gram news
گروه روانکاوی تداعی channel avatar

گروه روانکاوی تداعی

@tadaeigroup

پشتیبانی تلگرام: @TadaeiSupport کلینیک: https://tadaei.com/clinic آموزش روانکاوی: https://tadaei.com/training مجله‌ روانکاوی https://tadaei.com/magazine ارتباط با ما: tadaeigroup@gmail.com

ProjectsFAPsychology

5,800subscribers

Open the Channel

Latest posts

  • گروه روانکاوی تداعی

    22 Sept, 15:53edited

    متن کامل مقالهٔ «چشم‌انداز روانکاوی»نویسنده: هری گانتریپ ترجمه: جواد فرشباف زیوریگروه روانکاوی تداعی
    353file14211Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    22 Sept, 15:52

    چشم‌انداز روانکاویزندگی [دربارهٔ] چیست؟ زندگی دربارهٔ این است [یا باید دربارهٔ این باشد] که تمایل داشته باشیم ظرفیت‌های خلاقانهٔ خود را در جهت عشق و کار، با یکدیگر و برای یکدیگر، پرورش دهیم. این امر پاسخی است انسانی به امنیت و حس ارزشمندیِ اصیلی که دیگران برای ما فراهم کرده‌اند و ما را تشویق می‌کند که ما نیز این ملزومات گران‌بهای زندگیِ لذت‌بخش و معنادار را به دیگران منتقل کنیم.روان‌کاو باید کسی باشد که قادر است با استفاده از آموخته‌ها، تجربه و انسانیت خود این احساسات را به کسانی که شدیداً به آن نیاز دارند منتقل کند؛ پاداش واقعی روانکاو این است که همراه با بیمارانش رشد کند. همین اتفاق، به شیوه‌های گوناگون، همان چیزی است که بایستی هدف زندگی همهٔ انسانها باشد.شگفت‌آور است که این دیدگاه در حوزهٔ روان‌درمانی، به‌هیچ‌وجه مورد پذیرش عمومی نیست؛ و همین امر سهم قابل‌توجهی در ایجاد تردیدها و پرسش‌های معاصری دارد که جایگاه و نفوذ روان‌کاوی را محدود می‌کنند.در نامه‌ای که اخیراً از آمریکا
    36483Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    21 Sept, 07:15

    «دوست داشتن یک اُبژه و بلعیدن او پیوندی بسیار نزدیک با هم دارند.»ملانی کلاین در مقالهٔ «ملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌وار» به وضعیت‌هایی از دوران کودکی اشاره می‌کند که در آن، عشق و تملک دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند. از آنجا که سازمان‌یابی روانی کودک در این مرحله «دهانی» است، شیوهٔ اصلی تعامل او با جهان از طریق دهان، و لاجرم با درونی‌سازی دیگری است. لذا عشق‌ورزی نیز شکل بلعیدن دیگری را به خود می‌گیرد.این تکانه‌های دهانی می‌توانند به بزرگسالی نیز امتداد پیدا کنند. در این حالت، بلعیدن دیگری در قالب تملک، تصاحب و انقیاد دیگری بروز می‌یابد؛ به‌طوری که تمنای دیگری با تسلط بر او همراه می‌شود. توگویی عشق به دیگری، علیه خود او عمل می‌کند. بدین‌سان، دوست‌داشتن دیگری، در عین حال دیگری را نیز نابود می‌کند، چراکه «دیگری‌بودگی» دیگری را نادیده می‌گیرد.کلاین در همین مقاله به این اشاره می‌کند که عشق و نفرت در کودک می‌توانند از مجرایی واحد، یعنی دهان و فرایند بلعیدن، بگذرند. از
    873291Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    18 Sept, 16:06

    ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌واردر ماتم طبیعی، اضطراب‌های روان‌پریشانهٔ اولیه دوباره فعال می‌شوند؛ فرد ماتم‌زده در واقع بیمار است، اما چون این حالت ذهنی بسیار شایع است و برای ما بسیار طبیعی به نظر می‌رسد، ماتم را بیماری نمی‌نامیم. فرد در ماتم از حالتی مانیک-افسرده‌وار، تعدیل‌شده و گذرا عبور می‌کند و بر آن غلبه می‌یابد.بزرگ‌ترین خطر برای فرد ماتم‌زده از آنجا ناشی می‌شود که نفرتش متوجه خودِ فرد محبوبِ ازدست‌رفته گردد. یکی از شیوه‌هایی که نفرت در وضعیت ماتم خود را نشان می‌دهد، احساس پیروزی بر فرد مرده است. هرگاه فردی محبوب می‌میرد، آرزوهای مرگ‌آلود کودکی نسبت به والدین، برادران و خواهران در واقع تحقق می‌یابند، زیرا فرد متوفی ناگزیر تا اندازه‌ای بازنمایانگر نخستین چهره‌های مهم زندگی است و در نتیجه بخشی از احساسات مربوط به آنها را نیز بر عهده می‌گیرد.ازاین‌رو مرگ او، هر اندازه از جهات دیگر ویران‌کننده باشد، تا اندازه‌ای نیز به‌صورت یک پیروزی احساس می‌شود و احساس پیروزی را
    گروه روانکاوی تداعیماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاینماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار همان‌گونه که فروید در «ماتم و ماخولیا» خاطرنشان می‌کند، آزمون واقعیت بخش اساسی کار ماتم است. او می‌گوید: «در
    1,1901362Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    14 Sept, 15:41

    چرا تحقق خواسته‌ها، اضطراب‌زا است؟مرا در منزل جانان چه امن عیش، چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها حافظدر پندار عمومی، تحقق خواسته‌ها با رضایت پیوندی بدیهی دارد. اما واقعیت غالباً وضعیتی معکوس را پیش چشم ما گذاشته است: در لحظه‌ای که فرد به آرزوی دیرینه‌اش دست می‌یابد، احساساتی فعال می‌شوند که نه‌تنها خوشایند نیستند، بلکه بار سنگین اضطراب و تهی‌بودگی را بر شانه‌ی او می‌گذارند.برای فهم اینکه چرا رسیدن به مقصد با خود اضطراب می‌آورد، ابتدا باید بپرسیم که فرد تا پیش از رسیدن، موتور روانی خود را حول چه چیزی روشن نگه داشته بود؟ واقعیت این است که ما صرفاً برای دل خودمان نمی‌دویم؛ ما همیشه در زمین دیگریِ بزرگ می‌دویم. دیگریِ بزرگ، ساحت نمادین و جایگاه زبان است؛ یعنی همان خاستگاهی که دال‌هایش ابتدا از زبان والدین به عنوان نخستین کارگزاران این نظام نمادین به ما منتقل می‌شوند تا یاد بگیریم خودمان را روایت کنیم.ما تمام آن عناوین و نقش‌هایی را که به زندگی‌مان معنا و ارزش می‌دهند
    گروه روانکاوی تداعیچرا تحقق خواسته‌ها، اضطراب‌زا است؟چرا تحقق خواسته‌ها، اضطراب‌زا است؟ مرا در منزل جانان چه امن عیش، چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها حافظ در پندار عمومی، تحقق خواسته‌ها با
    1,69026541Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    12 Sept, 16:42

    و به‌راستی چه بی‌مایه‌ایم، اگر صرفاً عاقل باشیم.دونالد وینیکات
    2,330591152Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    9 Sept, 16:38

    متن کامل مقالهٔ «زنانگی به‌مثابهٔ نقاب»نویسنده: جون ریویر مترجم: پگاه پوراحمدگروه روانکاوی تداعی
    2,260file1742Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    9 Sept, 16:38

