/۵): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگنیکیاس و آلکیبیادس - لایه اول: زوالِ فضیلتِ مدنی مناظرهٔ نیکیاس و آلکیبیادس بر سرِ لشکرکشیِ سیسیل دوئلِ خطابه‌هاست: جدالِ نیکیاس صلح‌طلب-که چند سال پیش پیمان صلح بسته بود-با آلکیبیادس جنگ‌طلب که پیمان صلح را خطا می‌دانست و از مدتی پیش علیه آن بود. نیکیاس سخنش را با این آغاز می‌کند که می‌داند «حفظِ موجود» در آتن محبوب نیست، پس بحث را روی امکانِ «پایداریِ پیروزی» می‌برد و می‌پرسد اگر سیراکوز فتح شود آیا می‌توان آن را نگه داشت؟ «بی‌معناست به دشمنانی حمله کنیم که پس از پیروزی نمی‌توان آنان را نگه داشت و پس از شکست نیز دیگر نمی‌توان مثل قبل به آنان حمله کرد.» هشدار می‌دهد از بدبیاریِ دشمن مغرور نشوند، آتن هنوز از خسارتِ جنگ پیشین رها نشده، و «با حرصِ پرشور کمترین چیز حاصل می‌شود و با دوراندیشیِ خردمندانه بیشترین». توکودیدس موضعِ ضعف نیکیاس را نشان می‌دهد: هدفِ بزرگ نمی‌دهد، فقط حفظِ وضع موجود می‌خواهد. بیشتر با پیران حرف می‌زند، از جوانان
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:04изменён

    درباره جنگ (۹/۴): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگفاجعهٔ سیاسی آتن: فروپاشیِ پولیس پس از دیالوگ ملیان، روایتِ لشکرکشیِ سیسیل می‌آید؛ فاجعه‌ای که به شکستِ آتن انجامید. پس از تکبّری که در دیالوگ ملیان آشکار می‌شود، تاریخِ سقوط آغاز می‌شود. نشانه‌های سقوط از پیش در مناظرهٔ کلئون و دیودوتوس بر سرِ نحوهٔ رفتار با شورشیان موتیلنه و همچنین مناظرهٔ آلکیبیادس و نیکیاس پیش از لشکرکشیِ سیسیل پدیدار می‌شود. هر دو مناظره، زوالِ سیاسی آتن و افول سیاستمداران را نشان می‌دهند. آنها فاقدِ آن دوراندیشی و اعتدالی‌اند که به پریکلس نسبت داده می‌شود. در مناظرهٔ کلئون و دیودوتوس، موضوع بر سرِ سرنوشتِ موتیلنه است. آتنیان موتیلنه را تحت فرمانِ خود آورده‌اند و تصمیم به قتل‌عام گرفته‌اند. سپس از این تصمیم پشیمان می‌شوند و به بحث می‌نشینند. کلئونِ تندرو و دماگوگ بر تصمیمِ نخست می‌ایستد. در مقابل، دیودوتوس به نفع محدود کردن مجازات به رهبرانِ شورش استدلال می‌کند. توکودیدس دماگوگ را وادار می‌کند علیه پیش‌فرض‌های
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:04изменён

    درباره جنگ (۹/۳): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگدیالوگ مِلیان: اولویت قدرت بر حق فشرده‌ترین و درخشان‌ترین صورت‌بندی مفهوم قدرت در دیالوگ ملیان در کتاب پنجم دیده می‌شود: «گره‌گاهِ فکری» اثر و در عین حال نقطهٔ بحران و چرخش آن. مِلوس مستعمره‌ای اسپارتی بود که در سال‌های ۴۱۶–۴۱۵ ق. م. با برتریِ ناوگانِ آتن مورد حمله قرار گرفت. آنچه سفیران آتنی به ملیان عرضه کردند، تا امروز منهاج سیاست‌ِ قدرت (Machtpolitik) است: سیاستِ قدرتِ ناب، بی‌هیچ قیدِ حق، اخلاق و دین. ملیانِ تحت فشار به خِرَد سیاسی، حق و عدالت، و سرانجام به خدایان متوسّل شدند: پیشنهادِ بی‌طرفی، یادآوریِ «فایده» نداشتن دشمن برای آتن، استناد به شرف که تسلیم را بر آنان ممنوع می‌کند، سخن از بی‌ثباتیِ بختِ جنگ که ممکن است بر ضدِ قوی‌تر برگردد، امید به یاریِ اسپارت، و در نهایت تمسّک به خدا و سرنوشت. سفیرانِ آتن به هر استدلال پاسخی تند و بی‌درنگ می‌دهند: بزرگواری و پذیرشِ بی‌طرفی نشانهٔ ضعف است؛ قدرتی که گسترش نیابد، ضعیف پنداشته می‌شود
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:02изменён

