gram news
دکتر کاردیولوگ channel avatar

دکتر کاردیولوگ

@drkardiologe

یادداشت‌ها و روایت‌های یک رزیدنت قلب ارتباط با دکتر: فعلا خسته‌ام!

ProjectsFAHealth

7,390subscribers

Open the Channel

Latest posts

  • دکتر کاردیولوگ

    22 Sept, 03:33

    …و پایان آخرین کشیک سال دو.
    2,3103138256543Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    20 Sept, 12:52edited

    در آغاز دوران جی‌پی، هفته‌ای یک کتاب می‌خواندم. نیمی از پول توجیبی‌ام خرج کتاب می‌شد. تازه من کتاب‌ها را نمی‌خواندم، می‌بلعیدمشان. نام هر کتاب را در نوت گوشی‌ام ثبت می‌کردم و جمله‌های درخشانش را گوشه‌ای یادداشت می‌کردم تا بعدها سراغشان بروم و از مرورشان دوباره لذت ببرم. اما در همه‌ی آن سال‌ها هرگز آدم شادی نبودم. همیشه چیزی کم بود؛ چیزی بی‌نام که لابه‌لای صفحه‌ها دنبالش می‌گشتم و هیچ‌وقت پیدایش نمی‌کردم. بعد هفته‌ها ماه شد، ماه‌ها فصل، و این اواخر سال به سال است که به‌زحمت دلم می‌خواهد کتابی را باز کنم. امروز کمتر می‌خوانم، ولی سبک‌تر و آرام‌تر زندگی می‌کنم. آن‌که نمی‌داند، نمی‌داند که نمی‌داند. نادانی‌اش مثل اتاقی بی‌پنجره است و کسی که در آن زندگی می‌کند، دلتنگ بیرون نمی‌شود چون از وجود بیرون خبر ندارد. اما کتاب، پنجره‌ای پس از پنجره‌ای دیگر باز می‌کند. هر صفحه می‌گوید «عه! چیزی هم بود که تو نمی‌دانستی.» و هرچه بیشتر بخوانی، نقشه‌ی ناشناخته‌ها در برابرت گسترده‌تر می‌شود، تا سرانجام
    3,27023055181453Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    20 Sept, 10:41edited

    تلاش بیست سی درصد موفقیت است و استعداد و ژنتیک و محیط رشد هفتاد هشتاد درصد. کسی که مستعد است ممکن است استعدادش را هدر بدهد و هیچ گهی نشود اما تقریبا محال است کسی بدون استعداد زیاد و ژنتیک خوب و محیط مساعد و سایر فاکتورهای خارجی و صرفا با تلاش به جایی برسد. این را نمی‌گویم که کسی دلسرد شود، می‌گویم که بدانید اگر کسی از شما در خیلی از زمینه‌ها موفق‌تر است و همزمان رنک یک کلاس است و دو تا زبان زنده‌ی دنیا را بلد است و در پیانو و شنا مهارت دارد و چندتا مقاله با ایندکس بالا دارد و آخر هفته‌ها را برنامه می‌کند و به تفریحات خودش می‌رسد اما تو بیست‌وچهار ساعته روی کتاب چنبره زدی و باز هم استرس مشروط‌شدن را داری لزوما تقصیر تو نیست، تقصیرها از آن شب «یخرج من بین صلب و ترائب» شروع شده و این وسط کمترین تقصیر گردن خودت است. برای همین خیلی خودت را اذیت نکن. بپذیر که عده‌ی خیلی زیادی از تو بالاتر باشند و بگذار این چند روزه‌ی دنیای تخمی سپری شود.
    3,37019450452074Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    17 Sept, 17:44edited

    «اگر دریچه‌های دانستن را مسدود کنیم رستگار می‌شویم؛ همه‌ی نکبتی که ما دچارش هستیم از توی همین دریچه‌ها می‌آید تو.»
    4,98010321131333Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    17 Sept, 13:32edited

