Последние посты

Vocab.coding
23 сент., 10:59
عنواع زهرماری پارت ۱🍸🍺🥂🍷
Vocab.coding
23 сент., 10:54
داستان یک کلمه 💪Muscle💪


Vocab.coding
13 сент., 17:17
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Narrow🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: thin, slim, tight, restricted, limited🔴 متضاد: wide, broad, spacious, open💬 مثال: This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗 این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه.The room has a narrow window. 🪟 این اتاق یک پنجره باریک دارد.
Vocab.coding
13 сент., 17:16
عنواع رابطه به انگلیسی ، پارت ۲
Vocab.coding
9 сент., 10:54
عنواع رابطه به انگلیسی ، پارت ۱
Vocab.coding
8 сент., 09:17
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Astute🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: clever, smart, sharp, shrewd, perceptive🔴 متضاد: stupid, foolish, naive, dull💬 مثال: She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨ او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه میداند چه کار کند.He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀 او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی میبیند، آن را تشخیص میدهد.
Vocab.coding
1 сент., 16:33
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Abdicate🧩 معنی: کنارهگیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن🧠 نقش: فعل (Verb)🟢 مترادف: resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit,🔴 متضاد: accept, assume, retain💬 مثال: The king decided to abdicate the throne. 👑🚪 پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کنارهگیری کند.He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶♂️ او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.
Vocab.coding
1 сент., 16:32
🎉فروش دوره جدید و ویدئویی " مکالمه در دَدَر (پندیتاک) " شروع شد...✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبتنام کنآموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️ آموزش جذاب و همراه با طنز و استندآپ کمدی🤡 پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️ دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️ ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰ثبت نام از طریق سایت زیر :https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/
Vocab.coding
31 авг., 10:15
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Denounce🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، بهشدت سرزنش کردن 🚫😡🧠 نقش: فعل (Verb)🟢 مترادف: condemn, criticize, censure🔴 متضاد: praise, approve, support💬 مثال:The government denounced the violent attack. 🚫💥دولت این حملهی خشونتآمیز را بهشدت محکوم کرد.She publicly denounced his behavior. 😡📢
Vocab.coding
29 авг., 09:15
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Bias🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف: prejudice, favoritism, partiality🔴 متضاد: fairness, neutrality, impartiality💬 مثال:Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️همهی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم.
Vocab.coding
26 авг., 18:15
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Perish🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥🧠 نقش: فعل (Verb)🟢 مترادف: die, vanish, cease to exist🔴 متضاد: survive, live, endure💬 مثال:Thousands of people perished in the war. ⚔️💀هزاران نفر در جنگ جان باختند.
Vocab.coding
24 авг., 10:36
..........😔😔
Vocab.coding
11 авг., 13:03
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Injury🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف: damage, wound, harm🔴 متضاد: health, wellness, recovery💬 مثال:I got a serious injury while working out. 🏋️♂️🤕وقتی داشتم ورزش میکردم، یه آسیب جدی دیدم.
Vocab.coding
9 авг., 11:03
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Cemetery🧩 معنی: قبرستان، گورستان ⚰️🪦🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف: graveyard, burial ground, churchyard🔴 متضاد: —💬 مثال:I walked through the cemetery at night. 🌙🪦 شب از داخل قبرستان رد شدم.The cemetery was completely silent and empty. 😨
Vocab.coding
7 авг., 05:53
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Dilemma🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور میشی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف: difficult choice, tough decision, predicament🔴 متضاد: easy choice, certainty, solution💬 مثال:I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔 تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️🔥🤯
Vocab.coding
3 авг., 15:23
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Turmeric 🧩 معنی: زردچوبه 🌱🧠 نقش: اسم (Noun)💬 مثال: I accidentally spilled turmeric all over my clothes. 😂 🤣 اشتباهی زردچوبه رو ریختم روی کل لباسم!She added some turmeric to the soup. 🍲 🥣 اون یه مقدار زردچوبه به سوپ اضافه کرد.
Vocab.coding
1 авг., 11:19
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Bizarre 🧩 معنی: عجیبوغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional💬 مثال: That was a bizarre thing to say in front of everyone. 🤨 حرف خیلی عجیبوغریبی بود که جلوی همه زدی!His bizarre behavior made everyone stare at him. 😳 رفتار عجیبوغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.
Vocab.coding
27 июл., 10:35
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Bedridden 🧩 معنی: زمینگیر، بستری، ناتوان از ترک تخت بهدلیل بیماری یا آسیب🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated🔴 متضاد: healthy, active, mobile💬 مثال: After the accident, he was bedridden for several weeks. 🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمینگیر و بستری بود.The illness left her bedridden and unable to walk. 🤒 بیماری او را زمینگیر کرد و نتوانست راه برود.
Vocab.coding
27 июл., 10:34
بانو منو ببر تایلند🥲🥲
Vocab.coding
25 июл., 12:42изменён
چیکار داری میکنی با موهات؟🤣