    درباره جنگ (۹/۲): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگانسان‌شناسی و رئالیسمِ قدرت در تفسیر ماکیاولی، هابز و نیچه این اثر پیش از هر چیز تحلیلی رئالیستی از قدرت است. رئالیسمی که از یک‌سو بر نظریه‌ای دربارهٔ طبیعتِ انسان استوار است و از سوی دیگر بر مشاهده‌ای خونسردانه از کردارِ واقعیِ انسان‌ها و ملّت‌ها. در برابر این رئالیسمِ قدرت اما، نقدِ قدرت و نقدِ کردارِ بالفعل نیز قرار دارد. توکودیدس این نقد را همچون پزشکیِ سیاست عرضه می‌کند: خونسرد در تشخیص و کوشا در ارائهٔ دقیق‌ترین توصیفِ ممکن. اما او، همچون پزشک، علاقه‌مند است که از دلِ پاتولوژی، شناختی برای آنچه سالم است و برای عملِ آینده سودمند خواهد بود، به‌دست آورد. آنچه در نگاه نخست همچون دفاعیه‌ای از قدرت می‌نماید، در حقیقت تحلیلی دیالکتیکی از قدرت است. تصویر توکودیدس از طبیعتِ انسان با شور و کشش‌ (ὄργια) آدمی تعیین می‌شود. عناصر آن: πλεονεξία یعنی میل به «بیشتر داشتن»، که وسوسه‌ای از جنس قدرت است؛ τόλμα به معنی جسارتِ مخاطره‌آمیز؛ ἔρως یا
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:02изменён

    درباره جنگ (۹/۱): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگتوکودیدس و هرودوت دو تاریخ‌نگار بزرگ یونان باستان‌اند. در مقایسه با هرودوت که به روایت‌‌هایِ خیال‌انگیز (جنگ‌های ایران و یونان) گرایش دارد، توکودیدس بنیانگذارِ تاریخنگاریِ علمی است: پیوند هرودوتی تاریخ‌ با شعر و الهیات و اسطوره را می‌گسلد و تاریخ و سیاست را اموری با عاملیّت انسانی‌ می‌فهمد که از یک‌سو زیر فشار ضرورت و اقتضائات وضعیت، و از سوی دیگر تحت تأثیر شور و امیال حرکت می‌کنند. موضوع اثر او جنگ بین آتن و اسپارت (۴۳۱–۴۰۴ ق. م.) است: نمایش دیالکتیکِ بین قدرتِ بی‌مهارِ آتن و تکبّر («هوبریس»/ὕβρις) و سقوط. «تاریخ جنگ پلوپونزیِ» به عنوان نخستین اثر فلسفه سیاسی که سه دهه قبل از پولیتیای افلاطون نگاشته شد و در دیالوگ منکسنوس افلاطون نیز می‌توان رد آن را یافت، در دوران باستان، بیش از همه بر تاریخ‌نگاران اثر گذاشت: پولیبیوس، سالوست و تاسیتوس. در دوران جدید اما بیشتر فیلسوفانی چون ماکیاولی، هابز، هردر، هگل و نیچه را تحت تأثیر قرار داد. هگل
  • Imani - Denkbewegungen

    18 апр., 21:01изменён

    درباره جنگ (۹): تحلیل‌ لایه‌لایه توکودیدس از جنگدر نُه بخش«برای شنیدن، شاید این گزارشِ غیرشاعرانه کمتر دل‌انگیز بنماید؛ اما هر کس بخواهد آنچه را رخ داده است به‌روشنی دریابد، و از این رهگذر آنچه را در آینده نیز، برحسب طبیعتِ انسانی، بار دیگر همانند یا مشابه آن خواهد بود، بشناسد، آن را سودمند خواهد یافت، و همین برای من کافی است: این اثر برای تملّک همیشگی (κτῆμα εἰς ἀεί) نوشته شده است، نه چونان نمایشی برای شنیدنِ یک‌باره».- توکودیدس، تاریخ جنگ پلوپونزی
  • Imani - Denkbewegungen