    دوران دبیرستان فکر می‌کردم هرکسی که پزشکی می‌خواند، حتما آدم خفنی است. اما خودم که واردش شدم، دیدم نه، اصلا! خیلی‌ها هستند که سرشان با ته‌شان پنالتی می‌زند و دارند پزشکی می‌خوانند. بعدها وقتی پزشکی می‌خواندم و اینترن‌ها و فارغ‌التحصیل‌ها را می‌دیدم، با خودم می‌گفتم این‌ها حتما آدم‌های خفنی هستند. اما خودم که بهشان رسیدم، فهمیدم نه بابا، همچین مالی هم نیستند. وقتی اینترن و جی‌پی بودم، فکر می‌کردم رزیدنت‌های فلان رشته، فلان دانشگاه و فلان بیمارستان چه‌قدر خفن و دست‌نیافتنی‌اند. اما خودم که به آن مرحله رسیدم، فهمیدم از این خبرها نیست. این روزها دیگر به هیچ‌کس و هیچ‌چیز نه حسادت می‌کنم و نه غبطه می‌خورم. چون فهمیده‌ام هیچ‌کس، هیچ‌چیز و هیچ جایگاهی آن‌قدرها هم ارزشش را ندارد و اساسا قد و قواره‌ی انسان، به‌عنوان یک موجود تخمی دوپا و عضوی کوچک از نوع بشر، آن‌قدرها بلند نیست و اگر فکر می‌کنی چیزی بزرگ و خفن است، نه به خاطر بزرگ و خفن بودن آن است که به خاطر پست و حقیر بودن خودت است.
    5,34028912116986Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    15 Sept, 17:12edited

    اینستاگرام اکانت یکی از دخترهای دوران جی‌پی را بهم ساجست کرد. اکانت پابلیک بود و صفحه‌اش را زیر و رو کردم و فهمیدم شوهر کرده و به واسطه‌اش شوهرپوزیشن گرفته و پزشکی را کنار گذاشته و الآن در کشور هلند در حال بلاگری است که با فلان‌قدر پول آن‌جا چه‌قدر چیز می‌شود خرید و ای مردم ایران کونتان بسوزد و از این جور چیزها. یادم آمد این بابا دوران اینترنی بابت یکی از کشیک‌های شب قبل از امتحان چه الم شنگه‌ای راه انداخت که من می‌خواهم درس بخوانم و نمی‌توانم کشیک باشم و سر این قضیه کلی داستان درست کرد. الآن بهش پیام دادم تو که می‌خواستی تهش شوهر کنی و پزشکی را بگذاری کنار و توی اینستاگرام دلقک‌بازی دربیاوری خب آن دوران هم کشیک می‌ماندی و می‌گذاشتی یکی از ماها چهار کلمه بیشتر درس بخوانیم. حالا هم منتظرم ببینم کی سین و بلاک می‌کند.😁
    6,420510401712119Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    15 Sept, 09:20

    دوستم بهم زنگ زد و با خوشحالی گفت فلانی شوهر کرده. گفتم «همون‌که دوران اینترنی عاشقش شده بودی و بهت جواب رد داد؟» گفت «اره، همون.» گفتم «این‌که خوشحالی نداره.» گفت «وقتی بفهمی با میلاد اسپکولوم ازدواج کرده البته که داره.» میلاد را همه‌ی بچه‌های آن دوره می‌شناختند. لاشی، زبان‌باز و البته محبوب دخترها. کسی که به خاطر لیسربودن بهش لقب اسپکولوم داده بودیم، کنایه از این‌که زبانش فقط به سطح قانع نمی‌شد و تا خود فوندوس را لای‌روبی می‌کرد. به این فکر کردم که راست می‌گویند عشق و نفرت دو روی یک سکه‌اند و عشق وقتی جواب نگیرد، نمی‌میرد؛ فقط شکل عوض می‌کند و منتظر می‌ماند تا روزی به نام نفرت خودش را نشان دهد.
    6,25025466491976Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    14 Sept, 13:11

    امروز دارم بیمار را ترخیص می‌کنم. بهم می‌گوید «تو دکتر قلب نیستی، دکتر قلب‌هایی!» اوووف. چه لاس جذابی! حالا کاری ندارم که طرف مرد بود اما باز هم از زیبایی‌اش کم نمی‌کند. اصلا یادم باشد اگر بعدا پارتنر قلب گرفتم این را بهش بگویم.
    6,4003554320884Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    13 Sept, 05:44edited

