gram news
Аватар канала Aasoo - آسو

Aasoo - آسو

@nashraasoo

@Nashraasoo فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز تماس با ما:‌ 📩 editor@aasoo.org 🔻🔻🔻 آدرس سایت: aasoo.org اینستاگرام: instagram.com/NashrAasoo فیس‌بوک: fb.com/NashrAasoo توییتر: twitte

29,407подписчиков

Открыть канал

Последние посты

  • Aasoo - آسو

    24 сент., 10:44

    غباری که فرو نمی‌نشیند: میراث ادبیِ جنگ ایران و عراق امیر موسوی در گفت‌وگو با آرمین امید«نویسندگانی که از فضاهای تسخیرشده و شبح‌زده برای روایت پیامدهای این جنگ استفاده می‌کنند، می‌توانند به‌خوبی نشان دهند که چگونه آثار جنگ ایران و عراق هنوز هم کسانی را که زیر سایه‌ی آن زندگی کرده‌اند آرام نمی‌گذارد.»@NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
  • Aasoo - آسو

    24 сент., 10:42

    «کتاب «غباری که فرو نمی‌نشیند: میراث ادبی جنگ ایران و عراق»، نوشته‌ی امیر موسوی، پژوهشگر ادبیات مدرن فارسی و عربی، نگاهی تازه به ردّ پای جنگ ایران و عراق در ادبیات دو کشور دارد. موسوی در این کتاب که سال پیش توسط انتشارات دانشگاه استنفورد منتشر شده، با کنار هم گذاشتن داستان‌های نویسندگان ایرانی و عراقی نشان می‌دهد که جنگ چگونه از روایت‌های رسمی و قهرمانی فاصله گرفته و بر موضوعاتی چون سوگ، فقدان، خشونت، اعتراض و خاطره متمرکز شده است. با او درباره‌ی کتابش گفت‌وگو کرده‌ایم.»aasoo.org/index.php/fa/articles/5442 @NashrAasoo 🔻
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
  • Aasoo - آسو

    22 сент., 11:50

    داستان‌هایی که نشنیدیم آیدا حق‌طلب«باید «مراقب» می‌بودیم که جلوی در خانه‌ی مادربزرگ نیما همهمه نشود. نباید همه با هم سر یک ساعت مشخص می‌رسیدیم، نباید با صدای بلند می‌خندیدم یا همدیگر را با اسم کوچک صدا می‌کردیم، نباید جست‌و‌خیز می‌کردیم، نباید کوله‌پشتی روی دوشمان می‌انداختیم. اگر «گلشن توحید» قرار بود نامرئی بماند ما هم باید نامرئی می‌شدیم. حالا می‌دانم برای این که ما همان مهدکودک نامرئی را داشته باشیم حتماً عده‌ای از بزرگ‌تر‌ها بازخواست شده بودند، کسانی هر شب و هر صبح با هر زنگ دری پشتشان لرزیده بود، حتی کسانی شاید دستگیر شده بودند و به زندان افتاده بودند…»@NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    1,82020661Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    22 сент., 11:46

    «ما مهدکودک معمولی نمی‌رفتیم، یعنی ثبت‌نام‌مان نمی‌کردند. ما بهائی بودیم. «گلشن توحید» می‌رفتیم. گلشن توحید مهدکودکی نامرئی بود، مثل سکوی ۹ و سه‌چهارم و قطاری که به هاگوارتز می‌رفت. فقط آن‌هایی که گلشن توحید می‌رفتند گلشن توحید را می‌دیدند، مهدکودکی که ساختمان نداشت، تابلو نداشت، شماره‌ی ثبت نداشت، معلم‌های مانتو و مقنعه‌پوش نداشت، دیوارهای رنگی و حیاط و تاب و سرسره نداشت اما آنجا به ما چیزهایی را که بچه‌های دیگر در مهدکودک‌های اسم و‌ رسم‌دار یاد می‌گرفتند، آموزش می‌دادند تا از جامعه‌ای که ما را پس زده بود عقب نیفتیم، تا حذف نشویم، تا بیشتر از آنچه نامرئی بودیم نامرئی نشویم.»aasoo.org/fa/articles/5439 @NashrAasoo 🔻
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    1,71016644Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    20 сент., 19:28