    زنانگی به‌مثابهٔ نقاببرخی زنان، ممکن است برای دفع اضطراب و در امان ماندن از تلافی‌های که بیم دارند از سوی مردان متوجه‌شان شود، نقاب زنانگی بر چهره بزنند. زنانگی اختیار می‌شود و همچون نقابی بر چهره زده شود، هم برای پنهان‌کردن در اختیار داشتن قدرت و هم برای دفع تلافی‌هایی که اگر معلوم می‌شد آن را در اختیار دارند، متوجه‌شان می‌شد.این موضوع در نوع خاصی از زن متفکر دیده می‌شود. در محیط آکادمیک، در حرفه‌های علمی و در عرصهٔ کسب‌وکار، پیوسته با زنانی مواجه می‌شویم که به نظر می‌رسد واجد تمامی معیارهای تحول کامل زنانه‌اند و همسران و مادرانی ممتاز و باکفایت‌اند. در عین حال که وظایف حرفه‌ای خود را دست‌کم به همان خوبی مردان به جا می‌آورند.اما این زنان پس از هر عملکرد عمومی (مانند سخن گفتن در برابر مخاطبان) از میزانی از اضطراب رنج می‌برند و گرفتار نیازی وسواس‌گونه به «اطمینان‌جویی» می‌شوند. این رفتار تلاشی ناهشیار برای دفع اضطرابی است که در پی تلافی‌هایی پدید می‌آید که انتظار دارند پس از هر بار
    2,1501553Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    5 Sept, 16:34

    واپس‌رانی و بازگشت اُبژه‌های بداگر والدین کودکی اُبژه‌های بدی باشند، او نمی‌تواند آنها را طرد کند؛ زیرا نمی‌تواند بدون والدینش سر کند. نکتهٔ مهم این است که کودک رابطه با یک اُبژهٔ بد را نه‌تنها تحمل‌ناپذیر، بلکه شرم‌آور نیز تجربه می‌کند. دلیل این امر آن است که در اوایل کودکی، تمام روابط اُبژه‌ای بر همانندسازی استوارند. بنابراین، اگر اُبژه‌های کودک بد باشند، کودک نیز خود را بد احساس می‌کند.کودک ترجیح می‌دهد خودش بد باشد تا اینکه اُبژه‌های بدی داشته باشد. بر این اساس، یکی از انگیزه‌های او برای بد شدن، «خوب» ساختن اُبژه‌هایش است. او از این طریق، اُبژه‌هایش را از بدی منزه می‌سازد و به همان اندازه که در این کار موفق می‌شود، از حس امنیتی برخوردار می‌گردد که حاصل زندگی در محیطی متشکل از اُبژه‌های خوب است.به عبارتی، بهتر است گناهکاری در جهانی تحت فرمانروایی خداوند باشیم تا اینکه در جهانی تحت فرمانروایی شیطان زندگی کنیم. گناهکار در جهانی تحت فرمانروایی خداوند ممکن است خود بد باشد، اما
    گروه روانکاوی تداعیواپس‌رانی و بازگشت اُبژه‌های بد |‌ رونالد فربرنواپس‌رانی و بازگشت اُبژه‌های بد ۱. اهمیت روابط اُبژه‌ای فروید در مراحل اولیهٔ تعمق روانکاوانهٔ خویش، عمدتاً به ماهیت و سرنوشت تکانه می‌پرداخت، حقیقتی که
    2,840215Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    2 Sept, 16:37

    بیون در «سخنرانی‌های سائوپائولو» (۱۹۷۳) می‌گوید «انسان در مواجهه با امر ناشناخته، آن را نابود می‌کند». امر ناشناخته می‌تواند به‌جای آنکه موضوع کنجکاوی و جست‌وجو قرار گیرد، به چیزی تهدیدکننده بدل شود که فرد می‌کوشد آن را حذف کند. بیون این واکنش را چنین صورت‌بندی می‌کند: «اینجا چیزی هست که نمی‌فهمم؛ بنابراین آن را می‌کُشم.»بیون در بخش دیگری از همین سخنرانی‌ها این مضمون را با مفهوم «راز» یا «امر رازآمیز» گسترش می‌دهد. برای او، راز مستلزم «احترام به امر ناشناخته» و ظرفیت احترام‌گذاشتن به چیزی است که دربارهٔ آن ناآگاهیم. از نظر او، خطر زمانی پدید می‌آید که نفهمیدن آن‌قدر هراس‌انگیز شود که انسان بخواهد صاحب آن فکر، رفتار یا تجربه را حذف کند.به‌زعم او سرعت «خشونت» از سرعت «فکرکردن» بیشتر است؛ فکرکردن مستلزم آن است که فرد بتواند برای مدتی در برابر چیزی که معنایش را نمی‌داند باقی بماند، بی‌آنکه فوراً آن را از میان بردارد.این جمله را می‌توان در امتداد تلقی کلی بیون از روان‌کاوی نیز خواند.
    2,60031921Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    31 Aug, 15:46

