Последние посты

یدالله کریمی پور
26 сент., 11:55изменён
شاه؛ از حکومت تا نمادامروزه در ۴۳ کشور مستقل جهان، شاه، سلطان، امپراتور، ملکه، امیر، شیخ یا شاهزاده در جایگاه رئیس کشور قرار دارد؛ آن هم در پنج قاره جهان. پرسش بنیادین این است: اگر دولت مدرن بر پایه حقوق شهروندی، حاکمیت مردم، قانون و انتخابات شکل گرفته است، چرا هنوز در سده بیستویکم، در کشورهایی مانند بریتانیا، ژاپن، سوئد، نروژ و دانمارک، «شاه» یا «امپراتور» یا همان رژیم موروثی در رأس کشور قرار دارد؟ آیا سلطنت، ذاتا نهادی واپسگرا و متعلق به گذشته نیست؟ پاسخ کوتاه این است: سلطنت در همه این کشورها یک معنا ندارد. در بسیاری از آنها، سلطنت از «حکومت کردن» به «نماد بودن» تغییر ماهیت داده است. بنابراین باید میان «سلطنت به عنوان شکل حکومت» و «قدرت واقعی سیاسی» تفاوت گذاشت.امروزه روز، کشورهای پادشاهی را نمیتوان در یک دسته واحد جای داد: ۱. پادشاهیهای پارلمانی مانند بریتانیا، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند، بلژیک، اسپانیا، لوکزامبورگ، ژاپن، کانادا، استرالیا و نیوزیلند و چند کشور کوچکتر. در این کشورها، پادشاه یا امپراتور عملا حکومت نمیکند. دولت از دل انتخابات و پارلمان شکل میگیرد و قدرت اجرایی در اختیار نخستوزیر و کابینه است. پادشاه عمدتا نماد استمرار و وحدت کشور است. ۲. پادشاهیهای قانون اساسی مانند اردن و مراکش. در اینجا پادشاه تنها یک نماد تشریفاتی نیست و همچنان اختیارات سیاسی و اجرایی مهمی دارد. میزان این اختیارات در هر کشور متفاوت است. ۳. سلطنتهای اقتدارگرا یا مطلقه مانند عربستان سعودی، عمان، برونئی و برخی کشورهای عربی خلیج فارس. در این کشورها، سلطنت هنوز بخش مهمی از ساختار واقعی قدرت است و نمیتوان آن را صرفا یک نهاد تشریفاتی یا نماد ملی دانست. آیا سلطنت مانع توسعه است؟ اگر معیار را ترکیبی از درآمد، توسعه انسانی، ثبات نهادی، اقتصاد پیشرفته، رفاه و آزادیهای مدنی بدانیم، شماری از پادشاهیهای پارلمانی مانند ژاپن، بریتانیا، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند، بلژیک، اسپانیا، لوکزامبورگ، کانادا، استرالیا و نیوزیلند، در شمار کشورهای توسعهیافته و برخوردار جهان قرار دارند. در کنار آنها، کشورهایی مانند لیختناشتاین، موناکو و آندورا نیز از سطح بالای درآمد و رفاه برخوردارند. بنابراین، صرفا با مشاهده این نمونهها نمیتوان گفت: جمهوری = توسعه و سلطنت = عدم توسعه.رابطه میان شکل حکومت و توسعه، بسیار پیچیدهتر از این معادله ساده است. پس آیا سلطنت با منطق دولت مدرن متناقض است؟ اگر سلطنت را به معنای حکومت موروثی بدانیم، تا اندازهای بله. در نظامهای پیشامدرن، مشروعیت سیاسی عمدتا از بالا به پایین تعریف میشد: خدا، شاه، حکومت و رعیت. ولی در دولت مدرن، منطق مشروعیت تقریبا معکوس شده است: مردم، قانون اساسی، نهادهای منتخب و سرانجام دولت و حکومت. با این حال، سلطنتهای پارلمانی مدرن در بسیاری از کشورها با همین منطق جدید سازگار شدهاند؛ نه از طریق حذف سلطنت، بلکه از طریق خلع قدرت سیاسی از آن. برای نمونه، امپراتور ژاپن طبق قانون اساسی نقشی نمادین دارد و فاقد اختیارات حکومتی است. بنابراین میتوان گفت: دولت مدرن در برخی کشورها سلطنت را حذف نکرد؛ بلکه آن را از قدرت سیاسی تهی کرد. چرا مردم این کشورها سلطنت را کنار نگذاشتهاند؟ پاسخ را باید در یک واقعیت ساده جستجو کرد: وقتی قدرت واقعی در دست مردم و نهادهای منتخب باشد، عنوان رئیس کشور ممکن است به مسئلهای درجه دوم تبدیل شود. شهروند یک کشور پادشاهی پارلمانی میتواند دولت خود را تغییر دهد، پارلمان را به رأی بگذارد، حزب تشکیل دهد، از حکومت انتقاد کند و از دادگاه مستقل برخوردار باشد. در چنین شرایطی، اینکه نماد کشور «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، ممکن است برای بخش بزرگی از جامعه اهمیت سیاسی تعیینکنندهای نداشته باشد. از این منظر، قدرت واقعی برای شهروند مهمتر از عنوان رئیس کشور است. نکته دیگر آن است که پادشاه موروثی، در اصل برای دستیابی به قدرت سیاسی به رقابت انتخاباتی و حزبی نیاز ندارد. در نتیجه میتواند از سیاست روزمره فاصله بگیرد. در الگوی کلاسیک سلطنت پارلمانی: نخستوزیر، مدیر سیاسی و اجرایی کشور است؛ پارلمان، نهاد قانونگذاری است؛ و پادشاه، نماد کشور و استمرار دولت. البته این الگو همگانی نیست و در برخی سلطنتها، پادشاه همچنان قدرت سیاسی قابل توجهی دارد. تنها با ژاپن و نروژ و دانمارک نمی توان به داوری شاهی پرداخت. خوب است...1,300Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
25 сент., 14:11
زمان برای شعار کوتاه شده است فشار بر مسیرهای دریایی و تجارت خارجی، اوجگیری تحریمهای هوایی، فشار بر شبکه بانکی و مناسبات خارجی و احتمال تشدید محدودیت در مسیرهای زمینی، روزبهروز تابآوری جمهوری اسلامی را شکنندهتر میکند. کاخ سفید و متحدانش آشکارا در پی آن هستند که هزینه ارتباط ایران با جهان را افزایش دهند. پروپاگاندا و رجزخوانیهای صداوسیما را بیمحل شوید. آنچه اکنون در نیویورک جریان دارد، تلاش تهران برای مدیریت همزمان فشارهای اقتصادی، محدودیتهای ارتباطی، تهدیدهای امنیتی و بنبست دیپلماتیک است؛ چهار فشاری که جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار دادهاند. مذاکره در جهت مرحلهای کردن توافقات، از جمله امنسازی هرمز در وهله نخست، نشان میدهد تهران در پی دستیابی به چارچوبی مشابه تفاهمنامه ۱۴ مادهای ازدسترفته با واشنگتن، این بار در قالب معاملهای فازبندی شده، است. به گمانم، این مسیری است که خواهناخواه تهران در آن گام خواهد گذاشت.برای من مثل روز روشن است که سرنوشت این کشمکش هشتماهه، دستکم فعلا، نه در «تسلیم» است و نه در «جنگ بیپایان». آنچه تاکنون دیدهایم، تلاش تهران برای جبران ناکامی تفاهمنامه اسلامآباد و دستیابی به توافقی مشابه، این بار در قالب معاملهای فازی و با هدف ایجاد مجال تنفس برای هر دو طرف است. اگر تصمیم استراتژیک بهموقع گرفته نشود، فشار اقتصادی و انزوای ارتباطی میتواند بهتدریج از «اهرم فشار خارجی» به «مسئله داخلی» تبدیل شود؛ آن هم بهگونهای که دیگر مدیریت آن به آسانی ممکن نباشد. این شاید مهمترین نقطه این روزهای ایران باشد: زمان تصمیمگیری از زمان شعار دادن کوتاهتر شده است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k8,410Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
24 сент., 09:25
