gram news
𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب channel avatar

𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

@landofnovel

@LitandNs ˚⋆ ──────ʚ˚ɞ ────── ⋆˚ @BookArchivio ˚⋆ ──────ʚ˚ɞ ────── ⋆˚ @Landofnovelbot

ProjectsENBooks

3,400subscribers

Open the Channel

Latest posts

  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    22 Sept, 16:42

    ورود به دنیای تم‌های خاص تلگرام⭐️🔗 سلیقه‌تو بگو؛ تم اختصاصیت رو تحویل بگیر🪄 ⭐️ HanyBerry_theme ‎──── 𐙚 ₊˚⊹♡ ──── ‎⋆𐙚₊˚⊹ 𝒫𝑜𝒿 𝒞𝓊𝓁𝓉𝓊𝓇𝑒 ₊˚⊹♡💫 ☀️⚘ اخبار هالیوودی و سینما 🐝⚘ کی‌پاپ نیوز فارسی 🌸⚘ دنیای دویکند 💐⚘ تیلور سوییفت 🦋⚘ هری استایلز 🚲⚘ کام‌اوت زین 🌈⚘ بیانسه ملکه موسیقی ☁️⚘ شکیرا 🐝⚘ بیلی آیلیش 🌳⚘ آوریل لاوین 🪰⚘ آریانا گرانده
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    18 Sept, 10:58

    forwarded from @hollywoodi_a

    🎬 تریلر جدیدی از فیلم “THE HUNGER GAMES: SUNRISE ON THE REAPING” منتشر شد.این فیلم در تاریخ ۲۰ نوامبر در سینماها اکران خواهد شد.🌟 @Hollywoodi_a
    271video4Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    15 Sept, 11:29

    414file6Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    15 Sept, 07:13

    📖دوستدار ✍🏻فریدا مک‌فادن این کتاب ماجرای دختری به نام «سیدنی شاو» در نیویورک را روایت می‌کند که در روابط عاطفی خود بدشانسی می‌آورد، اما بالاخره مردی بی‌نقص را پیدا می‌کند: یک پزشک جذاب و خوش‌قیافه. هم‌زمان، پلیس درگیر پروندهٔ قتل‌های سریالی زنان جوانی است که قاتل، پیش از کشتن، با قربانیانش قرار می‌گذارد. سیدنی باید احساس امنیت کند، اما به تدریج به مرد ایده‌آلش مشکوک می‌شود. آیا او واقعاً همان کسی است که به نظر می‌رسد، یا سیدنی قربانی بعدی خواهد بود؟ داستان در دو خط زمانی گذشته و حال پیش می‌رود. در گذشته، با پسری به نام «تام» آشنا می‌شویم که عاشق دختری به نام «دیزی» است، اما درگیر مشکلات شخصی و افکار تاریک است. این دو خط داستانی به هم گره می‌خورند و مخاطب را با خود تا پایان داستان می‌برند. 🩷 #library | فایل کتاب | درخواستی 🌝
    Image from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتابImage from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب
    44461Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    15 Sept, 07:13

    400sticker4Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    14 Sept, 11:48

    447file5Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    14 Sept, 07:42

    📖Iron Flame ✍🏻Rebecca Yarros 🎴B2 🩷 #library | فایل کتاب 🌝
    Image from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتابImage from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب
    45171Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    14 Sept, 07:42

  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    12 Sept, 15:32

    501file6Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    12 Sept, 14:55

    الان برام سوال شده که The Gauntlet توی نسخه‌ی فارسی این کتاب چی ترجمه شده؟!
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    12 Sept, 14:54

    من تازه اوایل کتاب Fourth Wing هستم و توی فصل چهارم به یک مسیر به نام The Gauntlet اشاره می‌‌شه. امروز توی تیک‌تاک این ویدئو رو دیدم؛ نمی‌دونم چقدر شبیه چیزی هست که نویسنده توصیف کرده، اما اگه شما هم دارید این کتاب رو می‌خونید، بهتون توی تصور اون فضا قطعا کمک می‌کنه.
    479video11Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    11 Sept, 17:37

    بعد جالب اینجاست که من حتی به جایی از داستان نرسیدم که با این شخصیت آشنا بشم...
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    11 Sept, 17:36

    امروز صبح داشتم فایل کتاب Iron Flame رو چک می‌کردم که مطمئن بشم کیفیت فایل خوبه، و یه چیزی برام اسپویل شد که الان دلم می‌خواد سرم رو بکوبم توی دیوار.🤦🏻‍♀😭
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    10 Sept, 18:07