    متن کامل مقالهٔ «فروپاشی کارکرد پدری و تأثیر آن بر نقش‌های جنسیتی»نویسنده: پُل فرهاگه ترجمه: خشایار داودی‌فرگروه روانکاوی تداعی
    2,500file1042221Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    31 Aug, 15:45

    فروپاشی کارکرد پدری و تأثیر آن بر نقش‌های جنسیتیما امروزه شاهد پدیده‌ای غریب هستیم: اضمحلال پیکره‌ی پدری در مقیاسی گسترده. از منظر تاریخی، پیش از این همواره تجسم این امر تغییر می‌کرد اما کارکردش پابرجا می‌ماند (پادشاه مرده، زنده باد پادشاه). به این ترتیب باور به این نظام یکتا در مقام یک کلیت دست‌نخورده باقی می‌ماند و جایگزینی یک پیکره با پیکره‌ای دیگر بر نظام یا نقش‌های جنسیتی تأثیری نمی‌گذاشت.اما امروزه ما در دورانی به سر می‌بریم که پدر نمادین در مقام یک کل، همراه با باورمندی به وی کشته شده است. تصادفی نیست که نگرش غالب امروزی، نوعی کلبی مسلکی پست مدرن است که بیش از هر چیز مظهر بی‌اعتمادی و ناباوری گسترده به هرگونه کارکرد نمادین است.این ما را به احتمالاً یکی بزرگترین معضلات دوران می‌رساند. نفس کارکرد نمادین پدر امروز مورد تردید قرار گرفته است. کارکرد تضمین کننده و پاسخ‌دهنده‌ی آن در بهترین حالت دیگر قانع‌کننده نیست. حاصل آن‌که تعداد سوژه‌های هیستریکی که گریز و جست‌وجو برای ارباب
    2,39071111Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    26 Aug, 18:32

    کمال‌گرایی، تلاشی مذبوحانه برای نجات اُبژهٔ محبوبی است که در فانتزیِ فرد متلاشی شده است.به زعم ملانی کلاین، زمانی که کودک به تدریج درمی‌یابد کسی که دوستش دارد همان کسی است که خشم، نفرت و تکانه‌های سادیستی‌اش نیز متوجه او بوده‌اند، با اضطرابی تازه روبه‌رو می‌شود: این وحشت که مبادا در فانتزی خود به اُبژهٔ محبوب آسیب رسانده، آن را تکه‌تکه کرده یا از میان برده باشد.از دل همین اضطراب، میل به ترمیم سربرمی‌آورد؛ اشتیاقی برای دوباره کنار هم گذاشتن آنچه متلاشی شده، بازگرداندن آن به زندگی، احیای آن و بازیابی تمامیت ازدست‌رفته‌اش. به همین سبب، «کامل ساختن» چیزی می‌تواند در لایه‌ای عمیق‌تر از روان، معنای نجات دادن چیزی را داشته باشد که فرد احساس می‌کند روزی آن را ویران کرده است.از این منظر، اشتیاق افراطی به بی‌نقص بودن، ردّ یک فانتزی قدیمی از ویرانی را با خود حمل می‌کند. فرد می‌کوشد چیزی را چنان درست، زیبا و کامل بسازد که هیچ اثری از شکستگی باقی نماند؛ گویی کمال می‌تواند گواهی باشد بر اینکه
    2,7102783Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    24 Aug, 15:50

    ملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌واردر مقالهٔ حاضر برآنم تا به حالات افسرده‌وار و رابطهٔ آنها با پارانویا از یک سو و مانیا از سوی دیگر بپردازم.به گفتهٔ فروید و آبراهام، فرایند بنیادی در ماخولیا، از دست دادن اُبژهٔ محبوب است. فروید بیان کرده است که مانیا همان محتواهایی را به عنوان پایه دارد که ماخولیا دارد و در واقع راهی برای فرار از آن حالت است. پیشنهاد من این است که در مانیا، ایگو نه تنها از ماخولیا بلکه از یک وضعیت پارانویاک نیز که توانایی مسلط شدن بر آن را ندارد، می‌گریزد.احساس قدرت مطلق، مشخصهٔ مانیاست و علاوه بر این مانیا بر مکانیسم انکار استوار است. فرد مانیک با تسلط یافتن بر اُبژه‌هایش تصوّر می‌کند که مانع آن خواهد شد که آنها نه تنها به خودش آسیب برسانند، بلکه برای یکدیگر نیز خطرساز شوند. ناچیز شمردن اهمیت اُبژه و تحقیر آن، ویژگی اختصاصی مانیاست و ایگو را قادر می‌سازد به آن گسست جزئی دست یابد که ما در کنار ولع‌اش برای اُبژه‌ها مشاهده می‌کنیم.ملاحظاتی که من
    گروه روانکاوی تداعیملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاینملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌وار نوشته‌های پیشین من حاوی شرح مرحله‌ای از سادیسم شدید است که کودکان در نخستین سال زندگی آن را از سر
    2,1908111Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    22 Aug, 14:50

    متن کامل مقالهٔ: «خانه‌ی دوست کجاست؟»؛ در باب اشتیاق و امر زنانهنویسندگان: فاطمه امیری و ارسلان رعیتگروه روانکاوی تداعی
    2,650file14432Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    22 Aug, 14:48edited

    «خانه‌ی دوست کجاست؟»؛ در باب اشتیاق و امر زنانهدر صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی: كودكی می‌بينی رفته از كاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه‌ی نور و از او می‌پرسی خانه‌ی دوست كجاست؟سهراب سپهری، با این پرسش به ظاهر ساده ما را درباره‌ی آغاز سفری ناپیدا به تأمل وا‌می‌دارد، پرسشی که نه نشانی می‌طلبد و نه پاسخ، بلکه ما را در تعلیق میان غیاب و حرکت، کنجکاو و جاری نگه می‌دارد. آیا دوست در جایی مأوا دارد؟ نشانیِ او کجاست؟مواجهه‌ی غیرمنتظره با این پرسش در آغاز شعر، خواننده را غافلگیر می‌کند؛ سه واژه‌ی آشنا و در عین حال تامل‌برانگیز و غریب.«کجاست؟»؛ کجاست آن چیزی که سوژه نمی‌داند چیست و تنها آن را به عنوان یک فقدان می‌شناسد؟ «دوست»، کسی که سوژه می‌تواند این فقدان را به او پیشکش کند و او برخلاف تعریف لکان از عشق، خواهان آن است. کجاست این دوستی که سوژه مشتاقانه تمنایش می‌کند و در عین حال می‌داند که وجود ندارد؟ و در نهایت «خانه»، جایی که سوژه در آن احساس تعلق می‌کند، جایی که می‌تواند به این
    2,580112111Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    13 Aug, 14:00

    متن کامل مقالهٔ «علیت و مسکنت نا-باشنده‌ای پیشاهستی‌شناختی: پیرامون سوژه‌ی لکانی»نویسنده: پُل فرهاگه مترجم: خشایار داودی‌فرگروه روانکاوی تداعی
    2,620file87311Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    13 Aug, 14:00

    پیرامون سوژه‌ی لکانیبی‎شک مفهوم سوژه یکی از رایج‌ترین و مهم‌ترین مفاهیم لکانی است که از طریق آن می‌توان تمام سیر اندیشه‌ی او را بررسی کرد.سوژه در لکان متقدم بایست در تضادی رادیکال با ایگو فهمیده شود. ایگو به ساحت تصویری تعلق دارد، حال آن که سوژه مربوط به ساحت نمادین است. سوژه، سوژه‌ی ضمیر ناآگاه است، حال آن که ایگو صرفاً زنجیره‌ای از همسان‌سازی‌های بیگانه کننده است.لکان تا اوایل دهه‌ی 1960 بر تقابل میان ساحت تصویری و نمادین تأکید داشت. اما در اینجا تغییری قابل توجه رخ می‌دهد؛ به جای تقابل و شکاف میان سوژه و ایگو، شکاف و دوپارگی خود سوژه مد نظر قرار گرفته می‌شود. در اینجا به جای عبارت «سوژه» عبارت «سوژه‌ی شکافته شده» مطرح می‌شود؛ یعنی سوژه بر اساس زبان شکاف می‌خورد.همچنین با مفهوم‌سازی ساحت واقع، تغییر عمده‌ی دیگری نیز رخ می‌دهد. از سمینار یازدهم به بعد ساحت واقع بدل به مفهومی اساسی در نظریه‌ی لکانی می‌شود که نظریه‌ی سوژه را نیز اساساً دستخوش تغییر می‌کند.برپایی سوژه مبتنی بر
    2,68082111Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    8 Aug, 14:28