انتخابات آمریکا، پایان هرمز نیستیکی از خطاهای رایج تصمیمسازی، آمیختن امر استراتژیک با امر تاکتیکی است. جابهجایی قدرت سیاسی در واشنگتن متغیری مهم است، ولی جغرافیای هرمز، امنیت انرژی و موازنه هستهای با تغییر اکثریت کنگره از میان نمیرود. تمرکز برخی از مدیران جمهوری اسلامی بر انتخابات ۱۲ آبان آنریکا و انتظارِ چرخش استراتژیک ورق پس از آن، ناقص است. احتمال تغییر اکثریت مجلس نمایندگان و حتی سنا وجود دارد، ولی این بهمعنای پایان فشار آمریکا بر تهران نیست؛ شاید تنها شکل فشار دگرگون شود. بهویژه آنکه در سیاست خارجی و نظامی آمریکا، اختیارات رئیسجمهور بر کنگره غلبه دارد و تا زمانی که ترامپ در کاخ سفید باشد، تغییر اکثریت بهتنهایی مسیر کلی را دگرگون نمیکند.دموکراتها ممکن است با ادامه درگیری مخالف باشند، ولی مخالفت با جنگ بهمعنای پذیرش وضعیت مطلوب تهران نیست. حتی با کنگره ی دموکرات نیز انتظار نمیرود واشنگتن ناامنی هرمز و بابالمندب یا بلاتکلیفی هستهای را بپذیرد. اگر محاسبه تهران بر شکست جمهوریخواهان استوار باشد، حلقه ای اساسی را کم دارد: روز پس از انتخابات. تغییر اکثریت میتواند روش فشار را عوض کند، ولی اهداف ژئوپلیتیک ی آمریکا درباره امنیت تنگهها و پرونده هستهای را تغییر نمیدهد. مسئله اصلی این نیست که کدام حزب اکثریت دارد؛ مسئله این است که آمریکا با چه شرایطی حاضر به پایان رویارویی خواهد شد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k7,290Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
23 сент., 16:31
تصمیم استراتژیک چیستلباللباب بسیاری از خطاهای تصمیمسازان ملت ها این است که تصمیم استراتژیک را همسنگ تصمیم های اجرایی، تاکتیکی یا روزمره میگیرند. در حالی که این دو از یک جنس نیستند. تصمیم عادی را میتوان به سرعت اصلاح کرد، پس گرفت یا جایگزین نمود؛ ولی تصمیم استراتژیک، مسیر حرکت کشور را برای سالها و بلکه دههها تغییر میدهد و هزینه بازگشتش بسیار پر هزینه است. بنابراین باید با محاسبه پیامدهای درجه دوم و سوم، شناخت محیط و سنجش گزینههای بدیل اتخاذ شود.تصمیم هیتلر برای حمله به شوروی در ۱۹۴۱، تنها یک عملیات نظامی نبود؛ تغییر بنیادین جبهه جنگ بود که منابع آلمان را در جنگی فرسایشی گرفتار کرد و موجبات فروپاشی رژیم نازی را پهن کرد. هم چنین تصمیم ژاپن برای حمله به پرل هاربر هم اقدام نظامی عادی نبود؛ آمریکا را به جنگ کشاند و توازن قدرت را علیه ژاپن تغییر داد.بر عکس، تصمیم دنگ شیائوپینگ برای اصلاحات اقتصادی چین از ۱۹۷۸ با عبور از مائو و استراتژی برباد دهنده اش، نمونه یک تصمیم استراتژیک موفق در تغییر مسیر توسعه کشوره است؛ دنگ شیائو کلنگی به زمین زد که چین را تا امروز پیشتاز کرده است. جای دور نرویم، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی در ۱۳۶۷، تنها یک تصمیم درباره پایان جنگ نبود؛ بلکه تصمیمی استراتژیک برای رهاندن کشور از ادامه جنگ و وارد کردنش به بازسازی البته نسبی بود.در سیاست خارجی نیز باید میان تاکتیک و استراتژی فرق نهاد. مذاکره، تهدید، مانور نظامی، تحریم یا امتیازدهی، میتوانند ابزار باشند؛ ولی تعیین اینکه کشور در نهایت میخواهد به چه موقعیت ژئوپلیتیک ی برسد، تصمیمی استراتژیک است.اشتباه بزرگ زمانی رخ میدهد که ابزار جای هدف را بگیرد؛ یعنی تصمیمسازان به دلیل موفقیت کوتاهمدت یک تاکتیک، سرمست شده و آن را به راهبردی دائمی تبدیل کرده و در همان جا درجا می زنند.کوتاه ان که در تصمیمهای استراتژیک، پرسش اصلی این نیست که «امروز چه میتوانیم بکنیم؟» بلکه این است که: این تصمیم کشور را پنج، ده، یا بیست سال دیگر، در چه موقعیتی قرار خواهد داد؟ #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k8,940Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
