gram news
Аватар канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

@irajrezaie

رقص است زبانِ ذرّه زیرا جز رقص دگر بیان ندارد "مولانا" ارتباط با ادمین @Irajrezaiee برای شرکت در کلاس های مجازی به آیدی زیر پیام دهید. @rezarzzie

3,470подписчиков

Открыть канал

Последние посты

  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    21 сент., 17:00изменён

    «او باز هم راه سفر در پیش می‌گیرد، سفرهایی که به عکس گذشته بی‌شکوه و جلال و بی‌سلاح و بی‌خبر به راه آنها گام می‌نهد. به رم می‌رود، چون شهری دوردست است و در آنجا هیچ‌کس او را نمی‌شناسد. همان‌گونه که دیروز گِرد زیباروتربن دختران می‌گشت، این زمان دور و بَرِ گدایان پرسه می‌زند.‌ به سگی می‌ماند که شکار را بو می‌کشد. او در پی فقر نیست. در جست‌وجوی غنایی است که هیچ ثروتی را بدان دسترس نیست. به غریزه حدس می‌زند که حقیقت بیش از آن که در بالا باشد در پایین است، بیش از آن که در فزونی باشد در کاستی است. و حقیقت آیا چیست؟ حقیقت خارج از وجود ما نیست. حقیقت در شناختی نیست که از آن پیدا می‌کنیم، بلکه در نشاطی است که بر ما ارزانی می‌دارد. حقیقت چنان نشاطی است که هیچ چیز را توان فرونشاندن آن نیست، گنجی است که حتی مرگ، این زاغ رُباینده، را قدرت ربودن آن نیست.»▫️رفیق اعلی: کریستیان بوبَن، ترجمهٔ پیروز سیار، فرهنگ نشر نو، ص ۵۴.@irajrezaie
    Иллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضاییИллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
    4701011Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    21 сент., 13:31изменён

    مؤسسهٔ«مهر شمس رویان » با افتخار برگزار می کند: 📚این بار قرار است کنار هم بنشینیم و با همراهی اساتید عزیزمان، دکتر ایرج رضایی و استاد نسرین فرقانی مهمان دنیای «رفیق اعلی» شویم. اثرِ فاخرِ کریستین بوبن و ترجمه یِ ارزشمندِ پیروزسیار👌 اما این قرار، یک شرط شیرین
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    19 сент., 12:47изменён

    نقد شاهنامه یا نقد شاهنامه‌خوانی؟هرگاه سخن از «نقد شاهنامه» به میان می‌آید، نخست باید پرسید موضوع نقد دقیقاً چیست: خودِ روایت فردوسی، سنت‌هایی که او از آنها بهره گرفته، یا تصویری که روزگار ما از شاهنامه ساخته است. به نظر می‌رسد که بسیاری از جدل‌های چند دههٔ اخیر، نه با متن، بلکه با نحوهٔ خواندن، تفسیر و به‌کارگیری آن درگیرند.شاهنامه متنی است با بیش از هزارسال قدمت؛ اما شاهنامه‌ای که امروز در ذهن ما حاضر است، تنها حاصل خواندن مستقیم اثر نیست. این تصویر از خلال تصحیح‌ها، پژوهش‌های دانشگاهی، تفسیرهای ادبی و تاریخی، پروژه‌های هویتی و نیازهای فرهنگی هر دوره ساخته شده است. از این رو باید میان شاهنامهٔ فردوسی و «شاهنامه» در گفتمان معاصر تمایز نهاد.این تمایز، خوانش‌های تازه را بی‌اعتبار نمی‌کند. هر متن بزرگ ناگزیر در هر نسل، دوباره خوانده می‌شود. مسئله آن است که تفسیر را با خود متن یکی نگیریم. مخالفت با تلقی شاهنامه به‌عنوان متنی «ملی‌گرا» یا «ملت‌ساز»، تا وقتی که به ساختار روایی و زبانی
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    19 сент., 06:49изменён

