Последние посты

روان تحلیل
22 сент., 19:17
«متفکر ژرفاندیش و نقاد به عنصری ناسازگار و نامطلوب در جهان بدل گشته است، و این امر هرگز تصادفی نیست؛ چراکه بهمنظور حفظ نظم و سیطرهٔ مهار، ناگزیر باید روشنفکر، فرزانه، فیلسوف و دانشمند را پیش از آنکه اندیشههایشان مایهٔ بیداریِ مردمان گردد، به انزوا کشاند.»— کارل گوستاو یونگ


روان تحلیل
22 сент., 13:51
переслано из @ravantahlilmovieclub



روان تحلیل
22 сент., 13:51
переслано из @ravantahlilmovieclub
سینما بیرون از سینماپخش و تحلیل روانشناختیفیلم: محبوب🟪 حضوریساعت شروع برنامه: ۱۷:۰۰ جمعه / ۳ مهرخلاصه داستان : استبان مارتینز، کارگردان مشهور و جنجالی سینما، پس از سالها دوری به اسپانیا بازمیگردد تا فیلم جدیدش را بسازد. او برای نقش اصلی، دخترش امیلیا را که سالهاست از او دور بوده...تسهیلگر: محمد مهدی کهربی🟢ثبت نام حضوری :هزینه /


روان تحلیل
22 сент., 13:30изменён
آنیما در مقام یک دوست یا «خواهر باطنی» (سُرور میستیکا) همواره نقشی بنیادین در تاریخ ایفا کرده است. در «دربارهای عشقِ» رِنه دانژو، جایگاه او حتی بر همسر قانونی نیز پیشی میگیرد. واژهٔ «مترس» در معنای کهن و بنیادین خود، بر بانو یا صاحبه و مربی دلالت دارد.برای نمونه، ستایش و بزرگداشت آنیما در سدههای میانه به پدیداری «عشق درباری» انجامید؛ آئینی که در آن شوالیه سراپا سرسپردهٔ بانوی خویش بود و در خدمت او شمشیر میزد. چنین زنی از والاترین سطح شهود عاشقانه و روحانی (اروس معنوی) و دانایی ژرف و حیرتانگیزی برخوردار بود و بهراستی استحقاق آن را داشت که قدیسه نامیده شود.چنانچه زنی صرفاً به نقش فرزند دختر، مادری باردار یا تنها روسپی فروکاسته شود، نشانی از شکوفایی فرهنگی در میان نیست؛ اما آنگاه که او به «بانوی الهامبخش» بدل شود—وجودی که میان ایزدبانو و روسپی در رفتوآمد است و تمام تردیدها، پیچیدگیها و کثرتهای حیات را بازمینمایاند—والاترین حد از مهارتهای وجودی و متعالیترین وجه اروس ضرورت