    12 апр., 12:16изменён

    دربارهٔ جنگ ۹، ۱۰ و ۱۱ (پیش‌پرده): اندیشهٔ سیاسیِ جنگتحوّلات سیاسی چه در نظامِ درونی دولت‌ها و چه در نظامِ بیرونی جهانی، گاهی چنان آهسته و بی‌صدا پیش می‌روند که معاصران اغلب متوجّه آن نمی‌شوند و نخست پس از گذشت سال‌ها یا حتی دهه‌ها تاریخ‌نگاران روایت آن را بازسازی می‌کنند و گاهی چنان با گسست‌های بنیادین واقعیت را زیر و رو می‌کنند که برای معاصران همچون «فروپاشی»، «زوال» و «پایان» یک نظام و یک دوره نمایان می‌شوند و با شکل‌گیری گروه‌بندی‌های جدید آرایش نویی از نیروها به وجود می‌آورند. می‌توان ظهور چین به عنوان قدرت جهانی و انقلاب فرانسه در آستانهٔ عصر مدرن اروپا را مثال این دو نوع تحوّل دانست، اگرچه واقعیت لزوماً همیشه از منطق «این یا آن» تبعیّت نمی‌کند و بسیاری اوقات گسست‌های بنیادین نتیجهٔ تحوّلات بی‌سر‌ و صدایی است که طی دهه‌ها در حال رخ دادن بوده است.در هر دو نوع تحوّل می‌توان حداقل دو نیروی عمده را تشخیص داد: نیروهای جدید و پیشگامان نظم نو و نیروهای طرفدار بازگشت به مناسبات قدیم و
  • Imani - Denkbewegungen

    10 апр., 21:57

    قومی کـه مفهوم بدی از خدا دارد، همچنین دولتی بد، حکومتی بد و قوانینی بد دارد. - درس‌های فلسفهٔ دین هگل ۱۸۳۱Das Volk, das einen schlechten Begriff von Gott hat, hat auch einen schlechten Staat, schlechte Regierung, schlechte Gesetze. - Hegel 1831سفر خروج ۳۲: ۲۵ تا ۲۹ سفر خروج ۲۳: ۳۱ تا ۳۳ سفر خروج ۳۴: ۱۲ تا ۱۴سفر تثنیه ۱۲: ۲ تا ۳ سفر تثنیه ۲۰: ۱۰ تا ۱۷ سفر تثنیه ۱۳: ۱۲ تا ۱۸یهودیّت منشأ خشونتِ دینی، نفرتِ دینی و جنایتِ دینی در تاریخ است. دولت اسرائیل نیز دستورات و قوانین تنخ را اجرا می‌کند.
  • Imani - Denkbewegungen

    9 апр., 13:38

    درباره جنگ (میان‌پرده): دوگانی (binarity)، تقارن (Symmetry) و حاکمیّت (Sovereignty)؛ نگاهی به تجربه جنگ در اروپا و مفاهیم اساسی آنبخش سوم: حاکمیّتپیش‌شرط ناگزیر برای اعتبارِ چنین نظمی، انحصاری‌شدنِ خشونتِ جنگ در دستِ دولت، یا دقیق‌تر: در دستِ حاکمِ صاحبِ «حاکمیّت» بود. بدون این انحصار، اصلِ tertium non datur (راهِ سومی در کار نیست) نمی‌توانست به واقعیّتِ سیاسی بدل شود و صرفاً در حدّ یک مطالبهٔ هنجاری باقی می‌ماند. در حالی که گروتیوس در سامان‌دهیِ تازهٔ حقوقِ جنگ می‌توانست به قُدما تکیه کند و به استدلالِ خود اعتبار ببخشد، «حاکمیّت» مفهومی کاملاً مدرن بود؛ مفهومی که ژان بُدن، در امتدادِ بحث‌های پیشین دربارهٔ «مرجعیّتِ نهاییِ غیرقابلِ استیناف» پروراند.بازگشتِ همبستگی‌های فرامرزی—طبقاتی، دینی، قومی—امروز دوباره نظمِ دوگانی مبتنی بر حاکمیّتِ دولت‌ها را به چالش کشیده و با فروپاشی نظمِ نظام وستفالی به‌سختی می‌توان تصوّر کرد که دوباره احیاء شود. نظم وستفالی البته صرفا در اروپا برقرار بود
  • Imani - Denkbewegungen