    عوامل اسکیزوئید در شخصیتدر بین مشخصه‌های گوناگون اسکیزوئید، درگیری ذهنی با واقعیت درونی بی‌شک مهم‌ترینِ تمام مشخصه‌هاست. بر پایهٔ همین گرایش است که این امکان فراهم می‌شود تا نه‌تنها پدیده‌های تمام‌عیار، بلکه تجلیات ظاهراً روزمره را نیز به‌عنوان اموری اساساً اسکیزوئیدی بازشناسی کنیم.اختلالات نسبتاً جزئی یا گذرا در حس واقعیت در زندگی روزمره همچون احساس آشنایی با امور ناآشنا یا تجربهٔ «دژاوو» و پدیده‌های تجزیه‌ای نظیر «خواب‌گردی» را می‌توان در زمرهٔ امور اسکیزوئیدی در نظر گرفت.مشخصه‌های اسکیزوئید، در بین اعضای طبقهٔ روشنفکر نیز رایج است. تحقیر بورژوازی توسط افراد روشنفکرمأب و تمسخر افراد عامی توسط هنرمند نخبه‌گرا را می‌توان به عنوان تجلیات جزئی ماهیتی اسکیزوئید در نظر گرفت.مضاف بر این، به‌نظر می‌رسد مشغله‌های ادبی، هنری، و علمی جاذبهٔ ویژه‌ای برای افراد دارای مشخصه‌های اسکیزوئید دارند. این جاذبهٔ تا حدی از این حقیقت ناشی می‌شود که این فعالیت‌ها وسیله‌ای نمایش‌گرایانه برای ابراز
    گروه روانکاوی تداعیعوامل اسکیزوئید در شخصیتعوامل اسکیزوئید در شخصیت فرایندهای روانی دارای ماهیت اسکیزوئید، اخیراً به‌نحوی فزاینده توجه مرا به خود معطوف کرده‌اند؛ و مواردی که در آنها چنین فرایندهایی
    2,79087211Open in Telegram
  • گروه روانکاوی تداعی

    3 Aug, 17:03

    روان‌نژندی وسواسی را نمی‌توان از خلال محتوای افکار وسواسی فهمید، بلکه بایستی آن را از خلال نیروهایی فهمید که این افکار را پدید می‌آورند. در پس نشانه‌های وسواسی، همواره تعارضی بین عشق و نفرت نسبت به یک اُبژهٔ واحد وجود دارد.نفرت، عشق را مهار می‌کند، بی‌آنکه بتواند آن را از میان بردارد؛ لذا، وسواسی در وضعیتی از دوسوگرایی گرفتار می‌شود که در آن نه می‌تواند آزادانه دوست بدارد و نه آزادانه نفرت بورزد. نخستین پیامد این تعارض، ناتوانی در تصمیم‌گیری است؛ زیرا هر عملی که از عشق سرچشمه بگیرد، هم‌زمان با مقاومت نفرت نیز روبه‌رو می‌شود.اما این ناتوانی به همان موقعیت محدود نمی‌ماند. از آنجا که زندگی عاطفی الگوی سایر فعالیت‌های روانی است و مکانیسم جابه‌جایی نیز در روان‌نژندی وسواسی با بیشترین شدت عمل می‌کند، این دودلی به‌تدریج به سراسر حیات روانی گسترش می‌یابد.آنچه وسواسی به شکل «تردید» تجربه می‌کند، در حقیقت ادراک درونی همین دودلی است. تردید او در اصل متوجه عشق خودش است؛ عشقی که می‌بایست
    3,0702195211Open in Telegram