روان تحلیل
21 сент., 19:17изменён
«آدمی نه با تجسم پیکرههای نورانی، بلکه با آگاهساختن تاریکیِ [درون] به روشنبینی دست مییابد.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
21 сент., 07:55изменён
«صاحبنظر و متفکر ژرفاندیش و نقاد در جهان امروز به عنصری ناسازگار بدل شده است، و این امر هرگز تصادفی نیست.برای حفظ نظم موجود و اعمال مهار، ناگزیر باید روشنفکران، فرزانگان، فیلسوفان و دانشمندان را پیش از آنکه اندیشههایشان مایهی بیداری و آگاهی تودهها شود، به انزوا کشاند.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
21 сент., 07:42изменён
«اگر زخم روانی را در یک فرد یا یک ملت بازیابید، همانجا مسیرِ رسیدنِ آنان به آگاهی و خودآگاهی را نیز خواهید یافت؛ چراکه دقیقاً در فرآیند التیامبخشی به زخمهای روانیمان است که به شناخت راستین خویشتن نائل میشویم.»— رابرت ای. جانسون📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
20 сент., 19:16изменён
«خودآگاه و ناخودآگاه آنگاه که یکی از آنها توسط دیگری سرکوب شود و آسیب ببیند، کلیتی یگانه را شکل نمیدهند. اگر این دو ناگزیر از کشمکش با یکدیگرند، دستکم باید هماوردیِ عادلانهای با حقوقی برابر برای هر دو سو برقرار باشد؛ چراکه هر دو، ساحتهایی بنیادین از جریانِ زندگیاند.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
19 сент., 19:15изменён
«هراسانگیزترین چیز، پذیرش کامل و تمامعیار خویشتن است.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
18 сент., 19:15
«هر امر نیکی بهایی گزاف دارد و رشد و پرورش شخصیت، در زمرهٔ گرانبهاترین و پرهزینهترینِ آنهاست؛ بهایی که پرداختنِ آن، به قیمتِ از کف دادنِ معصومیت، اوهام و قطعیتِ شما تمام خواهد شد.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
18 сент., 18:00
«پزشک میداند ــ یا دستکم باید بداند ــ که حرفهاش را تصادفی برنگزیده است؛ بهویژه رواندرمانگر باید بهروشنی دریابد که سرایتهای روانی، هرچند به نظرش زاید و نامطلوب بیایند، در حقیقت ملازمانِ مقدر و ناگزیرِ کارِ او هستند.» (یونگ، ۱۹۵۴، ص ۱۷۷)نخستین دیدارها اغلب همچون برخوردهایی مقدر و تقدیرگونه تجربه میشوند؛ بهگونهای که طرفین حضورِ «چیزی دیگر» و فراسوی امرِ روزمره را احساس میکنند. نااطمینانیِ نهفته در ملاقات نخست ــ خواه دیداری تصادفی باشد، خواه پیوندی عاشقانه یا تعاملی کاری ــ نوعی برانگیختگی متقابل پدید میآورد؛ چراکه سرانجام، این رویارویی با امرِ ناشناخته است. به بیان رامیرز (۲۰۰۴)، جامعهشناس، در همان ده دقیقهٔ نخستینِ یک دیدار اولیه، تأثیرات قدرتمندی شکل میگیرد که مسیر رشد و کیفیت رابطهٔ آتی را تعیین میکند. رامیرز در پژوهش خود پیرامون «برداشتهای نخستین» دریافت که میتوان سرانجام یک رابطه را در همان سه دقیقهٔ آغازین با دقتی قابلاعتماد پیشبینی کرد. به گفتهٔ او،
روان تحلیل
18 сент., 11:05
переслано из @ravantahlil
ایونت روان تحلیلحضوری و آنلاینرایگانجمعه ۲۷ شهریور ماه ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷موضوع:اثر خیانت بر زوج و خانوادهاز دیدگاه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، نسلی و جنسیمدرس:محمد مهدی کهربی۰۹۱۲۱۷۹۵۷۳۹ بهبودیان


روان تحلیل
17 сент., 21:02изменён
«هنگامی که دو ماده شیمیایی با یکدیگر ترکیب میشوند، هر دو دگرگون میگردند. این دقیقاً همان رخدادی است که در فرایند انتقال به وقوع میپیوندد. فروید بهدرستی دریافت که این پیوند از بالاترین اهمیت درمانی برخوردار است، چراکه به پدیداری آمیزهای ناهمگن از سلامت روانی پزشک و ناسازگاری بیمار میانجامد.در فن درمانی فرویدی، درمانگر میکوشد تا حد امکان از انتقال احتراز کند؛ رویکردی که از دیدگاه انسانی کاملاً قابل درک است، هرچند در موارد معین میتواند اثربخشی درمانی را به شکلی چشمگیر مختل سازد. اینکه درمانگر تا حد معینی متأثر شود و حتی سلامت عصبیاش آسیب ببیند، امری اجتنابناپذیر است.¹⁶ او به معنای واقعی کلمه رنجهای بیمار خود را «دریافت میدارد» و در آنها با وی سهیم میشود. از همین روی، او خود را در معرض خطری قرار میدهد که بر پایه سرشت امور، ناگزیر از مواجهه با آن است.¹⁷ اهمیت فوقالعادهای که فروید برای پدیده انتقال قائل بود، در نخستین دیدار حضوری ما در سال ۱۹۰۷ برای من آشکار گشت. پس از