    9 апр., 13:30

    درباره جنگ (میان‌پرده): دوگانی (binarity)، تقارن (Symmetry) و حاکمیّت (Sovereignty)؛ نگاهی به تجربه جنگ در اروپا و مفاهیم اساسی آنبخش دوم: تقارناما دوگانی بدونِ تقارن (Symmetry) دوام نمی‌آورد. نظمِ دوگانی، در عین حال نظمی است مبتنی بر شناساییِ متقابلِ قدرت‌ها: نظمی که نه فقط حدّ میانی و وضعیت سوم را منتفی می‌کند، بلکه کسانی را نیز کنار می‌گذارد که به نظم تعلّق ندارند یا آن را به رسمیّت نمی‌شناسند.این بستنِ دایرۀ «خودی‌ها» به دفاع از نظم انگیزه می‌دهد. نظم، متقارن است: بازتابِ توانایی‌ها و ادعاهای خود در توانایی‌ها و ادعاهای دیگری. از این حیث، دوگانگی و تقارن یکدیگر را تقویت و تصدیق می‌کنند و سرشتی محافظه‌کارانه دارند؛ زیرا بر پیش‌فرض‌هایی تکیه می‌کنند که جهانی‌کردن‌شان دشوار است. این نظم در اروپا محدود ماند؛ هرچند آغازِ سازمان ملل را می‌توان تلاشی برای جهان‌شمول‌کردنِ آن دانست. اما پذیرشِ دولت‌هایی که در درونِ خود از پسِ اجرای انتظاراتِ نظمِ دوگانی برنمی‌آمدند، شکل‌هایی از جنگاوری
  • Imani - Denkbewegungen

    9 апр., 13:19

    درباره جنگ (میان‌پرده): دوگانی (binarity)، تقارن (Symmetry) و حاکمیّت (Sovereignty)؛ نگاهی به تجربه جنگ در اروپا و مفاهیم اساسی آن - در سه بخشبخش نخست: دوگانییکی از بزرگ‌ترین مشکلاتِ نظم‌های بین‌المللی این است که در شناسایی و نام‌گذاریِ وضعیت، «وضوح» و «یک‌معنایی» ایجاد کنند. نمونهٔ کلاسیکِ آن این پرسش است که آیا یک دولت با دولت‌های دیگر در وضعیتِ جنگ است یا صلح. این مسئله به هیچ‌وجه بدیهی و ساده نیست؛ عنوانِ دوره‌سازِ «جنگ سرد» یا اصطلاحِ جدیدترِ «جنگ هیبریدی» که هر دو نامِ وضعیتی مبهم و نامعیّن‌اند، مثال بارز این وضع‌اند. پاسخِ روشن به این پرسش که «در جنگیم یا در صلح»، وقتی دشوارتر می‌شود که مرجعِ موردِ پذیرشِ همگان وجود نداشته باشد تا در مواقع ابهام به‌صورت الزام‌آور تعریف کند جنگ چیست و صلح چیست. این مرجع می‌تواند یک «نگهبان» در رأس باشد: قدرتی که در مواقع ابهام، جنگ و صلح را تعریف می‌کند و با تعریفِ نهایی، واقعیت را تعیین می‌کند. در اروپا این سازوکار—به‌درجاتی—تا پیش از اصلاح
  • Imani - Denkbewegungen

    7 апр., 07:35

    فکر نمی‌کنید وقتی خواستار بمباران اتمی ایران‌ به عنوان راه‌حل نهایی و قتل‌عام میلیونی‌ ایرانیان‌اند، فراخوان ژانویه/دی‌ماه پهلوی و کشتار بی‌سابقهٔ آن نیز حداقل می‌تواند بخشی از پروژهٔ جنایت جنگی اخیر با عاملیّت بیگانه باشد؟! به هر حال عادی‌سازی بمباران اتمی ایران هم که از خیلی وقت پیش در رسانه‌های عبری دولت یهود مطرح شده بود، به رسانه‌های فارسی آن که خرجش را سعودی می‌دهد، نیز راه یافت. Pahlavitardها به زودی در خیابان‌های سراسر جهان: Nuke themجالب است که هر Nobody اگر در یکی از شبکه‌های اجتماعی تبلیغ «بمباران اتمی اسرائیل» را بکند، بلافاصله حسابش پاک می‌شود و برای تبلیغ جنایت جنگی تحت تعقیب قرار گرفته و تا قرار دادگاه بازداشت می‌شود. در این مورد ایکس فقط کامنتی از کاربران را ضمیمه کرده که «از نظر آن کاربران می‌تواند برای بقیه جالب توجه باشد.»
  • Imani - Denkbewegungen