    «شاهنامه شاید بزرگ‌ترین مبارزه‌ای است که در طول تاریخ در این مملکت شده است.»این سخن زنده‌یاد بهرام بیضایی، به گمان من، یکی از دقیق‌ترین سخنانی است که دربارهٔ شاهنامه گفته شده است. جوهر پیام شاهنامه را شاید بتوان در همین یک جمله کوتاه خلاصه کرد. البته بحث بر سر این نیست که آیا فردوسی هنگام سرودن شاهنامه دقیقاً چنین هدفی را در سر داشته است یا نه. سخن بر سر کارکرد تاریخی شاهنامه است؛ اینکه این کتاب در دوره‌های خطیر و سرنوشت‌ساز، عملاً چنین نقشی در زندگی ایرانیان ایفا کرده است.بدین قرار، اقبال دوبارهٔ ایرانیان به شاهنامه در روزگار ما شایستهٔ تأمل است. آنان شاهنامه را فقط یک منظومهٔ کوه‌پیکر و شاهکاری ادبی در زبان فارسی نمی‌بینند؛ بلکه گویی در آن پناهگاهی می‌یابند برای بازاندیشیدن در هویت، ملیت و ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی خویش. شاهنامه متنی است که می‌توان به جهان آن پناه برد، داستان‌هایش را از نو خواند و بازآفرید و حول محور مشترکی که نامش «ایران» است، دوباره گرد آمد.از این منظر، شاهنامه
    3,76014771Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    18 сент., 08:54изменён

    در آستانهٔ ماهِ مِهردر آستانهٔ ماهِ مِهر، به همراه جمعی، سَری به خانهٔ مشروطهٔ تبریز زدیم. میان اتاق‌ها، با نشان دادن مجسمه‌ای، رو کردم به بچه‌هایی که همراه ما بودند و گفتم: «بچه‌ها، ایشان میرزا حسن رشدیه است؛ کسی که برای تأسیس مدرسه‌های جدید در ایران بسیار کوشید و به سبب همین کار، از سوی مخالفان آموزش نوین آزارها دید.»هنوز حرفم تمام نشده بود که هر سه بچه، تقریباً با یک لحن و زبان، گفتند: «کاش همان اول می‌کُشتندش تا ما الان بیچاره نشده بودیم!» به همراه خندهٔ بلند بچه‌ها، لبخند تلخی زدم. به‌سختی توانستم ظاهرم را حفظ کنم. با شنیدن این حرف، دیگر شوق و رمق چندانی برای ادامهٔ تماشا نداشتم. انگار به انتهای سفر رسیده بودم. دلم می‌خواست زودتر برگردم.در مسیر بازگشت، تمام ذهنم مشغول بوی ماهِ مدرسه بود؛ بویی که بزرگ‌ترها معمولاً وانمود می‌کنند خوشایند است. بچه‌ها اما از ما آدم‌بزرگ‌ها رو راست‌ترند. ابایی ندارند به چیزی که در نظرشان خوشایند نیست تظاهر کنند. شاید برای آنها این بو، بیش از آنکه
    1,08020541Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    17 сент., 09:45изменён

    نواشناس در این روزگار اِکسیر است وگرنه خامه‌ٔ صائب هزار دستان است!آنچه این بیت صائب را از انبوهِ ستایش‌هایِی که شاعران بزرگ ما از شعر و هنر خویش کرده‌اند، متمایز می‌کند، تشبیه و بل یکی دانستن نوشتن و سرودن با آواز خواندن است. صائب می‌گوید اگر قدر شعر او چنان که باید دانسته نیست برای آن است که نواشناس (موسیقی‌شناس) در عصر او کمیاب است وگرنه خامه‌ٔ او همچون بلبلِ هزاردستان، نواها و نغمه‌هایِ خوشِ بسیاری در گلو دارد.چنین تصویری، که سرودن و نوشتن را با آواز خواندن یکی می‌داند، در سخنِ سخنورانِ دیگر ادب فارسی ندیده‌ام. شاید صائب با طبع لطیف و ذهن نوجویی که داشته، نخستین کسی بوده که یک چنین نسبت و پیوندی را میان این دو برقرار کرده است.طُرفه اینکه کریستین بوبَن، نویسنده مشهور فرانسوی، در مصاحبه‌ای کار نویسندگی را با خوانندگی اُپرا مقایسه کرده است. در نگاه بوبن، برای سخن گفتن از زندگی، باید آن را بر بال و پَر آوایی زیبا و دل‌انگیز نشاند؛ از همین روست که برای بوبَن، نویسندگی گونه‌ای آواز
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    16 сент., 08:51изменён