    جایی نزدیک بوی ماه مهر لیلی دیلمانچیزی به اول مهرماه نمانده است. ابهامی شبیه شهریور پارسال اما بیشتر و قابل پیش‌بینی‌تر. مغازه‌ لوازم‌التحریر فروشی، ساعت شش عصر سوت و کور و بدون مشتری است، هر سال این روزها جای سوزن انداختن در آن نبود. فروشنده‌ای که همیشه پشت دخل بود و وقت جواب دادن نداشت حالا میان مغازه به تنها مشتری‌اش، دخترم کمک می‌کند دفتری با طرح مورد علاقه‌اش پیدا کند. می‌پرسم «این آرامشِ پیش از طوفانه؟ تا به حال این‌قدر اینجا رو خلوت ندیده بودم». می‌گوید «وضع مالی مردم خرابه، دستفروش‌ها هم زیاد شدن». برای اولین بار دلم برایش می‌سوزد. پیش‌ترها چندین بار وقتی ماشین را جلوی مغازه‌اش پارک کرده بودم دقیقاً چند دقیقه بعدش پیامک کشف حجاب برایم آمده بود و از آنجایی‌که ظاهری بسیجی‌گونه داشت و تقویم‌های جیبی با طرح قاسم سلیمانی و امثالهم می‌فروخت آن روزها باور داشتم یا خودش گزارش می‌دهد یا هم‌محلی‌هایش. اما از آنجایی که گویا دیگر از آن پیامک‌ها خبری نیست اصلاً از بی حجابی‌ام در مغازه‌اش
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    2,16010621Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    20 сент., 19:24

    «انگار شاهد نمایشی هزار پرده‌ایم. انگار همه‌مان خود میان این نمایش‌ایم. انگار ارتباط پرده‌ها را باید پیدا کنیم و پیش‌بینی کنیم که پرده‌ی بعدی چه صحنه‌ای را رقم خواهد زد و مثل سیاهی‌لشکری که باید خود نقش‌‌اش را پیدا کند مجبوریم به در و دیوار بزنیم و گلیم‌مان را از آب بیرون بکشیم. اگر برق و آب و گاز نباشد، اگر مدارس آنلاین شوند، اگر بنزین نباشد، و اگر هر اتفاق دیگری بیفتد خودمانیم و خودمان.»aasoo.org/fa/articles/5441 @NashrAasoo 🔻
  • Aasoo - آسو

    18 сент., 15:35

    یدالله ر‌ؤیایی، شاعر نامدار معاصر، شهریور چهار سال پیش در ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت. این نوشته‌ از طلائیه رویایی، برادرزاده‌ی اوست، با اقتباس از آنچه در مراسم درگذشت رویایی به یاد او گفته بود.«آیا آن‌چه با مرگ تو از من می‌گریخت؛ نامم نبود؟ که با تولدم از تو به من می‌رسید؟ آن لغت تنها که از لب تو می‌ریخت؟»aasoo.org/fa/articles/5440 @NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
  • Aasoo - آسو