روان تحلیل
17 сент., 20:55изменён
در حالی که به بررسی رویاهایی میپردازیم که جنبههای روانی آینده و ناشناخته برای بیننده را پیشبینی میکنند، یونگ بر رویاهای کودکان که در این مقوله قرار میگیرند تأکید میکند، شاید برای ارائه مثالی چشمگیر. غیرمنطقی به نظر میرسد که چنین رویاهایی بتوانند فرآیند رشدی کودک را تا بزرگسالی پیشبینی کنند، زیرا چنین تصاویری آیندهنگر از یک حالت کامل، بهاصطلاح، نمیتوانند از پیش وجود داشته باشند. با این حال:«بهطرز عجیبی ... کودک ناخودآگاه از قبل تمام روانشناسی یک بزرگسال را داراست ... فرد همان چیزی است که خواهد شد ... چنین رویاهای اولیه از کلیت شخصیت سرچشمه میگیرند و به همین دلیل به ما اجازه میدهند چیزهای زیادی را ببینیم که بعدها در آن از دست میدهیم. بعدها، زندگی ما را مجبور به تمایزهای یکجانبه میکند.» (یونگ، ۲۰۰۸: ۲۰)بُعد زمانی درک یونگ از رشد شروع به آشکار شدن میکند: تمام داستان زندگی ما، کل شخصیت، در آغاز حضور دارد. آینده از قبل در حال حاضر وجود دارد و در انتظار گشوده شدن است؛


روان تحلیل
17 сент., 20:54изменён
«تودهها همواره بسترِ زایشِ همهگیریهای روانی هستند. فرد تحت تأثیر تلقین، ظرفیتِ دروننگریِ خود را از دست میدهد و به سلولی صرف در یک ارگانیسمِ ناخودآگاهِ بزرگتر تبدیل میشود.»— کارل گوستاو یونگ، "خودِ ناشناخته" (۱۹۵۷)📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
17 сент., 19:14
«ناخودآگاه میتواند در تمامی جهاتِ متصور سیر کند؛ حتی در بعد زمان نیز قادر است به پس و پیش گام نهد، چراکه اساساً مقید به فضا نیست.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
17 сент., 12:32
переслано из @ravantahlil
ایونت روان تحلیلحضوری و آنلاینرایگانجمعه ۲۷ شهریور ماه ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷موضوع:اثر خیانت بر زوج و خانوادهاز دیدگاه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، نسلی و جنسیمدرس:محمد مهدی کهربی۰۹۱۲۱۷۹۵۷۳۹ بهبودیان


روان تحلیل
16 сент., 19:14
«حالت نامقید و نامتعینِ ازلی، همان "هیچ" است. همهچیز در عین استقلال، با یکدیگر پیوندی درونی و متقابل دارد. این جهانبینی بر این اصل استوار است که همهٔ موجودات از "یکتایِ نخستین" یا "علتِ اولی" سرچشمه میگیرند.فراتر از توهمات فریبندهٔ فرافکنی و تسخیرشدگیِ کهنالگویی، کسانی که برای تخیلِ انسانی ارزش قائلاند و وحدتِ کیهانی را در دلِ کثرتها و تمایزات اینجهانی درمییابند، میتوانند از افق دید دنیوی فراتر رفته و به ساحت معانی و مکاشفات نائل شوند.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
15 сент., 19:13
«شاید گمان میبردم او دچار جنون است، حالآنکه تنها شهودی فوقالعاده نیرومند داشت.»— کارل گوستاو یونگ📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚


روان تحلیل
15 сент., 16:54
تنها یک راه وجود دارد و آن راهِ توست؛ تنها یک نجات وجود دارد و آن نجاتِ توست. چرا به پیرامون خود چشم دوختهای تا کمکی بجویی؟ آیا گمان میبری که امدادی از بیرون خواهد رسید؟ آنچه باید تحقق یابد، در درون تو و از تو آفریده میشود. از این رو، به درون خویش نظر کن. مقایسه نکن، اندازهگیری نکن. هیچ راه دیگری شبیه راهِ تو نیست. تمام راههای دیگر تو را میفریبند و به وسوسه میاندازند. تو باید راهی را که در درون توست، به کمال برسانی.وای، کال همه انسانها و تمامی راههایشان برای تو غریبه شوند! شاید از این رهگذر بتوانی آنها را بار دیگر در درون خود بیابی و راههایشان را بشناسی. اما چه ضعف! چه تردید! چه هراس! تو تابِ پیمودن راهِ خود را نداری. تو همواره میخواهی دستکم یک پا را بر راه هایی بگذاری که از آنِ تو نیستند تا از تنهاییِ بزرگ بگریزی! تا آن آرامشِ مادری همواره همرایت باشد! تا کسی تو را تصدیق کند، به رسمیت بشناسد، به تو اعتماد بورزد، تسلیات دهد و دلگرمت کند. تا کسی تو را به سوی راه خود