    کریستیان‌ بوبَن که از چهره‌های سرشناس ادبیات معاصر فرانسه است، در کتاب «رفیق اعلی» کوشیده است تا با دیدی عمیق و زبانی ادیبانه به تفسیر زندگی فرانچسکوی قدیس بپردازد. این قدیس مشهور ایتالیایی سده سیزدهم میلادی، پیام‌آور عشقی الهام گرفته از احساس عاطفی مادر نسبت
    7312122Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    15 сент., 03:47изменён

    در کنارِ مطرودان!در تاریخِ معنویِ بشر لحظه‌هایی هست که شفقت از ترحمِ معمول فراتر می‌رود و به حضورِ مستقیم در کنارِ کسانی بدل می‌شود که جامعه آنان را به دلایل و بهانه‌هایی واهی، طرد کرده است. جذامیان در گذشته نه فقط بیمار، بلکه مطرودانی بودند که حتی نزدیک شدن به آنان هراس‌انگیز و ممنوع به شمار می‌رفت. با این همه، چند تن، در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، در برابر این طرد ایستادند و با بدن یا نگاهِ خود از مرزِ ترس‌های معمول بشری عبور کردند.فرانسیس آسیزی پیش از آن‌که به قدیس بدل شود، از دیدنِ جذامیان چنان وحشت داشت که از فاصله‌ای دور نیز از آنها روی برمی‌گرداند. اما روزی در راه با یکی از آنان روبه‌رو شد، از اسب پیاده شد، او را بوسید و در آغوش گرفت. از آن پس خدمت به جذامیان را آغاز کرد: زخم‌هایشان را شست، از آنان مراقبت کرد و در میانشان زیست. این لحظه، نقطه‌ٔ دگرگونیِ او بود. کریستیان بوبَن در کتاب رفیق اعلی همین تجربه را جوهرِ فروتنیِ فرانسیس می‌داند: کنار گذاشتنِ ثروت، منزلت و حتی هویتِ
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    15 сент., 02:29изменён

    مؤسسهٔ«مهر شمس رویان » با افتخار برگزار می کند: 📚این بار قرار است کنار هم بنشینیم و با همراهی اساتید عزیزمان، دکتر ایرج رضایی و استاد نسرین فرقانی مهمان دنیای «رفیق اعلی» شویم. اثرِ فاخرِ کریستین بوبن و ترجمه یِ ارزشمندِ پیروزسیار👌 اما این قرار، یک شرط شیرین
    Иллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضاییИллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضاییИллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    12 сент., 10:00изменён

    میاز و مناز و متاز و مرنج چه یازی به کین و چه نازی به گنج!که بهر تو اینست از این تیره‌گوی هنر جوی و راز جهان را مجوی!(شاهنامه فردوسی، تصحیح خالقی‌مطلق، نشر سخن، دفتر چهارم، ص ۴۵۲)ستم مکن، فخر مفروش، بر کسی نتاز و کسی را مرنجان؛ چه در پی کینه بدوی و چه به گنج بنازی، سرانجامِ کارِ تو، مرگ است. فرزانهٔ گرامی ایران، بارها و بارها همین مضمون را در دهان پادشاهان و موبدان می‌گذارد، اما اینجا، پس از مرگ ناگهانی و بی‌معنای یک شاه (شاپورِ شاپور یا همان شاپور سوم)، فرصت را مغتنم می‌شمارد و می‌کوشد همچون مولانا در مثنوی، داستان را نه صرفاً قصه‌ای از گذشته، بلکه نقد حال مخاطبِ سخن خود سازد. راویِ بزرگِ ملّی ما، که فروتنانه پشت روایت و شخصیت‌های داستانش پنهان است، گاه‌گاهی که مجال را مناسب می‌یابد، از پرده بیرون می‌آید و با جان بیدار و نگاه نافذ و هُشیارش، چشم در چشم مخاطب قصه خویش می‌دوزد و مستقیم با او، بدین سان بلند و ژرف و ارجمند، از تلخی تقدیر و شهد و نوش و ظرافت اخلاق و حکمت سخن می‌گوید.
    1,3403251Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    11 сент., 08:27изменён

