Latest posts

سینما پارادیـزو
23 Sept, 12:00
▪️گابریل گارسیا مارکز ـــ رمان عشق سالهای وباـــ نوستالژی، مثل همیشه، خاطرات تلخ را زدوده و خاطرات خوش را بزرگتر جلوه داده بود.▫️Late Autumn (1960) ▫️Dir. Yasujiro Ozu🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
22 Sept, 19:32edited
▪️شاهرخ مسکوب ـــ روزها در راه ــ ۱۹۹۱/۱۱/۱۱ـــ دیروز با گیتا و غزاله رفتیم به دیدن مشق شبِ کیارستمی و دلم به درد آمد از سرنوشت بچههای خودمان. با وسائلِ هیچ و در حالی که نمیشود هیچ حرفی زد، در نهایتِ سادگی بسیار حرفها زده است. گزارش کوتاه و پرمعنا و دردناکی است. دست آقای کیارستمی درد نکند که در خانۀ دوست کجاست هم همینقدر و بیش از این دوستداشتنی بود.▫️Homework (1989) ▫️Dir. Abbas Kiarostami🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
22 Sept, 10:45
▪️ژاک ریوتـــ نمیخواهم تماشاگر هرگز در برابر فیلم با خیالی آسوده بر صندلی لم بدهد؛ با قصهای که از همان آغاز به شیوهای کاملاً سنتی او را درگیر کند و سپس برای یک ساعت و نیم، دو ساعت، یا سه ساعت، مسیری بینهایت دقیق ـــ یا دستکم در ظاهر دقیق ـــ را پی بگیرد. برعکس، ترجیح میدهم نوعی تعادلِ پیوسته ناپایدار بیافرینم که مدام در حال تعدیل و تغییر است؛ دمی به یک سو و دمی به سویی دیگر. چندانکه تماشاگر به جای تکیه زدن به راحتیِ بر یک صندلی دستهدار، گویی بر فراز پُشتهای از صندلیهای لرزان که روی هم چیده شدهاند نشسته باشد، و پیوسته با این هراس دستبهگریبان بماند که آیا این صندلیها فرو خواهند ریخت یا نه.— Jacques Rivette walking like a cat on the top of buildings in Paris during the tournage of "Va Savoir" (2001).🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
21 Sept, 17:30
forwarded from @barg_institute
•••• مدرسهی نوشتنِ دراماتیکِ برگ دورهی جامع یکساله | سه ترم | ۲۵۰ ساعتانواعِ متونِ دراماتیک، نمایشنامه، فیلمنامه، داستانگویی، نویسندگی اپیزودیک، تحلیل متن، دراماتورژی، توسعه و بازنویسیبرنامه آموزشی مدرسه: رویکرد متنمحور به مفاهیم، اصول و فنون متن دراماتیک نگارش خلاق و آزاد رویکرد اجرامحور به مفاهیم، اصول و فنون متن دراماتیک مبانی نمایشنامه نویسی داستان، روایت، درام فیلمنامهنویسی ۱ و ۲ نمایشنامهنویسی ۱ و ۲ فیلمنامهنویسی برای سریال ژانرها و نقاط اشتراک و افتراق آنها دراماتورژی (اجرایی کردن متن، یا چطور بازنویسی کردن بنا به ضرورتهای اجرایی در تئاتر و سینما)حضور منتور در طول دورهخروجی دوره: مجموعهای از نوشتهها و پروژههای توسعهیافته و پورتفولیویِ نوشتاری قابل ارائهمنبع طراحی این دوره، مطالعه و بررسی ساختار برنامههای تخصصی Dramatic Writing، Playwriting و Dramaturgy در مدارس و دانشگاههای معتبر تئاتر و سینمای جهان بوده؛ از جمله NYU Tisch، Northwestern University، NIDA، RADA، Goldsmiths و Ernst Busch University of Theatre Arts Berlin.•••• #موسسه_فرهنگی_هنری_برگ 02188103136 09907529807


سینما پارادیـزو
21 Sept, 17:25
▪️فیلم بعدازظهر سگی (۱۹۷۵) براساس ماجرای واقعیِ یک سرقت ناشیانه از بانکی در بروکلینِ نیویورک در سال ۱۹۷۲ است که توسط جان وُیتوویچ رقم خورد؛ کسی که هدف اصلیاش فراهم کردن پول عمل تطبیق جنسیت برای شریک زندگیاش، ارنست آرون (که بعدها با نام لیز ادن شناخته شد) بود.جان وُیتوویچ در نامهای از درون زندان به روزنامهها نوشت که بازی آل پاچینو و فضای کلی را ستایش میکند، اما از تصویر همسر اولش (کارمن / کارول گلد استارک با بازی سوزان پرشت) گلایه داشت و معتقد بود فیلم او را زنی پرحرف و مقصر جلوه داده است؛ در حالی که رابطهٔ واقعی آنها سویههای مهرآمیزتری نیز داشت. او تا پایان عمر بر این نکته تأکید میکرد که فیلم، ماجرای او را از یک تراژدی خیابانی به یک اسطورهٔ سینمایی تبدیل کرده است.📅 | On this day, 51 years ago, Sidney Lumet's masterpiece DOG DAY AFTERNOON was released in 1975.🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
