gram news
رمان من channel avatar

رمان من

@romanman_ir

"بهترین رمان‌های عاشقانه، پلیسی، تخیلی و هیجانی! اگر عاشق مطالعه رمان هستی، اینجا برای توست. جدیدترین و محبوب‌ترین رمان‌ها رو رایگان بخون!" رمان من https://roman-man.ir رمان وان https://roman-one1.c

ProjectsFABooks

18,893subscribers

Open the Channel

Latest posts

  • رمان من

    23 Sept, 11:08

    رمان عجین پارت 340رمان عجیناخمی کرد. -منم همینطور. فرهادم چون من بی‌قراری می‌کردم زنگ زده بود بهت. نمی‌دونست چی بگه. هِی زور می‌گفت خونه باشید. خونه باشید. خندید. -این پسره صد تا جون داشت. زنده بود وقتی اورژانس داشت می‌بردش. بهش فکر نکن. فرهاد بهت زنگ زده بود، ازش پرسیدی با من بحثش شده؟! بینِ خنده و خجالت…https://romandoni3.xyz/رمان-عجین-پارت-340/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 09:16

    رمان ایوار پارت 64رمان ایواراخم می‌کند و روی مبل مخصوص به خودش می‌نشیند. – خب؟ – آقاجون، تو باغ بهم اجازه می‌دین گلخونه بزنم؟ اخم‌هایش باز می‌شود و جایش را تعجب می‌گیرد. دستی به محاسن سفیدش کشیده و می‌پرسد: – باغ که جا نداره دخترم، کجای باغ، بعدم بخوای گلخونه بزنی نظر بابات هم مهمه و اینکه بازار…https://romandoni3.xyz/رمان-ایوار-پارت-64/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 07:48

    رمان خنیا پارت بیستم از شیوا رستمی کیاحتی نگاه دنیا را به خوبی در ذهن دارد، آن ابروهای پهن دخترانه که موهای اضافه دور و ورش را گرفته بود، آخر در میان محل آنها رسم بود دختر تا زمان ازدواج ابروهایش را نگیرد! با حالی نزار و آشفته به شقیقه هایش فشار می آورد، لعنتی خوب شو دیگر!این سر درد سگ مصب…https://roman-man.ir/رمان-خنیا-پارت-بیستم-از-شیوا-رستمی-کیا/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 07:47

    رمان خنیا پارت نوزدهم از شیوا رستمی کیابه سرعت خودش را به خانه میرساند، در ضد گلوله ی خانه را با زدن رمز در باز میکند و پا به داخل میگذرد، محیطش لاکچری بود، لوستر های کریستالی آویزان از سقف کناف کاری شده با مبلمان یاسی رنگ ال مانند و تلویزیون بزرگ ۲۷ اینچ….همه ی این ها را مدیون همان زن…https://roman-man.ir/رمان-خنیا-پارت-نوزدهم-از-شیوا-رستمی-کیا/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 06:54

    رمان تیام از آیلین شمس/داستانی از پستی بلندی های زندگیرمان کامل اشتراک ویژه | رمانداستانی بر اساس واقعیت.. داستانی که پستی بلندی های زندگی یک زوج را بیان کرده.. داستانی که عشق واقعی رو نشان میده.. تیام.. پسره مغروری که غرور خیلی آسان زندگی اش را به بازی میگیرد.. و سارا.. دختری که سادگی اش زندگی اش را به باد میدهد..https://roman-one1.com/رمان-تیام-از-آیلین-شمس-داستانی-از-پستی-ب/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 06:33

    رمان نقره بال پارت ۲۲۹رمان نقره باللیوان ها را پر از شراب کرد و یکی را سمت مالک هل داد. – می‌خوای چیکار کنی؟ – تو قرار بود فکر کنی. شرابش را سر کشید و به مالک چشم دوخت، فکر کرده بود ولی اندکی اذیت کردن برادرش به جایی برنمی‌خورد. – من چرا باید درمورد دوست نقره فکر کنم اخه…به…https://roman-one1.com/رمان-نقره-بال-پارت-۲۲۹/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    23 Sept, 06:13