    ای یار مرا موافقی وقتت خوش بر حالِ دلم چه واقفی وقتت خوشخواهم به دعا که عاشقان خوش باشند ور زانکه تو نیز عاشقی وقتت خوش!در گفت‌وگوهایم با دیگران چه در فضای حقیقی، چه در فضای مجازی، که البته مرز میان این دو تا حد زیادی کم‌رنگ شده و روشن نیست، وقتی با تصدیق سخنم مواجه می‌شوم، بلافاصله خواه در دلم خواه در زبانم، برای تصدیق‌گر با توجه به این رباعی مولانا، وقت خوش به دعا می‌خواهم. نمی‌دانم چرا ما انسان‌ها، بیش و کم، این همه دوست داریم از دیگران تحسین و تصدیق بگیریم و تحسین و تصدیق بشنویم. حالا اما چند وقتی است دارم تمرین می‌کنم تا از کسی احیاناً اگر تکذیب و نقد و انکاری هم شنیدم وقت خوش برای او طلب کنم. به ویژه تکذیب و نقد و انکاری که دادگرانه و دانشورانه است و منظر تازه‌ای از موضوع بحث، پیش رویم می‌گشاید. منظری که تاکنون من از آن غافل بودم.راستش مدتی است با اجازه مولانا آن بیت مشهور او را در مثنوی، با یک چنین تصرف گستاخانه‌ای، که امیدوارم روح آن بزرگ بر من ببخشاید، این طور پیش خود
    1,240241171Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    10 сент., 15:05

    переслано из @movahed1302

    🔹شمس تبریز معمارِ کلمات♦️دکتر ایرج رضایی«هنوز ما را اهلیّتِ گفت نیست. کاشکی اهلیّتِ شُنودن بودی! تمام گفتن می‌باید و تمام شنودن. بر دل‌ها مُهر است و بر زبان‌ها مُهر است و بر گوش‌ها مُهر است.»(مقالات شمس تبریزی، تصحیح استاد موحد، ص ۲۳۳)شمس اهل نوشتن نبود. خود می‌گفت سخن را چون نمی‌نویسم، در من می‌ماند و هر لحظه مرا رویی تازه می‌نماید. این ترجیحِ گفتار بر نوشتار، تصادفی نیست. نوشتار کلام را تثبیت می‌کند و سخنِ تثبیت‌شده ناگزیر از طراوتِ لحظه فاصله می‌گیرد. اما کلامی که هر دم از نو زاده می‌شود، می‌تواند هم‌زمان دقیق، فشرده، متناسب و آهنگین باشد؛ گویی هندسه‌ای زنده در حال شکل‌گرفتن است، نه نقشه‌ای از پیش کشیده‌ شده.آن‌چه در نوشتار معمولاً با بازنویسی و ویرایش‌های مکرر به دست می‌آید، در سخن شمس گویی در همان لحظه‌ی نخست به یک‌باره حاضر است. این‌که کسی بتواند در گفتار، احتمالا به گونه‌ای آنی و ناگهانی، چنین معماریِ دقیقی از کلمات بسازد، شگفت‌آور است. پنداری ساختارِ کلام از پیش در
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    10 сент., 11:19изменён

    مؤذن‌پسری تازه‌تر از لالهٔ مَرو، رنگِ رُخَش آب بُرده از خونِ تَذَروآوازهٔ قامتِ خوشش چون برخاست، در حال به باغ در نماز آمد سرو!مهستی گنجوی در این رباعی، زیباییِ مؤذنی جوان را چنان با طبیعت درآمیخته که گویی نه تنها شاعر بلکه باغ را نیز مفتون زیبایی او کرده است. رخسارش از لاله تازه‌تر و سرخی‌اش از خون تذرو افزون‌تر است؛ اما شگفتی در «قامت» اوست. آوازهٔ قامتش که برمی‌خیزد، سرو نیز در باغ به نماز می‌ایستد. قامتِ مؤذن، چنان کشیده و موزون است که حتی سرو، این دیرینه‌ترین نمادِ راست‌قامتی و زیبایی، در برابر او سر فرود می‌آورد. در عین حال، آوازه قامت می‌تواند اشارتی ایهام‌گونه باشد به آوازِ اذان و صَلای نمازش؛ پنداری مؤذن با سر دادن آوازِ خوشِ اذانِ خویش، سرو را نیز در باغ به قیام و رکوع می‌کشاند.@irajrezaie
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    9 сент., 09:41изменён