    5 апр., 16:11изменён

    دربارهٔ جنگ ۸: زمین و دریا؛ مکانمندیِ نظم، بی‌مکان شدن نظم و نظمِ فضای بزرگبخش هفتماگر اندیشۀ اشمیت را خلاصه کنیم، تنها جنگ زمینی قادر است تمایز روشنی میان جنگ و صلح برقرار کند؛ در حالی که جنگ دریایی (یا جنگِ قدرتِ دریایی)—به‌ویژه با ابزار محوریِ محاصرۀ تجاری و تحریم—این تمایز را مخدوش می‌کند. بویژه وقتی تحریم‌ها برای مهندسی رفتار سیاسی مردم و حکومت‌ها به کار می‌روند. از این منظر، تحریم‌ها—اگر همراهِ جنگِ نظامی نباشند—شکلی از آن چیزی‌اند که امروز «جنگ هیبریدی» نامیده می‌شود: شیوه‌ای برای تحمیلِ اراده که نه با انرژی جنبشیِ گلوله و بمب، بلکه با ابزارهایی دیگر همان هدفِ خشونتِ جنگی را دنبال می‌کند—تحمیلِ اراده—با این تفاوتِ سیاسیِ بنیادین که خود را «جنگ» نشان نمی‌دهد. معمولاً حمله به سامانه‌های ارتباطی و مدیریتیِ یک دولت را جنگ هیبریدی می‌دانند؛ اما می‌توان تحریم‌های اقتصادی علیه اقتصاد یک کشور را نیز در شمار آن آورد. از نگاه «غربی» اینها اقداماتی پایین‌تر از آستانۀ جنگ‌اند؛ اما از
  • Imani - Denkbewegungen

    5 апр., 16:08изменён

    دربارهٔ جنگ ۸: زمین و دریا؛ مکانمندیِ نظم، بی‌مکان شدن نظم و نظمِ فضای بزرگبخش ششمکلیدِ به رسمیّت شناختنِ «دشمنِ هم‌تراز» همان به رسمیّت شناختنِ یک بازیگر دولتی به‌عنوان «قدرت بزرگ» است—و این به رسمیّت شناختن تنها از سوی قدرت‌های بزرگِ دیگر صورت می‌گیرد. اما در جهان تک‌قطبی‌ای (unipolar) که یونیورسالیسم بر آن مسلّط است، از نظر اشمیت دیگر قدرت‌های بزرگ به رسمیّت شناخته نمی‌شوند. می‌توان این را به وضع کنونی هم تعمیم داد: روسیه خود را به عنوان قدرت بزرگ به رسمیّت شناخته‌شده نمی‌بیند، و جنگ اوکرایین را به عنوان «نبردی برای کسبِ شناسایی» آغاز می‌کند. در این نقطه، اشمیت بدبینیِ خود را آشکار می‌کند و توضیح می‌دهد چرا بسیاری از حقوقدانان بین‌الملل آنچه او «راهی به سوی بی‌نظمی» می‌خوانَد را پیشرفتِ بزرگِ نظم جهانی دانسته‌اند: به زعم او، «آموزهٔ حقوق بین‌الملل اروپایی در اواخر قرن نوزدهم آگاهی از ساختارِ فضاییِ نظمِ پیشینِ خود را از دست داد.» حقوقدانان بین‌الملل ‌یونیورسال‌کردنِ قواعدی را که
  • Imani - Denkbewegungen

    5 апр., 16:02

    دربارهٔ جنگ ۸: زمین و دریا؛ مکانمندیِ نظم، بی‌مکان شدن نظم و نظمِ فضای بزرگبخش پنجمدر سال ۱۹۴۲، هنگام نگارشِ «زمین و دریا»، اشمیت هنوز تا حدی خوش‌بین بود که فرسایشِ تضّادِ ساختاردهندۀ «نظم جهانی» میان زمین و دریا—که در جنگ جهانی اول نیروی نظم‌بخشیِ خود را از دست داده بود—با ورود هواپیما به‌عنوان «سلاحِ فضایی» تازه، به روندی خواهد انجامید که نوموس جدیدی برای زمین پدید آورد. با نیروی هوایی، «تقسیمِ دریا و زمین —که بر آن پیوندِ پیشینِ سیادت دریایی و سیادت جهانی بنا شده بود—» اهمیّتش را از دست می‌دهد. «پایهٔ تصرّفِ دریاییِ بریتانیا و در نتیجه نوموس پیشینِ زمین از میان می‌رود.» اما این برای اشمیت آن زمان به معنای فقدانِ هر نوموسِ جدید نبود: «نوموس قدیم از میان می‌رود و با آن یک نظامِ کامل از معیارها، هنجارها و مناسبات نیز. اما آنچه می‌آید، صرفاً بی‌حدّ و مرزی یا فقدان هر گونه نوموس نیست. در جدالِ نیروهای کهنه و نو، معیارهای عادلانه پدید می‌آیند و تناسب‌های معنادار شکل می‌گیرند.» این نگاه