22 сент., 15:20
چرا روابط تهران- واشنگتن الزامی است؟۴۶ ساال است ایران و آمریکا بدون سفارتخانه، بدون خط مستقیم، از طریق واسطهها «مذاکره» میکنند. نبود کانال رسمی، خودش بحرانزا بوده است. یعنی هر سوءتفاهم کوچکی، فرصتی برای تشدید ناخواسته ها، فرصتی پهن کرده است.استدلال رایج در تهران همواره این بوده است: نخست مسایل اصلی حل شود، بعد رابطه برقرار شود. در حالی که این ترتیب وارونه است. برجام نشان داد مذاکرهی بدون نهاد رسمی، با تغییر دولت در واشنگتن فرومیپاشد. رابطهای که نهادینه باشد، در برابر چرخش سیاست آمریکا مقاومتر است . برای مخاطبی که از منظر امنیت ملی نگاه میکند: احیای رابطه ضعف نیست، ابزار کنترل بحران است. خط تلفن مسکو- واشنگتن در جنگ سرد، مانع جنگ هستهای شد، ولی رقابت را متوقف نکرد. کشور بدون کانال مستقیم، در بحران کور عمل میکند. البته وزن نمادین تسخیر سفارت را نمیتوان نادیده گرفت؛ ولی زنده کردن رابطه نباید بازگشت به پیش از ۱۳۵۸ خوانده شود، بلکه گامی از موضع اقتدار است. دقیقا همان مسیری که7,980Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
22 сент., 11:30изменён
دوستان سلام.تا ساعت ۱۶ آماده دیالوگ در زمینه آخرین یادداشت(گرینلند) هستم.
یدالله کریمی پور
22 сент., 11:29
موثرترین ناو هواپیمابر آمریکابرای بیش،از ۳۷ سال اخیر در تدریس ژئوپلیتیک دریاها در مقاطع ارشد و دکتری، یک جلسه کامل را به قطب شمال و به ویژه گرینلند اختصاص داده ام. در این یادداشت چکیده به روز شده ی ان تقدیم می شود.امروز سه شنبه ۳۱ شهریور(۲۲ سپتامبر) شگفت ترین توافق ژئواستراتژیک پس از جنگ جهانی دوم میان دانمارک، گرینلند و آمریکا بسته و در نیویورک رسما امضا می شود. بدین وسیله واشنگتن بدون تغییر حاکمیت گرینلند، راه را برای گسترش حضور نظامی خود در این جزیره بازتر خواهد کرد. بر پایه گزارشها، ایجاد دو پایگاه دیگر در نارسارسواک در جنوب و مسترسویگ در خاور گرینلند پیشبینی شده است. گرینلند را باید دژ طبیعی آمریکا در شمال اقیانوس اطلس و قطب شمال دانست. این جزیره در میانه آمریکای شمالی، اروپا و قطب شمال قرار گرفته و از نظر راداری، فضایی، هشدار موشکی و کنترل مسیرهای هوایی و دریایی شمال، بی مانند است . پایگاه پیتوفیک ساخته امریکا نیز از گذشته در سامانه هشدار موشکی و ارتباط با ماهوارههای مدار10,800Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
21 сент., 11:17
رهبران ناپیدادر رژیم ها و سازمان های اقتدارگرا، رهبری همیشه به معنای حضور نیست. ملاعمر پس از ۱۳۸۰ از انظار ناپدید شد و مرگش (۱۳۹۲) تا ۱۳۹۴ پنهان ماند. مسعود رجوی از ۱۳۸۲ هیچ جا دیده نشده، ولی در روایت سازمان مجاهدین(منافقین) همچنان رهبر است؛ زندهبودنش ادعایی است که بیرون از سازمان نمیتوان راستیآزمایی کرد. حسن نصرالله از ۱۳۸۵ بهدلایل امنیتی جز از پشت پرده تصویر با مخاطبانش سخن نگفت، و اسامه بنلادن سالها از طریق نوار و ویدیو رهبر نمادین ماند. این حالتها یکسان نیستند: ملاعمر «رهبر پنهان»، رجوی «رهبر مناقشهبرانگیز» و نصرالله «رهبر حاضر در غیاب» بود. چرا؟!نخستین عامل امنیتی است: برای رهبر در معرض ترور، ناپیدایی یکی از شروط زندهماندن است. دومین عامل سازمانی است: پنهانداشتن ضعف، بیماری یا مرگ رهبر میتواند انسجام را حفظ کند؛ ماجرای ملاعمر نمونهاش است. سومی عامل نمادین است: کسی که دیده نمیشود نه خطا میکند، نه پیر میشود و نه در برابر پرسش میایستد، و هر پیرو میتواند او را13,500Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