    17 сент., 12:12изменён

    آن شبِ شهریور در خیابان‌های تهران 🔻🔸 مهمانی یکی از بچه‌هاست. الناز هم اینجاست. از تجمع جلوی بیمارستان کسری آمده و حالش خوب نیست. تعریف می‌کند که جلوی بیمارستان گاز اشک‌آور زده‌اند و عده‌ای را کتک زده‌اند و گرفته‌اند و برده‌اند. می‌گوید یکی از مأموران امنیتی برای اینکه او را دور کند، محکم هُلش داده. شانس آورده سرش به بتن کنار خیابان نخورده. می‌دانستم دختری را به خاطر حجاب برده‌اند ساختمان وزرا و چند روزی در کما بوده، اما خبر نداشتم فوت کرده و قرار بوده جلوی بیمارستان چنین تجمعی باشد. کمی دلخور می‌شوم که بچه‌ها چرا به من نگفتند تا من هم همراه‌شان بروم دم بیمارستان، اما چیزی نمی‌گویم. شاید هم برای استرسِ دویدن در خیابان‌ها و تحمل گاز اشک‌آور و شنیدن صدای تیر زیادی پیر شده باشم. سال هشتادوهشت، آن‌همه بدوبدو کردم و فحش و شعار دادم، به کجا رسید؟🔸 گوشی‌ها را همراهمان نمی‌بریم. خانه‌ی سارا اطراف میدان فلسطین است و در قلب حوادث. قرار می‌شود هر اتفاقی افتاد، دوباره برگردیم همین‌جا. خیابان
    آسوآن شبِ شهریور در خیابان‌های تهرانمهمانی یکی از بچه‌هاست. الناز هم اینجاست. از تجمع جلوی بیمارستان کسری آمده و حالش خوب نیست. تعریف می‌کند که جلوی بیمارستان گاز اشک‌آور زده‌اند و عده‌ای را کتک زده‌اند و گرفته‌اند و برده‌اند.
    3,500269532Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    17 сент., 12:10

    دختری که کشته شده اسمش مهسا امینی است. خبر آمده که موقع خاکسپاری‌اش در کردستان، زنان روسری‌هایشان را برداشته‌اند و مردم شعار داده‌اند. می‌گویند دانشگاه هم شلوغ شده، اما خیابان‌های تهران هنوز ظاهر آرامی دارند.با شیدا در پارک هنرمندان قرار دارم. روی نیمکت‌های پارک می‌نشینیم. هر دو خشمگین هستیم و نمی‌دانیم چه می‌توانیم بکنیم. ناگهان تصمیم می‌گیریم پرفورمنسی اجرا کنیم. باید خیابان‌های تهران را خبر کنیم. از جلوی کافه‌ها و مغازه‌ها و کوچه‌های ایرانشهر رد می‌شویم و بلندبلند تکرار می‌کنیم: «به کدامین گناه کشته شدند... به... کدامین... گناه... کشته... شدند... به کدامین گناه...»aasoo.org/fa/articles/5436 @NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    2,55023321Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    16 сент., 10:15

    از جنبش یک میلیون امضا تا خیزش ژن ژیان ئازادی کاوه کرمانشاهیدر فاصله‌ی میان کمپین و خیزش ژینا، درک جامعه از ستم‌های جنسیتی، طبقاتی، اتنیکی/ملی و جغرافیایی نیز در بستر جنبش زنان به‌تدریج گسترش یافت؛ تقاطع‌هایی که در خیزش ژینا از سطح بحث‌های نظری و درون‌جنبشی به میدان سیاست و اعتراض آمدند. این پیوند، دوگانه‌سازی رایج میان کمپین به‌عنوان حرکتی «لیبرال» و خیزش ژینا به‌عنوان حرکتی «رادیکال» را به پرسش می‌کشد. تفاوت در مطالبات، شیوه‌های کنش و میزان رادیکالیسم، افق مشترک ضدتبعیض و برابری‌خواهانه‌ی آن‌ها را از میان نمی‌برد. ازاین‌رو، کمپین را می‌توان یکی از رشته‌های متعددی دانست که به بافت تاریخی خیزش ژینا پیوسته است، نه سرچشمه‌ی یگانه‌ی آن. بااین‌حال، نزدیکی این دو حرکت به معنای تضمین‌شدن یا بازگشت‌ناپذیری دستاوردهایشان نیست.@NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    3,1101262Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    12 сент., 08:34