21 Sept, 11:39
▪️ژان-ماری استروبـــ همهچیز سیاسی است؛ هر کاری که در زندگیات میکنی امری سیاسی است. بنابراین سینما، که پیوندش با زندگی از هر هنر دیگری ناگسستنیتر است، سیاسیترینِ هنرهاست.🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
20 Sept, 17:06
▪️ایزابلا روسلینی ـــ ایزابلا روسلینی، بخشی از من (۱۹۹۷)ـــ «مارتین [اسکورسیزی]، دیوید ترکم کرد.» با لحنی قاطع و حیرتبرانگیز، گفت: «میدانستم.» «از کجا میدانستی؟ هیچکدام از ما نمیدانستیم ـــ نه دوستانم، نه خانوادهام، هیچکس انتظارش را نداشت، و این آخرین چیزی بود که ممکن بود به ذهنم خطور کند. چطور فهمیدی؟»گفت: «وقتی در اخبار، تو و دیوید را در جشنوارهٔ فیلم کن دیدم، فهمیدم. آنجا که دیوید نخل طلا را برای از ته دل وحشی برد و جلوی چشم خبرنگاران لبهایت را بوسید.» گفتم: «خب که چه؟» «ببین، با اینکه همه میدانستند شما با هم هستید، هر دویتان همیشه دربارهٔ رابطهتان بیاندازه تودار، محتاط و کمسروصدا بودید؛ هیچ عکسی، هیچ اعتراف و بیانیهای در کار نبود. اگر دیوید تصمیم گرفت بعد از پنج سال زندگی مشترک، عشقش به تو را جلوی رسانهها جار بزند و به نمایش بگذارد، کاملاً واضح بود که چیزی برای پنهان کردن دارد.»— David Lynch holding his Palme d'Or, which he received for his film "Wild at
سینما پارادیـزو
19 Sept, 19:15
▪️ارنست همینگویـــ مست بنویس، هوشیار ویرایش کن...— Ernest Hemingway reviewing manuscripts.🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
19 Sept, 09:54edited
▪️آدرین مارتینـــ بعدها، عشقم به سینمایی رها و قاعدهگریز ـــ به سینمایی که ساختارش واقعاً باز، همهچیزپذیر، و بالاتر از همه "ناخالص" و دستنخورده باشد ـــ با کشفِ شخصیام از فیلمهای جان کاساوتیس و فیلیپ گارل معنا پیدا کرد. تماشای تکسانسِ چشمههای عشق (در ۱۹۸۵) و بوسههای نجاتبخش (در ۱۹۹۴) در زادگاهم ملبورن، برای من جزو لحظات بنیادین و ازیادنرفتنی در زندگیام به عنوان یک عشقِ سینما به حساب میآیند. کاساوتیس و گارل برایم نمادِ نوعی افراطِ ستودنی در سینما هستند: گونهای از آرته پوورا (هنر فقیر) که بر نوسانهای ریزِ زندگیِ عاطفی، بر غلیانِ حالوهوا و عواطف، و بر ناپایداریِ تمامی معانیِ زیستهشده متمرکز است. سینمایی که خودْ یک رخدادِ مستند است؛ جایی که انرژیهای تن، از حرکات دست و زبان گرفته تا رفتارهای بدنی، بیهوا و پیشبینیناشده با دکوپاژ، قاببندی، تدوین و صدابرداری تلاقی میکنند. سینمایی که پذیرای شور و تلاطمهای زندگی است، و مدام با نبضِ آن شکل عوض میکند. من همواره در پی چنین


سینما پارادیـزو
18 Sept, 19:44
▪️فدریکو فلینی❍ سینما چیزی نیست جز رؤیا؛ رؤیایی که هرکدام از ما لحظهای کوتاه پیش از خوابیدن و لحظهای کوتاه پس از بیدار شدن، مشاهدهاش میکنیم.❍ رؤیابین، در نهایت، خود آفرینندهٔ رویای خویش است. هیچچیز بهاندازهٔ خودِ رویا در ذات خویش راستین نیست و اینچنین ژرف با واقعیتِ روانیِ رویابین همخوانی ندارد. هیچچیز صادقانهتر از یک رویا نیست.❍ رفتن به سینما یعنی خواب دیدن با چشمهای باز.▫️8½ (1963) — Dir. Federico Fellini ▫️The Virgin's Bed (1969) — Dir. Philippe Garrel🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