20 сент., 17:42изменён
توپ در زمین تهران استامروز دونالد ترامپ طی گفتگو با فاکسنیوز، در حالی که میگوید درباره ایران در «مرحله تصمیمگیری» قرار دارد، اعلام کرد که «اتفاقات بسیار بزرگی در آینده نهچندان دور رخ خواهد داد». او سه گزینه مطرح کرد: «از بین بردن ایران، اجازه دادن به فروپاشی اقتصادی آن، یا رسیدن به توافق». ولی بخش مهمتر سخنان ترامپ، پاسخ او درباره احتمال دیدار با مسعود پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل بود. ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا برای دیدار با رئیسجمهور ایران آمادگی دارد، گفت: «احتمالا.» این سخن در شرایطی بیان شده که ایران از طریق قطر، فهرستی از خواستههای خود برای پایان جنگ را به واشنگتن منتقل کرده است. بنابراین هنوز نمیتوان از توافق یا حتی قطعی بودن دیدار سخن گفت؛ ولی همزمانی انتقال خواستههای تهران و باز گذاشتن روزنه دیدار از سوی ترامپ، نشانهای مهم از فعال شدن دوباره مسیر دیپلماسی است. تا اینجای کشمکش ۴۷-۸ ساله، این بهترین فرصت برای صلح توامان با پیروزی است؛ و مهمتر از همه9,420Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
20 сент., 16:34
روسیه؛ از هراس اروپا تا واقعیت ژئوپلیتیکاین روزها هراس از هجوم تمامعیار روسیه به اروپا بالا گرفته است. برخی دولتهای اروپایی نیز برای سناریوهای سختتر آماده میشوند؛ هرچند گزارشهای اخیر بیشتر از تشدید تهدیدهای ترکیبی، سایبری و پهپادی حکایت دارد و نه نشانه قطعی آغاز جنگ مستقیم روسیه و ناتو.کریمی پور در فضای کم هیاهو بس بهتر توانایی تفسیر ژئواستراتژیک این رویداد را دارد: مسکو در سالهای اخیر در قفقاز با کاهش نفوذ روبهرو شده، در سوریه پس از فروپاشی بشار اسد و گریز تهران، یکی از مهمترین دستاوردهای ژیوپلیتیک ش را از دست داده و اکنون نیز پس از بیش از چهار سال جنگ، همچنان در اوکراین گرفتار جنگ فرسایشی است. حتی در روزهای اخیر، جنگ به حملات پهپادی اوکراین به عمق خاک روسیه و مسکو کشیده شده است. اوکراین نیز کشوری است که بخش مهمی از تاریخ معاصر خود را در فضای سیاسی ـ امنیتی روسیه و شوروی گذرانده است. با این همه، روسیه هنوز نتوانسته کیف را به تسلیم وادارد. با این همه، چگونه میتوان تصور کرد7,910Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
20 сент., 14:48изменён
خط قرمز جهانبه گمانم همان گونه که پیشتر هم آمد، در همین روزها حوثی ها باید منتظر هجومی سخت باشند. پیشروی در ساحل دریای سرخ و دستیابی به جزایر مشرف بر بابالمندب، اهرمی حساس به انان داده است. در شرایط همزمانی بحران هرمز و بابالمندب، طبیعی است که آمریکا، اروپا، مصر و به ویژه عربستان نتوانند نسبت به تثبیت چنین وضعیتی بیتفاوت بمانند. قاهره مستقیما از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ حمایت کرده و ریاض نیز در برابر حملات حوثیها به خاک و زیرساختهای خود، در پی تقویت پدافند و حمایت خارجی رفته است. در چنین فضایی، توانمند سازی گسترده نیروهای ضدحوثی یمن، پشتیبانی اطلاعاتی و هوایی آمریکا و کشورهای اروپایی و کمک نظامی اعضای پیمان مکه، از جمله ترکیه و پاکستان تقریبا حتمی است. شاهد آن که ترکیه اعلام کرده برای تأمین نیازهای نظامی عربستان آماده همکاری است.