    امروز صبح داشتم فایل کتاب Iron Flame رو چک می‌کردم که مطمئن بشم کیفیت فایل خوبه، و یه چیزی برام اسپویل شد که الان دلم می‌خواد سرم رو بکوبم توی دیوار.🤦🏻‍♀😭
    53642Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    10 Sept, 09:22

    555file422Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    10 Sept, 07:51

    📖Bride ✍🏻Ali Hazelwood 🎴B2 — C1 🩷 #library | فایل کتاب | درخواستی 🌝
    Image from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتابImage from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب
    572621Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    10 Sept, 07:51

    482sticker3Open in Telegram
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    8 Sept, 15:14edited

    Mira: Stay away from Xaden Riorson. Violet: He’s tall, with windblown black hair and dark brows. The line of his jaw is strong and covered by warm tawny skin and dark stubble, and when he folds his arms across his torso, the muscles in his chest and arms ripple, moving in a way that makes me swallow. And his eyes… His eyes are the shade of gold-flecked onyx. The contrast is startling, jaw-dropping even—everything about him is. His features are so harsh that they look carved, and yet they’re astonishingly perfect, like an artist worked a lifetime sculpting him, and at least a year of that was spent on his mouth. He’s the most exquisite man I’ve ever seen. And living in the war college means I’ve seen a lot of men. Even the diagonal scar that bisects his left eyebrow and marks the top corner of his cheek only makes him hotter. Flaming hot. Scorching hot.
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    8 Sept, 11:58

    forwarded from @thestoriesofart

    Pygmalion and Galatea (1890) Jean-Léon Gérôme سرانجام پیگمالیون در روز جشن آفرودیت، الهه عشق، به معبد رفت و در میان جمعیتی که برای بزرگداشت آفرودیت آمده بودند، آرزوی خود را مطرح کرد و درخواست همسری را کرد که همانند مجسمه‌ای باشد که خود ساخته بود. وقتی پیگمالیون به خانه بازگشت، به سراغ مجسمه رفت و دستش را روی آن کشید. مجسمه دیگر سرد و سخت نبود. پیکره نرم و در برابر چشم‌هایش، به گوشت و پوست تبدیل شده بود. آفرودیت آرزوی او را برآورده کرده بود و زنِ عاجی به انسانی واقعی تبدیل شده بود. پیگمالیون با او ازدواج کرد و در روایت اووید، حاصل این پیوند دختری به نام پافوس بود؛ نامی که با شهر پافوس در قبرس و آیین پرستش آفرودیت ارتباط پیدا می‌کند.[2/2]@TheStoriesOfArt
    Image from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتابImage from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب
  • 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب

    8 Sept, 11:58

    forwarded from @thestoriesofart

    Pygmalion Adoring His Statue (1717) Jean Raoux در اساطیر باستانی، پیگمالیون شخصیتی افسانه‌ای و منسوب به قبرس بود. اووید، شاعر رومی سده نخست پیش از میلاد مشهورترین روایت از زندگی پیگمالیون را به قلم آورد. داستان از زمانی آغاز می‌شود که پیگمالیون، مجسمه‌ساز ماهر، تصمیم می‌گیرد هیچوقت ازدواج نکند و زندگی‌اش را وقف هنر کند. از نظر او، هیچ زنِ کامل، زیبا و بی‌نقص در جهان واقعی وجود نداشت. بنابراین به جای اینکه دنبال چنین زنی بگردد، تصمیم گرفت خودش او را بسازد. در نتیجه مجسمه‌ای از تکه‌ای عاج ساخت که فراتر از یک مجسمه معمولی بود. این پیکره، چنان زیبا و طبیعی بود که گویی زنی واقعی در برابر او ایستاده بود. اووید در نوشته‌هایش تاکید می‌کند که پیگمالیون هنگام لمس پیکره، برای لحظه‌ای احساس می‌کرد با پوستی واقعی روبه‌رو شده، نه با عاجی سرد و بی‌جان. به مرور زمان، دیدگاه پیگمالیون به اثر ساختِ دست خودش، تغییر کرد و او شیفته‌ی مجسمه شده بود. برایش لباس به تن می‌کرد، با جواهرات آراسته‌اش می‌کرد و گل و
    Image from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتابImage from a post by 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝑙𝑎𝑛𝑑 | دنیای کتاب