17 Sept, 17:12edited
▪️کارلوس ریگاداســـ من شیفتهٔ فیلمسازانی هستم که با اثرشان دستبهگریباناند و با آن کلنجار میروند، و همواره این حس را داشتهام که دیپالما در حال کلنجار رفتن است. در آثارش چیزی غریب و ناجور حس میکنم؛ کیفیتی که به روانی و آسانی پیش نمیرود، و دقیقاً همین امر مرا وامیدارد تا فیلمهایش را از زاویهٔ دید دیگری به نظاره بنشینم.در انفجار، خط روایی بسیار ساده و شفاف است و هیچ عنصر گیجکننده یا حواسپرتکنی وجود ندارد؛ از این رو فرصت مییابی تا همهٔ جزئیات را به شیوهای متمایز ببینی و به تماشا بنشینی. حجم اطلاعات در فیلمهای او بسیار بالاست، اما درست مانند تاتی [ژاک]، تمام این اطلاعات در لایهای عمیقتر و زیرین تنیده شدهاند. ممکن است اثری از دیپالما را ببینی و آن را کاملاً معمولی بپنداری، اما اگر بیش از یک بار به تماشایش بنشینی، هر بار بهتر و غنیتر جلوه میکند.▫️Blow Out (1981) ▫️Dir. Brian De Palma🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
17 Sept, 09:28
▪️راینر ماریا ریلکه ـــ از کتاب «نامههایی دربارهٔ سزان»ـــ اثر هنری همواره حاصلِ در معرض خطر بودن است؛ حاصلِ پیش رفتن تا انتهای یک تجربه، تا آنجا که دیگر هیچکس نمیتواند فراتر رود.— Paul Cézanne painting at "Les Lauves", Ker-Xavier Roussel, January, 1906.🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
16 Sept, 12:41
▪️میشائیل هانکه ـــ گفتوگو با روی گروندمن (۲۰۰۹)ـــ همواره به دانشجویان فیلمسازیام توصیه میکنم که دستکم یک نمایش را روی صحنه ببرند. در تئاتر هزاران بار بیشتر از کار در سینما چیز یاد میگیرید. در آنجا ناگزیرید مواجههای کاملاً متفاوت با بازیگر داشته باشید، زیرا بازیگران در تئاتر از آزادیِ بسیار بیشتری برخوردارند.اگر در برقراری ارتباط با بازیگر تئاتر شکست بخورید و نتوانید او را به درستی قانع کنید، او آنطور که خودش میخواهد نقش را ایفا خواهد کرد، نه آنگونه که شما خواستهاید.این بدان معناست که ناچارید واقعاً با بازیگر وارد گفتوگو و تعامل شوید؛ کاری که در سینما معمولاً به دلیل فشار زمان انجام نمیدهید. در شرایط کار سینمایی، بازیگر مجبور است صرفاً آنچه را کارگردان میخواهد انجام دهد، و اگر کارگردان نتواند بازیگر را به بازیِ موردنظرش برساند، در نهایت بازیگر را به بیکفایتی متهم میکند.اما حقیقت این است که تقصیرِ خود کارگردان است، چرا که او هیچچیز از بازیگری نمیداند. تئاتر به


سینما پارادیـزو
16 Sept, 08:34
▪️لورن باکال ـــ من و بوگی زن و شوهر با عاطفهای بودیم چیزی که در هالیوود دیده نمیشود. او به من یاد داد که همیشه روی پای خودم بایستم.خوشبختم که زندگی طولانی داشتهام، برای خودم باور نکردنی است! اما انگار چهار پنج یا شش بار متولد شده ام؛ من آدمها را از نسل بوگی تا نسل امروز ملاقات کردهام، گاهی آدم را به وحشت میاندازد، اما تجربه بزرگی است، آدم یاد میگیرد که معنی زندگی چیست، چه بود و چه میتوانست باشد…— Rare private moments captured on film of Bogie and Bacall on their beloved boat Santana, during their golden years on the California coast. Bogie loved that boat so much that at his funeral a model of the boat was displayed next to his coffin.🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
15 Sept, 19:13edited