هدف این استراتژی، نه اشغال یمن، بلکه عقب راندن حوثیها از سواحل و جزایر مشرف بر بابالمندب و ایجاد یک کمربند امنیتی در جنوب و باختر یمن خواهد بود.8,070Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
19 сент., 21:18изменён
هفته سرنوشت سازشش روز دیگر در دوم مهر شی و ترامپ در واشنگتن دبدار دارند. دیدارشان به موضوعات کلان اقتصادی بر میگردد، ولی ایران و تنگهها، دستکم در حاشیه مذاکراه راهی پیدا خواهند کرد. هرچند ممکن است در صدر دستور رسمی نباشند ولی بخشی از معادله این دیدارند.چین خریدار بزرگ و اصلی نفت ایران است و مهمترین قدرت اقتصادی شریک تهران؛ در عین حال تاثیر گذار بر سیاست های واشنگتن. آمریکا.ترامپ نیز به وزن چین در این منازعه کاملا آگاه است. ضمن این که امنیت هرمز مستقیما به انرژی چین و اقتصاد جهانی مربوط است.نکته مهمتر، سخنان تازه دبیر شعام و شروط از سرگیری نذاکرات تعلیق شده با واشنگتن است. پایان یافتن جنگ، آزادسازی داراییهای ایران و پایان محاصره دریایی. شروط محسن رضایی، دستکم نشانگر آن است که کانال دیپلماسی هنوز کاملا بسته نیست. از سوی دیگر ترامپ نیز تنها شش هفته تا انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر فاصله دارد. پایان یا کاهش جنگ، ثبات انرژی و ارائه یک دستاورد خارجی میتواند برای دولت او از9,600Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
19 сент., 18:26
ترامپ زیر فشارانتخابات میاندورهای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) ایالات متحده، بهنوعی همهپرسی درباره دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ است. نظرسنجیها تا اینجا کفه را به نفع دموکراتها در مجلس نمایندگان سنگین نشان میدهند و شانس آنان برای بازپسگیری اکثریت بالاست.عامل اصلی چنین فضایی، جنگ ایران است که از فوریه آغاز شده و هنوز ادامه دارد. قیمت بنزین از حدود ۳ دلار(گالن) پیش از جنگ، این روزها به حدود ۴٫۵ دلار برگشته است؛ یعنی ۴۰ تا ۵۰ درصد گرانتر از پیش از جنگ. این فشار اقتصادی و نارضایتی از جنگی طولانی، انگیزه رایدهندگان مخالف را بالا برده است. اگر دموکراتها مجلس نمایندگان را بگیرند و حتی در سنا به تساوی یا اکثریت برسند، قدرت مانور ترامپ بهشدت محدود میشود. قانونگذاریهای بزرگ، تأیید انتصابات و حتی سیاست خارجی با نظارت و کارشکنی کنگره روبهرو خواهد شد. ترامپ شاید به فرمانهای اجرایی و فشار بر نهادها پناه ببرد، ولی با پایان «حاکمیت یکپارچه»، رئیسجمهوری محدودتر خواهد بود. اگر در9,420Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
19 сент., 15:15