    رمان نوازشگر فصل دوم پارت ۱۰“برسام” کلید را توی قفل چرخاندم و هنوز در را کامل باز نکرده بودم که صدای تق‌تق قابلمه و باز و بسته شدن کابینت‌ها از آشپزخانه آمد. بی‌اختیار پوزخند زدم. باز هم بهار. در را بستم و همان‌طور که کت را از تنم درمی‌آوردم، صدای بلند سلامش توی خانه پیچید. چند دقیقه بعد، با همان…https://roman-man.ir/رمان-نوازشگر-فصل-دوم-پارت-۱۰/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
    37661Open in Telegram
  • رمان من

    23 Sept, 06:08edited

    دانلود رمان خان‌زاده ۲ اثر ترنم | عاشقانه، اربابی، کاملرمانهای کامل مخصوص اشتراک های ویژه | رمانرمان خان‌زاده ۲ (جلد دوم) نویسنده: ترنم رمان خانزاده جلد اول رمان خانزاده جلد سوم (مطالعه به صورت آنلاین ) عاشقانه ، درام ، خانوادگی، انتقامی ، اربابی «رمان خان‌زاده ۲» ادامه‌ای پرتنش از زندگی آیلین و اهوراست؛ زوجی که پس از فراز…https://romandoni3.xyz/download-roman-khan-zadeh-2/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 19:02

    رمان گنج میراث پارت ۲۲۵رمان گنج میراثپشت میز می‌نشیند و وقتی مهری میزی پر و پیمان برایش می‌چیند رو به او می‌گوید: _دستتون درد نکنه…اینهمه لازم نبود یه لقمه نون و پنیر هم کافی بود… دوباره این مادر میراث است که میان بحثشان می‌پرد و با تکرار همان عمل قبلی ، یعنی فاصله دادن گوشی و سپش گرفتن دهانه ی…https://roman-one1.com/رمان-گنج-میراث-پارت-۲۲۵/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 18:28

    رمان مرا برای خودم بخواه پارت 229رمان مرا برای خودم بخواهسیبِ آدمش بالا و پایین میرود راضی نیست به این وضع ! + دارم کتاب میخونم دخترم . تو بخواب طلا ناراضی ، نیم خیز میشود و بازوی اروند را با دو دستش میگیرد × چشمات قِلمِز شده الوند جون …. بخواب لفطا من با لبخند طلا را نگاه میکنم و او هم انگار…https://roman-one1.com/رمان-مرا-برای-خودم-بخواه-پارت-229/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
    24471Open in Telegram
  • رمان من

    22 Sept, 13:02

    رمان نوازشگر فصل دوم پارت ۹پارت هدیه💗 چند ساعتی گذشته بود و بهار درست شبیه مادرهایی شده بود که برای خواستگاری دخترشان سنگ تمام می‌گذارند. موهایم را با حوصله اتو کشید و از داخل کیف لوازمش یک رژ لب قرمز بیرون آورد و به سمتم گرفت. ابروهایم را بالا دادم. _نه، این یکی دیگه نه. _باور کن خیلی بهت میاد.…https://roman-man.ir/رمان-نوازشگر-فصل-دوم-پارت-۹/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 11:27

    رمان نسب پارت 278رمان نَسَبپشتم را به سپر ماشین دادم و میان نفس‌نفس زدنم دعا کردم در ماشین باز باشد. ورد خواندم. به خدا التماس کردم. من هیچ راهی به جز این ماشین نداشتم. دیار از این عمارت رفتنی نبود ، مگر اینکه همان لحظه و در همان ثانیه‌های باقی مانده چاره‌ای برای فرار می‌اندیشید. اگر این دیار،…https://romandoni3.xyz/رمان-نسب-پارت-278/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 11:26

    رمان ایوار پارت 63رمان ایوارالحق که کباب خوشمزه‌ای بود. معلوم است همه تا سر حد ترکیدن خورده‌اند آخر سیاوش استاد کوبیده زدن است. – خوبم پخته شده بود زحمت من و بلوطم هستا! عمو که کنار دست من نشسته است لپم را می‌کشد. – مثل سیریش همه رو به هم وصل می‌کنه اگه این بچه عاشق مهمونی نبود…https://romandoni3.xyz/رمان-ایوار-پارت-63/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 06:59