▪️پاتریسیو گوسمانـــ کشوری که سینمای مستند ندارد، درست مثل خانوادهای است که آلبوم عکس ندارد.ـــ برای گوسمان که کارنامهاش از تریلوژی سترگ نبرد شیلی تا آثاری چون نوستالژی برای نور و دکمه صدفی در امتداد ترومای کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ پینوشه شکل گرفته ـــ آلبوم عکس خانوادگی صرفاً یادگاری نوستالژیک نیست، بلکه سندِ بقا، حقانیت و تبارشناسی است. خانوادهٔ بیآلبوم دچار زوال عقل جمعی و جعل هویت میشود؛ درست همانطور که یک ملتِ بدون مستند، گذشتهاش را به روایتِ فاتحان و قدرتهای سانسورگر وامیگذارد.در نوستالژی برای نور، زنانی که در بیابان آتاکاما پی استخوانهای گمشدهٔ عزیزان اعدامشدهشان میگردند، نمونهٔ عینی این گزارهاند؛ سینمای مستند برای گوسمان ابزاری بود برای پر کردنِ جای خالیِ همان صفحاتی از آلبوم ملی که دیکتاتوری از بین برده است. مستند در اینجا عملِ مقاومت و بازپسگیری چهرهها از دل تاریکی است. او در ٨۵ سالگی درگذشت.▪️Patricio Guzmán — August 11, 1941 – September 15, 2026.🎥 @Cin


سینما پارادیـزو
15 Sept, 09:29
▪️کریستوف کیشلوفسکیـــ این بزرگترین گناهی است که یک کارگردان میتواند مرتکب شود: اینکه فیلمی بسازد صرفاً به این دلیل که "میخواهد فیلم بسازد". تو باید به دلایلی دیگر مشتاق فیلم ساختن باشی ـــ برای گفتنِ چیزی، روایت یک قصه، یا نشان دادن سرنوشت یک انسان؛ اما نباید فیلمی را صرفاً محضِ خودِ فیلم ساختن بسازی.تو فیلم میسازی تا چیزی به دیگران ببخشی؛ تا آنها را به اقلیمی دیگر ببری، چه این اقلیم قلمروِ شهود باشد و چه جهانِ عقل و استدلال... ساحتِ خرافهها، فالبینیها، دلشورهها و پیشآگاهیها، شهود و رؤیاها ـــ همهٔ اینها همان جهانِ درونِ انسان است؛ و دشوارترین کارِ جهان، ثبتِ همین ساحتِ ناپیدا بر پردهٔ سینماست.▫️The Double Life of Veronique (1991) ▫️Dir. Krzysztof Kieślowski🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
14 Sept, 20:26
▪️مارسل پروست ـــ در جستوجوی زمان ازدسترفته ــ ترجمه مهدی سحابیـــ چه همدلیای، چه سَر و سِرّی که میشد با دستان آغاز کرد!— Touch! • A Hidden Life (2019) • Parasite (2019) • Pride & Prejudice (2005) • The Thin Red Line (1998) • Decision to Leave (2022) • La Chinoise (1967) • Twin Peaks (1990) • Drive (2011)🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
14 Sept, 09:33
▪️سوزان سانتاگ ـــ یادداشتهای روزانهـــ چه چیز به من حسِ قدرت میبخشد؟ عاشق بودن، و کار. باید کار کنم.🎥 @CinemaParadisooo


سینما پارادیـزو
13 Sept, 18:00edited
▪️ژان-لوک گدار ـــ گفتوگو با گیدئون باخمن (۱۹۸۳)ـــ عشق در سینما یا عشق به سینما... در فیلمهای جنگی، این عشق جوانان به اسلحه است؛ در فیلمهای گانگستری، عشق جوانان به دزدی؛ و در سینما، این دقیقاً دستاورد موج نو بود ـــ دستاورد تروفو، ریوت، خودِ من و چند تن دیگر: اینکه چیزی را به سینما بازگرداندیم که از آن رخت بربسته بود؛ یعنی همان "عشق به خودِ سینما".ما پیش از آنکه عاشق زنان شویم، پیش از آنکه عاشق پول شویم، و پیش از آنکه عاشق جنگ شویم، عاشق سینما بودیم. این سینما بود که مرا به کشف زندگی رساند، و راستش سی سال از عمرم را گرفت، چرا که ناچار بودم از میان تمام آن چیزهایی که خود بر پرده تابانده بودم عبور کنم... اما بدون عشق، هیچ فیلمی وجود ندارد.— Jean-Luc Godard (December 3, 1930 – September 13, 2022) on the set of Jacques Rivette's Quadrille (1950)🎥 @CinemaParadisooo
سینما پارادیـزو
13 Sept, 15:21edited
▪️شانتال آکرمنـــ برای گفتنِ بسیار، باید اندک نشان داد.▫️Le voyage en douce (1980) ▫️Michel Deville🎥 @CinemaParadisooo
Related Channels
Other channels in the same section of the catalogue.