    بیمار هفتاد و خرده‌ای ساله‌ بدون سابقه‌ی بیماری قلبی و غیر قلبی با اکو و سی‌تی آنژیوی عروق کرونر کاملا نرمال که برای ابلیشن یک ریتم خوش‌خیم بستری شده بود. وقتی قرار شد بدون هیچ دارویی ترخیصش کنیم به اتند گفتم «ژن خوب یعنی این!» گفت «ژن خوب نه، مراقبت خوب. وگرنه پورشه رو هم بدی دست یه راننده‌ی ناشی زیر دو سال خرابش می‌کنه.» گفتم «ولی خیلی‌ها پورشه ندارن، پراید دارن.» خندید و گفت «کم نمیاری که!» ولی شاید مسئله اصلا پورشه و پراید نباشد. به نظرم زندگی چیزی جز یک قرعه‌کشی نیست. یکی با پورشه شروع می‌کند، یکی با پراید و یکی هم اصلا فرصت روشن‌کردن موتورش را پیدا نمی‌کند. ما از بدو تولد سوار ماشینی هستیم که نه خودمان انتخابش کرده‌ایم و نه حتی از سلامت قطعاتش خبر داریم. بعد ما سال‌ها به برنده‌ها نگاه می‌کنیم و برای موفقیتشان فلسفه می‌سازیم؛ تلاش زیاد، مراقبت خوب، انتخاب‌های درست و… شاید فقط بلد نیستیم بگوییم بعضی‌ها خوش‌شانس‌تر بودند. همین.
    7,150222106212065Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    12 Sept, 18:28

    فکر کنم دیشب بیمارها توی آب نمک خوابیده بودند که امروز همه نمک می‌ریختند. از یکیشان می‌پرسم «به چیزی حساسیت داری؟» می‌گوید «بی‌پولی!» هار هار هار! سس‌نمک! یا از دیگری در مورد سوابق بیماری‌اش می‌پرسم، می‌گوید «مرض بی‌پولی دارم!» هر هر هر! یک سوراخ دیگر داشتی به جای نمک‌پاش ازت استفاده می‌کردیم.
    6,0102662114653Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    11 Sept, 10:46

    داشتم ماجرای مرگ بیماری را برای دوست غیر پزشکم تعریف می‌کردم. پرسید «حالا شما پزشک‌ها چرا این‌قدر نسبت به مرگ بقیه بی‌تفاوتین؟» گفتم «بی‌تفاوت نیستیم. فقط شاید بعد از دیدن دهمین جنازه فهمیدیم مرگ یه اتفاق نیست، قانونه. و آدم به خاطر قانون خودشو ناراحت نمی‌کنه، فقط سعی می‌کنه باهاش کنار بیاد و دیرتر توش گیر بیفته.»
    7,4102427144965Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    10 Sept, 21:33edited

    عجیب است که در شلوغ‌ترین بیمارستان شهر، وسط صد نفر پرستار و رزیدنت و بیمار، بیشتر از خانه‌ی خودم احساس تنهایی می‌کنم. انگار تنهایی به تعداد آدم‌های دور و برت ربطی ندارد؛ یک‌جور خالی‌بودن همیشگی که هیچ جمعیتی پرش نمی‌کند. به قول فاضل: «همنشینی با کسی دلتنگی‌ام را کم نکرد کاش می‌شد لحظه‌ای از دست تنهایی گریخت…»
    7,41029251222022Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    10 Sept, 16:01edited

    سه تا رگ بیمار گرفته شده بود و تا ناموس برایش فنر گذاشته بودند. می‌خواستم ادای پزشک‌های باکلاس را دربیاورم و با یک مثال در مورد اهمیت ترک سیگار بیمار را هدایت کنم. گفتم «باید سیگار رو ترک کنی وگرنه دارو خوردنت فایده‌ای نداره و این‌بار فنرهات بسته می‌شه.» گفت «یعنی اگه اثر نداره دیگه دارو مصرف نکنم؟!» خب حالا بیا و درستش کن که حالا من یک چیزی گفتم، تو را سر جدت داروهات را مرتب مصرف کن که فردا پس‌فردا دوباره با تنگی فنر برنگردی.🤦🏻‍♂️
    7,520201107222Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    9 Sept, 20:39edited