    «دلم بگسلد گر ز من بگسلی!»کلام عاشقانهٔ لطیفی است که دلدادگان، برای پایدار ماندن مِهرشان، می‌توانند در گوش یکدیگر زمزمه کنند: «دلم بگسلد گر ز من بگسلی»، یعنی ای محبوب من! مباد آن روز که از من جدا شوی؛ اگر چنین شود، بدان که دلم از این جدایی خواهد گسست و پاره پاره خواهد شد.فردوسی این سخن را در داستان زال آورده، آنجا که سام، سپیدمویی فرزندش را نشان از اهرمن‌بودگی او می‌‌پندارد و فرمان می‌دهد کودک بی‌گناه را در دامن کوه البرز رها کنند. بدین سان، در شاهنامه با یکی از نخستین روایت‌های ادبی طرد فرزند از سوی والد روبه‌رو می‌شویم؛ پدیده‌ای که در جوامع انسانی، از گذشته تا امروز، به دلایل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اعتقادی، فرهنگی و حیثیتی، مکرر اتفاق افتاده است.حکیم که برای پیوندهای خونی و خویشاوندی به ویژه پیوند میان پدر و فرزند، ارج و ارزشی بسیار قائل است، گویی نمی‌تواند منطق این همه سنگدلی را دریابد. امروز در پرتو پژوهش‌های روان‌شناختی و علوم اجتماعی بهتر می‌توانیم بفهمیم که چگونه تعصب،
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    9 сент., 05:23изменён

    مؤسسهٔ«مهر شمس رویان » با افتخار برگزار می کند: 📚این بار قرار است کنار هم بنشینیم و با همراهی اساتید عزیزمان، دکتر ایرج رضایی و استاد نسرین فرقانی مهمان دنیای «رفیق اعلی» شویم. اثرِ فاخرِ کریستین بوبن و ترجمه یِ ارزشمندِ پیروزسیار👌 اما این قرار، یک شرط شیرین
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    8 сент., 14:45изменён

    ایران در شاهنامهنام «ایران» در شاهنامه حدود هزار و دویست بار تکرار شده است؛ بسامدی شگفت که از این حیث، شاهنامه را از دیگر متون فارسی متمایز می‌کند. شاید هیچ متن دیگری در زبان فارسی از این منظر با شاهنامه قابل مقایسه نباشد. ایران در شاهنامه فقط نام یک سرزمین نیست؛ بلکه یکی از بنیادی‌ترین عناصر جهانِ فردوسی است. مفهومی که با اسطوره و تاریخ و فرهنگ، بنیان‌های اخلاقی و معنوی، تبار شاهی و تیرهٔ پهلوانی، و در نهایت، سرنوشت مردمان این سرزمین درهم تنیده است. در شاهنامه به نوعی تمام رویدادهای بزرگ حول محور ایران می‌چرخد. شاهنامه را نمی‌توان جدا از داستان ایران فهمید.در این میان، نکته‌ای ظریف در نخستین حضور روایی نام ایران در شاهنامه وجود دارد. اگر از دو بار ذکر نام ایران در دیباچهٔ شاهنامه، آن بخشی که به ستایش سلطان محمود اختصاص دارد، بگذریم، ابیاتی که فردوسی به احتمال بسیار آنها را پس از اتمام شاهنامه جهت تقدیم کتاب به سلطان مقتدر غزنوی، افزوده است؛ نخستین بار که نام ایران در متن داستانی و
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    8 сент., 12:02

