Latest posts

افق؛ یک داستان تازه
12 Sept, 05:26
. منتشر شد... «نیمروزی در ینیشهیر» نوشتهٔ سوگی سویسال ترجمهٔ مژده الفت برندهٔ جایزهٔ رمان اورهان کمال، ۱۹۷۴ظهرِ ینیشهیر ظهرِ یک محلهٔ معمولی نیست؛ لحظهای است که زندگیِ آدمها، بیآنکه خود بدانند، به یکدیگر گره میخورد.آنکارا، دههٔ هفتاد میلادی. شهری در آستانهٔ دگرگونی؛ و آدمهایی که هرکدام در گوشهای از آن، با عشق، ترس، فقر، جاهطلبی، شکست و رؤیاهای خود زندگی میکنند. از سیاستمدار و کارمند تا کارگر و راننده؛ از خانههای مرفه تا خیابانهای شلوغ، همه در یک نیمروز در کنار هم قرار میگیرند و تصویری بزرگتر از خودشان میسازند: تصویر جامعهای که آرامآرام زیر پوست روزمرگی تغییر میکند.«نیمروزی در ینیشهیر» از مهمترین رمانهای سوگی سویسال است؛ رمانی که نویسنده آن را در زندان نوشت و با نگاهی تیزبین، سیاست را نه در میدانهای رسمی، که در خصوصیترین لایههای زندگی آدمها جستوجو کرد. و در مرکز این جهان، سپیداری ایستاده؛ درختی که سرنوشتش بیش از آنکه به یک درخت شبیه باشد، به نمادی از




افق؛ یک داستان تازه
12 Sept, 05:22
. بمنتشر شد... ژنرال ارتش مرده نوشتهٔ اسماعیل کاداره با ترجمهٔ محمود گودرزیجنگ تمام شده است؛ اما برای مردگان، و شاید بیشتر از آن برای زندگان، هنوز تمام نشده.«ژنرال ارتش مرده»، نخستین رمان اسماعیل کاداره، یکی از ماندگارترین آثار ادبیات جنگ است؛ روایتی تلخ و وهمآلود از سرزمینی که سالها پس از پایان جنگ جهانی دوم، هنوز زیر سایهٔ مرگ و خاطرهٔ آن زندگی میکند.کاداره در این رمان، به جای میدان نبرد، به سراغ آن چیزی میرود که جنگ از خود به جا میگذارد: استخوانها، خاطرهها، زخمها و گذشتهای که به این آسانی دفن نمیشود این کتاب با ظاهر و ویراستی جدید در نشر افق منتشر شد.نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت) ناشر رسمی آثار اسماعیل کاداره در ایران و به زبان فارسی در سراسر جهان است.#ادبیات_فرانسوی #اسماعیل_کاداره #نشر_افق #کپی_رایت_دارد




افق؛ یک داستان تازه
10 Sept, 06:04
. «نیمروزی در ینیشهیر» نوشتهٔ سوگی سویسال ترجمهٔ مژده الفت برندهٔ جایزهٔ رمان اورهان کمال، ۱۹۷۴در شلوغیِ ظهرِ ینیشهیر، در قلب آنکارا، آدمهایی که گمان میکنند هیچ نسبتی با یکدیگر ندارند، آرامآرام در یک نقطه به هم میرسند؛ با عشقها، ترسها، شکستها و رؤیاهایی که هرکدام در خلوت خود حمل میکنند.در «نیمروزی در ینیشهیر»، سوگی سویسال تصویری زنده و چندلایه از جامعهای میسازد که در آن روابط خانوادگی، عشق، دوستی، طبقه و سیاست به زندگی روزمره گره خوردهاند. یک درخت صنوبر در مرکز این جهان ایستاده است؛ و سقوطش، انگار سقوط چیزی فراتر از یک درخت است.#نیمروزی_در_ینیشهیر #سوگی_سویسال #مژده_الفت #نشر_افق


افق؛ یک داستان تازه
8 Sept, 16:33
. بهزودی... ژنرال ارتش مرده نوشتهٔ اسماعیل کاداره با ترجمهٔ محمود گودرزیسالها از پایان جنگ گذشته است. ژنرالی به آلبانی بازمیگردد؛ نه برای فتح سرزمینی تازه، که برای پیدا کردن استخوانهای سربازانی که سالها پیش در آن خاک کشته شدهاند و هرگز به خانه بازنگشتند.اما هرچه بیشتر در جستوجوی مردگان پیش میرود، بیشتر در گذشته، در ویرانی جنگ و در خاطرهٔ آدمهایی که جنگ از میان برده، فرومیرود.«ژنرال ارتش مرده»؛ رمانی تلخ، غریب و فراموشنشدنی از اسماعیل کاداره، دربارهٔ جنگ، مرگ و بازگشت به سرزمینی که هنوز از جنگ بیرون نیامده است. این کتاب بهزودی با ظاهر و ویراستی جدید در نشر افق منتشر خواهد شد.نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت) ناشر رسمی آثار اسماعیل کاداره در ایران و به زبان فارسی در سراسر جهان است.Music may be subject to copyright. All credits go to the creator and owner. For Fair use only.#ادبیات_فرانسوی #اسماعیل_کاداره #نشر_افق #کپی_رایت_دارد
افق؛ یک داستان تازه
6 Sept, 17:51
. ترکیه، دههٔ هفتاد میلادی؛ جامعهای در التهاب، و آدمهایی که زندگیشان در یک نیمروز به هم گره میخورد.«نیمروزی در ینیشهیر» رمانی از سوگی سویسال است که در زندان نوشته شد و در سال ۱۹۷۵ جایزهٔ ادبی اورهان کمال را از آن خود کرد؛ روایتی تیزبین از جامعهای در آستانهٔ تغییر که سیاست را به زندگی روزمره پیوند میزند.با ترجمهٔ مژده الفت، بهزودی در نشر افق.#نیمروز_در_ینیشهیر #سوگی_سویسال #مژده_الفت #نشر_افق