    در آغاز قرن بیست‌ویکم، اریک هابزبام می‌توانست ادعا کند که مشهورترین و پرمخاطب‌ترین مورخ دنیا است. کتاب‌های او در زمره‌ی آثار پرفروش بود و میلیون‌ها خواننده داشت. خبر درگذشتِ او در سال ۲۰۱۲، از هند تا برزیل به تیتر اول روزنامه‌ها بدل شد. این مارکسیستِ سرسخت، در سال‌های پایانیِ عمر خویش غرق در عناوین افتخاری و جوایز گوناگون بود: از عضویت در فرهنگستان بریتانیا و عضویتِ افتخاریِ دانشکده‌ای در کیمبریج تا دریافت عالی‌ترین نشانِ افتخار بریتانیا و کشورهای مشترک‌المنافع ــ «همرهان شوکت» ــ که طی مراسمی در کاخ باکینگهام به او اعطا شد. هنگامی که هابزبام بر چهارپایه‌ای زانو زد تا ملکه روبانِ مدال را بر گردنش بیاویزد، تکه گچ کوچکی از سقف به زمین افتاد، گویی سقف نیز به این کار معترض بود. پذیرش این نشانِ افتخار یکی از رفقای پیشین او را چنان برآشفته کرد که گفت: «دیگر باید نام اریک را از فهرستِ دوستان حذف کرد.»aasoo.org/fa/articles/5434 @NashrAasoo 💭
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    1,5201141Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    9 сент., 16:42

    «به هم آسیب نزنیم»؛ قاعده‌ای برای گفت‌وگو درباره‌ی آینده‌ی ایران محبوبه حسین‌زاده در گفتگو با مریم فومنی✍ یکی از تروماهایی که جامعه‌ها یا حتی گروه‌های کوچک‌تر دارند، ترومای ساختاری جمعی است. این زمانی اتفاق می‌افتد که یک گروه یا بخشی از جامعه، به خاطر هویتی که دارد، به‌صورت سیستماتیک از سوی حکومت از بخشی یا تمام حقوقش محروم می‌شود. این هویت می‌تواند هویت جنسیتی یا گرایش جنسی، تعلق به گروه‌های مذهبی اقلیت یا تعلق به گروه‌های اتنیکی باشد. برای اینکه معمولاً علیه این گروه‌ها تبعیض‌هایی اعمال می‌شود که آنها نمی‌توانند به فرصت‌های برابر دسترسی داشته باشند و مطابق شأن و کرامت انسانی زندگی کنند. این چیزی است که در کشور ما اتفاق می‌افتد. این محروم‌سازی و رویه‌های ناعادلانه، روی افراد اثر می‌گذارد. هر وقت افراد در طلب عدالت و برای دسترسی به حق‌وحقوقشان اعتراض می‌کنند، به شیوه‌های مختلف سرکوب می‌شوند. این سرکوب مستمر رفتار جامعه را تغییر می‌دهد. یعنی در جامعه‌هایی که تحت این تروماهای ساختاری قرار دارند، افراد نمی‌توانند با هم کار گروهی انجام بدهند و قدرت همدلی خود را با دیگران از دست می‌دهند. در نتیجه، شروع می‌کنند به ساختن روایتی از خیر و شر، و این روایت مدام گسترده‌تر می‌شود و به خیر مطلق و شر مطلق می‌رسد.✍ فرض کنید بحث میان گروه‌هایی است که موافق جنگ‌اند و گروه‌هایی که مخالف جنگ‌اند. برخی گروه‌هایی که موافق جنگ‌اند، ممکن است به این دلیل چنین موضعی داشته باشند که فکر می‌کنند تنها راه تغییر حکومت جمهوری اسلامی جنگ است. برخی گروه‌هایی که مخالف جنگ‌اند، هم ممکن است به این دلیل مخالفت می‌کنند که باور دارند گروهی که در جنگ بیش از همه متضرر می‌شود و آسیب بیشتری می‌بیند، باز هم مردم عادی‌اند. اینجا چطور می‌شود میان افرادی که همچنان معتقدند جنگ باید ادامه پیدا کند و «کار یکسره شود»، و افرادی که فکر می‌کنند اساساً نباید جنگی صورت بگیرد، گفتگو ایجاد کرد؟ من فکر می‌کنم به جای این‌که دوباره شروع کنیم به مقصر دانستن یکدیگر، یا تعداد کشته‌شدگان در سرکوب‌های خونین جمهوری اسلامی را با تعداد کشته‌شدگان در بمباران‌های جنگ با هم مقایسه کنیم، باید از این نقطه شروع کنیم که همه‌ی ما داریم از یک رنج مشترک و یک آسیب مشترک حرف می‌زنیم. اختلاف ما این‌جاست که ما نمی‌خواهیم با رویه‌هایی که در پیش می‌گیریم، با نوع سازمان‌دهی و مطالبه‌گری‌مان، آسیب بیشتری به کسانی وارد کنیم که همین حالا هم تحت آسیب‌اند. من خودم را متعلق به گروهی می‌دانم که فکر می‌کند تغییر نباید از راه آسیب بیشتر اتفاق بیفتد. از همین‌جا می‌توانیم بنشینیم و فکر کنیم: آیا بر سر این‌که نباید آسیب بیشتری ایجاد شود توافق داریم؟✍ خیلی جاها این آسیب زدن ناخواسته اتفاق می‌افتد. آسیب نزدن فقط به معنای پرهیز از خشونت آشکار نیست. گاهی احساس می‌کنیم رویمان نمی‌شود چیزی را بگوییم، یا راحت‌تر است کسی را کنار بگذاریم، نادیده‌اش بگیریم، حذفش کنیم. اما همه‌ی این‌ها واقعاً به آدم‌ها آسیب می‌زند. ما این را هم در فضای کنشگری می‌بینیم و هم در فضاهای خانوادگی و اجتماعی. اگر کسی نگاه متفاوتی داشته باشد، اگر صریح‌تر حرف بزند، یا حتی اگر حرف نزند و آن‌طور که ما انتظار داریم موضع‌گیری نکند، شروع می‌کنیم به حذف، تخریب یا نادیده گرفتنش. گاهی حتی خود او، هویتش، کارهایی که کرده و رنجی که در این مسیر متحمل شده، زیر سؤال می‌رود. اگر این قانون و قاعده را بگذاریم که هر کاری می‌کنیم در راستای آسیب نزدن باشد، یعنی به همدیگر آسیب نزنیم و به جامعه‌ای که برایش آرزوهای بزرگ داریم آسیب نزنیم، فکر می‌کنم خیلی چیزها میان ما تغییر می‌کند. دست‌کم می‌توانیم از زاویه‌ای دیگر به هم نگاه کنیم؛ شاید از زاویه‌ی نوع‌دوستی رادیکال، شفقت، هم‌رنجی و همدردی.@NashrAasoo 💭
    Telegraph«به هم آسیب نزنیم»؛ قاعده‌ای برای گفت‌وگو درباره‌ی آینده‌ی ایرانمحبوبه حسین‌زاده، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی «حل منازعه و صلح‌سازی» در مرکز عدالت و صلح‌سازی دانشگاه منونایت شرقی آمریکا معتقد است گفتگو در شرایط کنونی تنها ابزار موجود برای ایجاد تغییر در ایران است، اما به شرط آن‌که امنیت، اعتماد و سازوکارهای روشن برای شنیدن صداهای…
    2,3001687Открыть в Telegram
  • Aasoo - آسو

    9 сент., 16:38

    «محبوبه حسین‌زاده، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی «حل منازعه و صلح‌سازی» در مرکز عدالت و صلح‌سازی دانشگاه منونایت شرقی آمریکا معتقد است گفتگو در شرایط کنونی تنها ابزار موجود برای ایجاد تغییر در ایران است، اما به شرط آن‌که امنیت، اعتماد و سازوکارهای روشن برای شنیدن صداهای متفاوت و ترمیم آسیب‌ها فراهم شود. او که تجربه‌ی بیش از دو دهه روزنامه‌نگاری و کنشگری در حوزه‌ی حقوق زنان را دارد می‌گوید عبور از دوقطبی‌ها و ساختن ائتلاف‌های پایدار، نه از گردهمایی‌های بزرگ، بلکه از حلقه‌های کوچک، امن و مستمر آغاز می‌شود و نخستین قاعده‌ی اخلاقی برای ساختن آینده‌ای متفاوت در ایران باید «آسیب نزدن» باشد.»aasoo.org/fa/articles/5435 @NashrAasoo 🔻
    Иллюстрация к посту канала Aasoo - آسوИллюстрация к посту канала Aasoo - آسو
    2,009865Открыть в Telegram