    من وقتی از سال پایین‌تر کاری می‌خواهم هی خدا خدا می‌کنم طرف بدون چون و چرا انجامش بدهد و مجبورم نکند بابتش تذکری بدهم و عصبانی بشوم، چون می‌دانم بعدش خودم از عصبانیت و حرف‌هایی که حین عصبانیت می‌زنم پشیمان می‌شوم. سر یکی از کشیک‌ها چندباری به رزیدنت سال پایین‌تر گفتم فلان کار را انجام دهد و هی پشت گوش می‌انداخت. آخرش عصبانی شدم و بهش زنگ زدم و گفتم «اگه برای انجام کارهای بخش زیرلفظی می‌خوای بهم بگو» و بعد هم بهش تشر زدم که کارها را انجام دهد. هیچی دیگر، نتیجه‌اش این شد که تا پایان کشیک از حرفی که بهش زدم ناراحت بودم. :)
    7,610201772221125Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    9 Sept, 19:47edited

    امروز با یکی از اتندها بابت موضوعی بحثم شد و رفتاری کرد که حسابی بهم بر بخورد. من هم در پاسخ به رفتارش یک طومار بلند بالا و شدید اللحن کاردیولوگی نوشتم که برایش بفرستم و پیه تمام عواقب بعدش را هم به تنم مالیدم. نوشتنم که تمام شد از بخش‌ بهم زنگ زدند که بیماری بد حال شده و من هم با خودم گفتم که بروم بیمار را ببینم و برگردم و پیام را ویرایش نهایی کنم و بفرستم. وقتی رفتم ویزیت بیمار طول کشید و درگیر کار شدم و کلا موضوع را فراموش کردم. الآن اتفاقی متن نوشته شده را توی صفحه‌ی چتم با اتند دیدم و فهمیدم که اُه اُه! عجب متن تند و تیزی بود و از بیمار بدحال ممنونم که نگذاشت بفرستمش. وگرنه الآن به جای دکتر کاردیولوگ دکتر عمومیولوگ(!) داشت برایتان می‌نوشت. 🤣
    6,9303801510433Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    9 Sept, 10:06

    حالا که دارم درباره‌ی بیمارستان غر می‌زنم، این را هم بگویم: بارها دیده‌ام در دعوا و تنش بین رزیدنت و بیمار یا سایر کادر درمان، اتند به‌جای اینکه پشت رزیدنتش بایستد، همان‌جا جلوی بقیه او را تنها می‌گذارد و حق را به طرف مقابل می‌دهد. البته که می‌شود برایش توجیه آورد؛ رزیدنت رفتنی است و پرسنل بیمارستان ماندنی. پس شاید از نظر مصلحت‌اندیشی بهتر باشد پشت کسی را بگیری که قرار است بماند. اما این اسمش مدیریت نیست؛ اسمش قربانی کردن رزیدنت برای حفظ آرامش با بقیه است. رزیدنت اگر عصبانی می‌شود و وارد بحث و عصبانی می‌شود که برای پدرش و منافع شخصی خودش نیست. دارد برای بیمار، روند درمان، نظم بخش یا بیمارستان حرف می‌زند. اگر قرار بود فقط به فکر راحتی خودش باشد، ساده‌ترین و امن‌ترین کار برایش سکوت بود. بنابراین هر رزیدنتی که برای یک موضوع درست وارد تنش می‌شود، لزوما بی‌انضباط نیست؛ خیلی وقت‌ها دقیقا برعکس، دارد مسئولیتش را جدی می‌گیرد. و وقتی اتند در چنین موقعیتی پشت رزیدنتش را خالی می‌کند، پیام خیلی
    6,800764832543Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    9 Sept, 09:58