افق؛ یک داستان تازه
2 Sept, 05:41
. منتشر شد... تیرکها چهارگوش بودند نوشتهٔ لوران سِیه با ترجمهٔ ابوالفضل اللهدادی#لوران_سِیه فوتبال را دستاویزی برای گفتن از زخمهایی عمیق میکند: از خاطره، خانواده، امید و زخمهایی که نسلها با خود حمل میکنند.چه شد عاشق فوتبال شدید؟#ابوالفضل_اللهدادی #نشر_افق #رمان_ورزشی #ادبیات_فرانسه #کتاب_جدید
افق؛ یک داستان تازه
1 Sept, 04:35
منتشر شد... تیرکها چهارگوش بودند نوشتهٔ لوران سِیه با ترجمهٔ ابوالفضل اللهدادییک مسابقهٔ فوتبال، یک پسر، یک مادربزرگ و خاطراتی که از جنگ جهانی دوم تا یک شب فراموشنشدنی در استادیوم کشیده میشوند.#تیرکها_چهارگوش_بودند داستانِ لحظهای است که گذشته و حال به هم میرسند؛ جایی که هیجان یک مسابقهٔ تاریخی، خاطرات خانوادگی و تجربهٔ فقدان، در ذهن یک کودک کنار هم قرار میگیرند.#لوران_سِیه در این نوولا با کمترین فاصله از زندگی واقعی حرف میزند: از چیزهایی که به یاد میآوریم، چیزهایی که از دست میدهیم و خاطراتی که برایمان میمانند،#نشرافق #کتاب_خوب #فوتبال




افق؛ یک داستان تازه
1 Sept, 04:33
. منتشر شد... مرا به کنگاراکس نبر! نوشتهٔ آندری کورکوف با ترجمهٔ آبتین گلکاریک قطار باری در حرکت است؛ اما معلوم نیست از کجا آمده و به کجا میرود.رادتسکی و توروسوف در واگنهای قطار بیدار میشوند، میخوابند و گاهی سر از واگنی درمیآورند که اصلاً نمیدانند چطور به آن رسیدهاند. جعبههایی مرموز ناگهان ظاهر میشوند و ناپدید میشوند. آدمهای ناشناس از راه میرسند. سه اسب در قطارند. روزنامههایی از گذشته پیدا میشوند. و هیچکس، حتی راوی، قرار نیست توضیحی برای این همه اتفاق عجیب بدهد.آندری کورکوف در «مرا به کنگاراکس نبر!» قطاری را به راه میاندازد که خیلی زود میفهمیم فقط در جغرافیا حرکت نمیکند؛ این قطار در تاریخ، حافظه و گذشتهٔ سرزمینی سفر میکند که پس از فروپاشی شوروی هنوز در جستوجوی روایت خودش است.#نشر_افق #آندری_کورکوف #کتاب_خوب_بخوانیم




افق؛ یک داستان تازه
30 Aug, 05:12
بهزودی... «تیرکها چهارگوش بودند» نوشتهٔ لوران سِیه با ترجمهٔ ابوالفضل اللهدادینیکلا، نوجوانی عاشق فوتبال، در شبی تاریخی همراه میلیونها نفر چشم به فینال جام باشگاههای اروپا دوخته است. اما هر دقیقه از مسابقه، او را به بخشی از گذشتهاش بازمیگرداند؛ به جدایی والدین، زندگی در خانوادهای تازه و تلاش برای یافتن جایگاهی در جهانی که دیگر شبیه گذشته نیست. روایت همزمان با پیشروی مسابقه، تصویری عاطفی از رشد و پذیرش واقعیتهای زندگی ارائه میدهد.#ابوالفضل_اللهدادی #نشر_افق #رمان_ورزشی #ادبیات_فرانسه #کتاب_جدیدMusic and some pictures may be subject to copyright. All credits go to creators.
افق؛ یک داستان تازه
25 Aug, 07:42
. بهزودی در نشر افق«مرا به کنگاراکس نبر!» نوشتهٔ #آندری_کورکوف با ترجمهٔ #آبتین_گلکارداستان از دل یک قطار باری آغاز میشود؛ سفری که کمکم از مرزهای واقعیت عبور میکند و خواننده را به جهانی میبرد که در آن حافظه، تاریخ و هویت معنایی تازه پیدا میکنند.آندری کورکوف، نویسندهٔ برجستهٔ اوکراینی، در این نوولا با زبانی موجز، فضایی سوررئال و طنزی ظریف روایتی متفاوت از ادبیات معاصر اروپای شرقی خلق کرده است؛ روایتی که شاید بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشهایی تازه در ذهن خواننده باقی بگذارد.«مرا به کنگاراکس نبر!» بهزودی با جلد و قطع جدید و ویراست تازه در نشر افق منتشر خواهد شد.نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت)، ناشر رسمی آثار آندری کورکوف در ایران و به زبان فارسی در سراسر جهان است.



Related Channels
Other channels in the same section of the catalogue.