    رمان تو بار دیگر نوشته زهرا اسدی | خلاصه و دانلودرمان کامل اشتراک ویژه | رمانرمان تو بار دیگر نویسنده: زهرا اسدی عاشقانه اجتماعی درام غمگین ارباب رعیتی رمان تو بار دیگر نوشته زهرا اسدی، یک داستان عاشقانه و اجتماعی است که در بستر روستای گالب‌دره و سال‌های پیش و پس از انقلاب روایت می‌شود. اسفندیار عدالت‌خواه، پسر یک سرهنگ…https://roman-one1.com/to-bar-digar-novel/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 06:52

    رمان نوازشگر فصل دوم پارت ۸اصلاً نمی‌دانم آن روز چطور گذشت. همه‌چیز در مه بود؛ صداها، خنده‌ها، منظره‌ی پشت شیشه، حتی طعم غذایی که هیچ‌وقت نچشیدم. انگار تمام روز، ذهنم در همان آسانسور جا مانده بود. شب که شد، همه خوابیده بودند و فقط من بودم و مغزی که از فکر کردن خسته نمی‌شد. به سقف خیره مانده بودم و…https://roman-man.ir/رمان-نوازشگر-فصل-دوم-پارت-۸/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 06:52

    رمان پشت آخرین نت پارت ۱۲«الاله» همین که وارد پذیرایی شدیم، چیز خاصی برام عجیب نبود… البته تا وقتی که چشمم افتاد به آرمان. یه مدیر شرکت معتبر، با اون قیافه‌ی جدی و ابهتش، نشسته بود وسط پذیرایی با صورت اکلیلی و پاپیون صورتی. چند ثانیه فقط نگاش کردم. بعد نگام رفت سمت سامان. اون بیچاره صورتشو کرده بود توی…https://roman-man.ir/رمان-پشت-آخرین-نت-پارت-۱۲/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 05:24

    دانلود رمان عروس هزار داماد اثر hotsummer00 : عاشقانه‌ای پر تنشرمانهای کامل رایگان | رمانرمان عروس هزار داماد نویسنده: hotsummer00 عاشقانهاجتماعیدرامجناییمعمایی«رمان عروس هزار داماد» روایت دختری هجده‌ساله به نام لاله است که با لقب «فرفره» در کوچه‌پس‌کوچه‌های پایین‌شهر شناخته می‌شود. دختری که برای زنده ماندن، نقابی پسرانه بر چهره می‌زند و در دنیایی پر از خطر و بی‌رحمی، روزگار می‌گذراند. اما یک…https://romandoni3.xyz/download-aroos-hezar-damad-novel/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 04:39

    رمان خانم معلم پارت 249رمان خانم معلم.لباسی که بابا گفته بود رو پوشیدم و جلوی آینه وایسادم. یه پیراهن بلند سبز یشمی بود با روسری سفید. بیشتر از اون چیزی نداشتم. وقتی روبنده ام رو برداشتم بابا نچ کلافه ای کشید و گفت: -اون و دیگه نبند دختر… امشب اومدم میخوان تو رو ببینن کل روستا یا میگن جزام داری،یا…https://roman-one1.com/رمان-خانم-معلم-پارت-249/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 04:32

    رمان عشق و اجبار. پارت40 ( پارت آخر فصل یک )#پارت40 آیهان مشغول بسته‌بندی لباس‌های جدید بود. – امشب زود شروع کردی. – دیگه تو هم نبودی؛ حوصله‌م سر رفت. – الهی دورت بگردم. – خب تعریف کن! چی‌شد!؟ – به کامران گفتم، یه مراسم کوچیک بگیریم؛ اونم قبول کرد. یه باغ تالار رزرو کردیم، مهمون هم پنجاه شصت نفر دعوت می‌کنیم. – چه خوب…https://roman-man.ir/رمان-عشق-و-اجبار-پارت40-پارت-آخر-فصل-یک/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من
  • رمان من

    22 Sept, 04:30

    رمان خنیا پارت هفدهم از شیوا رستمی کیا_هاتف! به چشم های مرد زل میزند و با لحنی که سعی میکند اغواگرانه باشد میگوید:ازت ممنونم و هاتف وا می‌رود! تعجب میکند و زود به همان حالت غرور آمیز خودش بر می‌گردد _بابت؟ این را هاتف میگوید و دنیا ادامه میدهد: واسه اینکه انقدر نازگلو دوست داری، واسه اینکه هواشو داری، براش وقت میزاری…https://roman-man.ir/رمان-خنیا-پارت-هفدهم-از-شیوا-رستمی-کیا/
    Image from a post by رمان منImage from a post by رمان من