    یکی از چیزهایی که هیچ‌وقت باهاش کنار نیامده‌ام بیمارسالاری افراطی سیستم درمان و گوشت قربانی‌بودن اینترن و رزیدنت است. طرف بیمار است و باید باهاش همدردی کرد درست اما لزومی ندارد این همدردی به قیمت لجن‌مال‌شدن شان و شخصیت پزشک و پزشکی باشد. می‌شود با بیمار همدردی کرد و در عین حال شان و شخصیت رزیدنت را هم حفظ کرد و از حق و حقوقش نیز دفاع کرد. مثلا توی بعضی بیمارستان‌ها بخشی هست به اسم پزشک‌یاب (شما بخوانیدش رزیدنت‌یاب). جایی است که هرکسی بخواهد با رزیدنت پزشکش حرف بزند به آن‌جا مراجعه می‌کند و درخواست رزیدنت می‌کند و آن‌ها هم به رزیدنت زنگ می‌زنند که کجایی و بیا به خدمت اربابت برس. اصلا هم کاری ندارند که باباجان بیمار دیدن و صحبت باهاش ادابی دارد و نمی‌شود بیست‌وچهار ساعته به همه سرویس رایگان داد. تازه بدتر از این. مثلا طرف با رکابی توی خانه لم داده و به بیمارستان زنگ می‌زند که من رزیدنت فلان اتند را می‌خواهم و آن‌ها هم فورا به داخلی آن رزیدنت بخت‌برگشته وصلش می‌کنند که مثلا چی؟! نسخه‌ی
    6,37097328441Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    8 Sept, 11:25edited

    از دوران اینترنی و رزیدنتی دقت کرده‌ام که در بیمارستان از روی دو کرایتریا می‌شود تشخیص داد دختری دوست‌‌پسر گرفته است یا نه. اول این‌که بعد از آن دیگر سر میز سلف برای صبحانه، ناهار یا شام نمی‌آید و غذا را توی ظرف می‌گیرد و می‌برد توی پاویون بخورد. دوم این‌که طریقه‌ی مورد خطاب واقع شدن پسرها از الگوی «نام کوچک به همراه ضمایر و افعال دوم شخص مفرد» تبدیل می‌شود به الگوی «آقای دکتر/ آقای+نام خانوادگی به همراه ضمایر و افعال دوم شخص جمع». به نظرم جا دارد به پاس زحمات من در کشف این کرایتریا از حالا این کرایتریا به افتخارم به نام «کاردی کرایتریا» نامگذاری شود.
    5,930233503619104Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    8 Sept, 08:24

    بیمار می‌گوید «وقتی موهام رو شونه می‌زنم قفسه‌ی سینه‌ام درد می‌گیره!» می‌گویم «فقط حین شانه‌زدن مو؟» می‌گوید «اره». می‌گویم «خب موهات رو کراتینه کن که نیازی به شونه‌زدن نداشته باشی!»پ. ن: الآن استاجرها می‌پرند وسط که وای! این که نورالژی فلان است و سندرم بهمان است. خا حالا😏
    6,540312124322Open in Telegram
  • دکتر کاردیولوگ

    7 Sept, 09:50edited

    تفاوت اصلی نوع بشر با سایر حیوانات نه ناطق‌بودنش است و نه عاقل‌بودنش. حیوانات هم با هر وسیله‌ای با هم ارتباط برقرار می‌کنند و از نظر به‌کارگیری قوه‌ی عقل نیز بعضی از انسان‌ها چنان فاقد عقل و شعورند که بعید نیست بعضی حیوانات در این زمینه برایشان کلاس جبرانی بگذارند. ضمن این‌که دریافت عقل هم دست خود آدم نیست؛ آدم یا دارد یا ندارد و ظاهرا اعتراض به خداوند هم بابت توزیع نامتوازن آن چندان نتیجه‌ای ندارد. به زعم من اما تفاوت اصلی جنس مذکر انسان با سایر حیوانات در وجود حسی است به نام غیرت؛ چیزی که در انسان وجود دارد و دست‌کم در بسیاری از حیوانات با این شکل و شمایل دیده نمی‌شود. مثلا خروس را نگاه کنید. خروس با آن همه هیبت و تاج و ادا، یک گوشه می‌ایستد و نگاه می‌کند که سایر خروس‌ها مرغش را دستمالی کنند و رد شوند؛ نه واکنش خاصی، نه اعتراضی. نهایتا کمی گردنش را می‌کشد و بدنی می‌تکاند و بعد به زندگی عادی‌اش ادامه می‌دهد. بر این اساس مرد بی‌غیرت از حیوانات هم پست‌تر و بلکم حال بهم‌زن‌تر است. چرا که
    7,070256126701685Open in Telegram