    переслано из @mehreshamsrooyann

    مؤسسهٔ«مهر شمس رویان » با افتخار برگزار می کند: 📚این بار قرار است کنار هم بنشینیم و با همراهی اساتید عزیزمان، دکتر ایرج رضایی و استاد نسرین فرقانی مهمان دنیای «رفیق اعلی» شویم. اثرِ فاخرِ کریستین بوبن و ترجمه یِ ارزشمندِ پیروزسیار👌 اما این قرار، یک شرط شیرین دارد: 📖دوستان عزیزمان، پیش از حضور در جلسه کتاب را خوانده باشند تا بتوانیم در کنار هم درباره‌ی آن گفت‌وگو کنیم، برداشت‌هایمان را به اشتراک بگذاریم و از نگاه یکدیگر چیزهای تازه‌ای یاد بگیریم. می‌خواهیم با هم بخوانیم، با هم فکر کنیم و از لذت یک گفت‌وگوی واقعی درباره‌ی کتاب بهره ببریم. 🤍 اگر دلتان برای یک قرار فرهنگیِ گرم و صمیمانه تنگ شده، «رفیق اعلی» بهانه‌ی خوبی برای با هم بودن است. 🌿 منتظرتان هستیم🌺 🗓️تاریخ :سی ‌و یکم شهریور ماه 🕰️ زمان : ۱۶ الی ۱۹ ☕️🍰🍬ورودی همراه با یک پذیرایی ساده:۶۰۰ هزار تومان📍مکان :تهران ، خیابان انقلاب ، خیابان موسوی ، نبش خیابان دهخدا شرقی ، روبروی هتل اسکان ، پلاک ۴۶ ، طبقه اول ، واحد ۸ 021-8884
    Иллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضاییИллюстрация к посту канала از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    8 сент., 09:05изменён

    از ارغوان تا ارغنون!▫️ز صوتِ مرغ بشنو ارغنون را ز جامِ لاله درکش ارغوان را (ناصر بخارایی)▫️چو مرغ چمن ارغنون‌ساز شد گُل ارغوانی دلش باز شد (خواجوی کرمانی)▫️تا چکاوک بست موسیقار بر منقار خویش ارغنون‌زن گشت بلبل بر درخت ارغوان (امیر معزی)▫️حرام است ای مسلمانان ازین خانه برون رفتن مِیِ چون ارغوان هِشتن، ز بانگ ارغنون رفتن! (مولانا)▫️تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک‌نک کشانت می‌برند کِانّا الیه راجعون!
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    8 сент., 02:13изменён

    دیدارِ دلفروزش در پایم ارغوان ریخت گفتارِ جان‌فزایش در گوشم ارغنون زد!پیش از سعدی، شاعرانی چون خاقانی و مولانا نیز «ارغوان» را در کنار «ارغنون» نشاند‌ند و در اثرِ مجاورتِ این رنگ و آوا و آهنگ، مضامین لطیفی خلق کردند.سعدی در بیتِ دل‌آویز فوق، ضمن غزلی این هم‌نشینی را در خدمت اصلی‌ترین ایدهٔ شعری و هنری‌اش یعنی عشق به کار گرفته و تصویر بدیعی بدین زیبایی خلق کرده است. تصویری که بعید است دست هیچ سُخَنْوَرِ دیگر زبان فارسی تا ابد به آن برسد. خوشا سعدی که یاری داشته با جمالی چنان دل‌افروز که با هر دیدارش، گویی گل ارغوان به پای شاعر شیرین سخن ما می‌ریخته است؛ نگاری با گفتاری چنان جانفزا و طرب‌انگیز که گویی ساز ارغنون به گوش او می‌نواخته است.خصلت عشق همین است که آدمی را زیبانِگَر می‌سازد. عشق، هنر آموختن زیبانگری و زیبابینی است. عیب‌‌جویی و عیب‌خواهی نسبتی با عشق ندارد. عیب‌دان به قول مولانا از غیب‌دان بویی نَبُرد. آن کس که عاشق است به قول امیرخسرو دهلوی، از صدای پای اسب معشوق خود که به
    1,0201541Открыть в Telegram
  • از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی

    7 сент., 17:17

    переслано из @mehreshamsrooyann

    📘تذکرةالاولیاء«شیخ ابوالحسن خرقانی » 🖋️مدرس:دکتر ایرج رضایی🗓️پانزدهم‌شهریور‌ماه هزار چهارصدوپنج 📍موسسه مهرشمس رویان@mehreshamsrooyanhttps://t.me/irajrezaieشروع ترم جدید ‌از یکشنبه‌آینده