ترامپ دستبردار نخواهد بودبه مرگ گرفت تا به تب راضی شوند؛ کپنهاگ و اروپا را میگویم، در ماجرای درخواست خرید گرینلند از دانمارک. و بالاخره هم، اگرچه مالکیت و حاکمیت جزیره را به دست نیاورد، میخش را کاشت و توافقی برای گسترش حضور و نفوذ نظامی-امنیتی آمریکا در این جزیره عظیم قطبی به دست آورد.چند ماه پیشتر همین بساط را با ونزوئلا راه انداخت. مادورو را در یک عملیات نظامی دستگیر و به آمریکا منتقل کرد و سپس با دلسی رودریگز، رئیس موقت ونزوئلا، بر سر قراردادی بزرگ برای نفت این کشور به توافق رسید و چین را پس زد.سوریه را هم ببینید. رجب طیب اردوغان پس از سالها نفوذ و فرصتطلبی بی مانند، سهم بزرگی در بیرون کشیدن سوریه از زیر سایه خاندان اسد و جمهوری اسلامی پیدا کرد و سپس ترامپ وارد صحنه شد. امروز خود ترامپ از همکاری با احمد الشرع و نقش اردوغان در ترتیبات جدید سوریه سخن میگوید؛ یعنی سوریه به یکی از میدانهای مهم معامله و تنظیم قدرت میان واشنگتن، آنکارا و دمشق تبدیل شده است. این رشته سر دراز10,700Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
17 сент., 14:40изменён
کارت برنده در دست اردوغانجمهوری اسلامی چند دهه برای حفظ سوریه هزینه کرد؛ پول، سلاح، نفوذ و سرانجام صدها تن تلفات. ایران میخواست سوریه را در زنجیره متحدان خود نگه دارد و راه ارتباطی تهران ـ بغداد ـ دمشق ـ بیروت را حفظ کند. اسرائیل نیز سالها برای قطع این زنجیره، تضعیف ایران و حزبالله و مهار حماس هزینه های گزاف نظامی و امنیتی پرداخت. آمریکا و دولتهای عرب نیز برای سرنگونی یا مهار دمشق، شکست داعش و محدود کردن نفوذ تهران میلیاردها دلار هزینه کردند.(بیش از ۱۰۹ میلیارد دلار). ولی در پایان، چه کسی توانست بیشترین بهره ژئوپلیتیک ی را از این همه سرمایهگذاری و خون و هزینه بیرون کشد؟ ترکیه و رجب طیب اردوغان.رییس اردوغان سالها صبر کرد. در حالی که دیگر بازیگران کارتهای خود را یکی پس از دیگری روی میز میگذاشتند، آنکارا در شمال سوریه به آرامی شبکهای از نفوذ سیاسی، نظامی و امنیتی ساخت؛ مخالفان دمشق را پشتیبانی کرد، در خاک سوریه حضور نظامی یافت و مهمتر از همه، روی مسئله کردها سرمایهگذاری13,300Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
17 сент., 12:32изменён
مسیر جنگ در یک نگاهنگاهی گذرا به پیامدهای ۷ ماهه جنگ، بیش از شعارهایش، جهت حرکت و احتمالات فرجامش را نشان میدهد: ۱. تنگه هرمز هنوز کاملا امن نیست، ولی جریان نفت غیرایرانی از آن، با اسکورت نظامی آمریکا، رو به افزایش گذاشته و بخشی از صادرات منطقه احیا شده است. ۲. حوثیها در بابالمندب و سواحل یمن دست بالا یافتهاند و رسیدن آنان به جزیره پریم (میون)، اهمیت این جبهه را دوچندان کرده است. ۳. محاصره دریایی و هوایی ایران بخش عمدهای از پیوند کشور با اقتصاد جهانی را مختل کرده است. ۴. صادرات نفت ایران بهشدت کاهش یافته؛ در مقابل، تلاش برای بازگرداندن جریان نفت غیرایرانی از هرمز ادامه دارد. ۵. هزینه نظامی و لجستیکی آمریکا رو به افزایش است؛ اسکورت کشتیها، حفاظت از پایگاهها و گسترش جبههها، جنگ را برای واشنگتن نیز پر هزینه کرده است. ۶. آسیبپذیری انرژی آسیا آشکار شده؛ ذخایر جهانی از آغاز جنگ بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته و ذخایر چین نیز تحت فشار قرار گرفته است. ۷. قیمت نفت و فرآوردهها به10,200Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
16 сент., 19:14изменён
بر پایه گزارشهای متعدد منابع خبری بینالمللی، جریان صادرات نفت خام از تنگه هرمز با پشتیبانی و اسکورت نیروهای آمریکایی، روزانه به حدود ۹ تا ۱۱ میلیون بشکه رسیده که تقریباً دوسوم سطح پیش از جنگ است. به اغلب احتمال، تلاشها برای باز نگه داشتن پایدار این مسیر ادامه یافته و طرحهای محدود کردن و کاهش تردد، چندان به جایی نخواهد نرسید. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k10,900Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
16 сент., 18:09
چه چیزهایی که در این روزگار ندیدیم. در سرزمین وحی، مسلمانان برای پیکار با یکدیگر، از پدافند امریکایی و بلکه اسراییلی استفاده می کنند. هیچ هم جای شگفتی نیست. اصلا و ابدا. زیرا دولتها نخست بر پایه منافع، امنیت و قدرت تصمیم میگیرند؛ ایدئولوژی و مذهب بیشتر ابزار مشروعیت و تحریک است تا محرک اصلی.می بینید که عربستان و امارات و بحرین به آمریکا نزدیک شدهاند و ایران به روسیه و چین. نه از سر اشتراک دینی، بلکه بهخاطر نیاز و بقا. تاریخ نشان داده که محکمترین پیمان، همان منافع مشترک است؛ حتی اگر همه رو به یک قبله نماز بخوانند. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k14,400Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
16 сент., 11:26
کشور قفلشده(دوم)تجسمم از افغانستان این است: قفلشده. این قفلشدگی در تار و پود افغانستان ریشه دوانده است؛ از جغرافیای محصور در خشکی ، تا گرفتاری در میان هندوکش و منازعات پیرامونی و حتی قرائتهای سختگیرانه از اسلام. بر آنم این قفلشدگی را باز کنم. ۱- دریایم آرزوست افغانستان یکی از کشورهای محصور در خشکی جهان و در شمار کشورهای کمترتوسعهیافته است. GDP سرانه آن در ۲۰۲۴ تنها حدود ۴۱۷ دلار بود؛ رقمی که عمق فقر اقتصادی این سرزمین را نشان میدهد. بخشی از این دشواری جغرافیایی، بیتردید به نداشتن ساحل و وابستگی به سرزمین همسایگان برای رسیدن به آبهای آزاد بازمیگردد. افغانستان برای تجارت خارجی ناگزیر است از مسیر پاکستان و ایران استفاده کند. یعنی مرز دیگران، بخشی از شریان حیاتی اقتصاد افغانستان است. بانک جهانی نیز ضعف لجستیک، زیرساختهای تجاری، تأخیرهای مرزی و هزینه حملونقل را از موانع مهم تجارت افغانستان دانسته است. تصور کنید افغانستان بیواسطه به اقیانوس هند دسترسی داشت؛ آیا چنین میبود؟ ۲-13,000Открыть в Telegram
یدالله کریمی پور
15 сент., 18:37изменён
ایران و افغانستانباور کردنش سخت است، ولی واقعیتی نزدیک به محض است: افغان ها طی حدود یک ونیم سده اخیر، تقریبا همه قدرت های بزرگ مهاجم به سرزمینشان را با شکست هایی سنگین و گاه تحقیرآمیز بدرقه کرده اند. سپاهیان بریتانیای کبیر را در هم کوبیدند؛ ارتش سرخ اتحاد شوروی را در جنگی فرسایشی به فلاکت کشاندند و هزینه ای چنان سنگین بر مسکو تحمیل کردند که افغانستان یکی از عوامل مهم فرسایش قدرت شوروی و زمینه ساز فروپاشی آن شد؛ و سرانجام ایالات متحده را نیز پس از بیست سال جنگ، وادار به خروجی کردند که در تاریخ سیاست خارجی آمریکا ماندگار شد. شگفت تر آن که در برابر ارتش پاکستان، یک قدرت هسته ای، نیز ایستاده اند و با وجود نابرابری آشکار قدرت نظامی، دست کم تاکنون از مواضع خود عقب ننشسته اند. پیشتر نیز بارها هند را مقهور کرده اند.به احتمال زیاد، افغان ها از نظر تاریخی یکی از کم مانندترین ملت ها در مقهور کردن قدرت های بزرگ و ابستادگی در برابر ارتش های مهاجم اند. اما اینجا یک پرسش بزرگ و حتی متناقض رخ می16,400Открыть в Telegram
